همه انچه که نباید اینگونه باشد

درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 2 دی ماه سال 1390
فریدون

 

ضحاک از دماوند گریخته است 

شنبه 21 آبان ماه سال 1390
مکاره

 

این روزها 

گربه نره ها و روباه مکارها 

بازرشان داغ داغ است 

همچون بازار مکاره در قدیم الایام 

طمع هر روز خلق می کند 

پینوکیوهای بسیار 

 

 

شنبه 21 آبان ماه سال 1390
فتوا

 

هر آدم شکم گنده ای که 

ملبس به لباس روحانیت است 

باید خلع لباس بشود

یکشنبه 8 آبان ماه سال 1390
انتظار

 

همه منتظر بودند
که بیاید و با خودش ببرد
روحی را که اقامت درجسم نیمه جانی برایش بسی سخت بود 

 

 

حالا او رفته است 

شده است نو رفته ی نو منزل

یکشنبه 1 آبان ماه سال 1390
گوگل

 

اون موقع ها که یه خورده بیکارتر بودم 

و هنوز حس خانم مارپلیم پررنگ بود 

یه سر زدم به موجودی خارق العاده به نام گوگل 

و با چند کلمه حدسی مرتبط با چند تا سرنخ دم دستی  

اسم یه نفرو درآوردم 

اما الان هرچی فکر کردم

فامیلیش یادم نیومد 

به ذهنم فشار نیاوردم 

گوگل در خدمت شماست

یکشنبه 24 مهر ماه سال 1390
خواب

 

داشت از کنارم رد می شد 

برگشت و بهم خندید 

خدایا این کی بود؟ 

چقدر قیافش آشنا بود 

سه روز فکر کردم 

تا بالاخره درحالیکه نشسته بودمو کتاب می خوندم 

یهو 

یادم اومدم اونی که تو خواب بهم لبخند میزد 

زهره بود

هم اتاقی دوستم  

بهش پیامک زدم از زهره چه خبر داری؟  

گفت هیچ خبر  

خیلی مرموزانه

تلفنشو جواب نمیده!

یکشنبه 24 مهر ماه سال 1390
دیگران

امروز برق سه فاز بهم وصل کردن 

اگه هنوز زندم 

بابت پوست کلفتم 

که تو خوابگاه به این حد از ضخامت رسیده 

مرد بی عار شنیده بودم 

ندیده بودم 

امروز دیدم 

هر روز میره تفریح 

خرجشم زنش میده! 

به خانوم گفتم: طبق قوانین اسلام نفقه زن و مخارج خانه و خانواده با مرد 

شما این وسط چه کاره ای؟ 

خانومه می گه: وقتی شوهرم بیکاره من چی کار کنم 

خانوم من نمی بینی شوهرت داره از این وضعیت لذت میبره 

و ی دنیا بحث دیگه 

یکشنبه 24 مهر ماه سال 1390
موضوع جدا تکراری از سر بیکاری

یه وقتایی یاد هاکل برفین می افتم 

چه زندگی ای داشت 

آزاد و رها 

روی کرجی 

تازه با جیمی هم دوست بود 

اگرچه بابای خوبی نداشت 

ولی به هر جال باباش بود 

هر چی کارتون دیدیم تو بچگی 

همه همین جوری بود 

بچه های بی پدر ومادر مثل نل  

یا بچه های دور از خانواده مثل حنا و هاج  

یا بچه های تک والدی مثل پسر شجاع و رفقاش که هیچ کدوم والدین نداشتن(والد یا والده فقط داشتن) 

مامان آنتم مرد 

لوسی می پدر نداشت 

ممل با بابابزرگش زندگی می کرد 

دختر مهربون مامان نداشت  

جودی که یتیم مادر زاد بود  

پپرو هم رفته بود دنبال باباش 

چه وضعیت پر طنشی بود خداییش

یعنی دغدغه ی اون موقع سازندگان اون کارتونا چی بوده؟ 

اینکه هربار استرس داشته باشیم نلو بابابزرگش دستگیر نشن؟ 

یا اینکه گرگه گاوای حنا رو نخوره؟  

یا گربه نره پینوکیو رو گول نزنه؟

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    صفحه بعدی