از انچه ناراضیم

همه انچه که نباید اینگونه باشد

از انچه ناراضیم

همه انچه که نباید اینگونه باشد

فاصله ها

سریالی که با واقعیت های اجتماعی خیلی فاصله داشت 

 

اول از همه باید دعا کنیم 

که خداوند به هر فامیلی  

یک حاج رضا عطا کند 

خوش برخورد 

مذهبی 

پولدار 

کارآفرین 

در یک کلمه 

واتو واتو 

موجودی خارق العاده 

معجزه ای شکفت انگیز 

 

 

 

دوم بریم سراغ اون علی صبوری خوش غیرت 

میزاشتی آب کفن بابای بیچارت خشک بشه 

بعدش مراسم سوروسات برگزار می کردی  

چغندر که دفن نکرده بودی خوش مرام

 

سوم

شنیده بودیم ناصرخسرو قبادیانی 

بعد پنجاه سال 

یک شبه ره صدساله رفت و به قولی آدم شد 

ولی دیدیم که این ساسانو فرهاد و سعید و وحید

همگی باهم 

یک شبه  

زیادی حول حال شدند  

زیادی سر به راه شدند

خوش به حالشون 

 

 

چهارم 

مردم دستشون میشکنه 

تا یکسال به عذابن 

حاج محسن  

نحاع عمل می کنه 

ی روزه سرپاست 

خدا بده شانس 

اگه حاج محسن زیر عمل می مرد  

یکم ورژن هندیه فیلم می اومد پایین 

می مرد تا لیلا و سعید بفهمن 

که دنیا آیینه اعمال ما است و  

چیزی که قدر نشناس باشی از کفت میره  

پست چی فقط یکبار در می زند

 

 

پنجم اون نیما و زهره بدبخت هم که این آخری کلا حذف شدند   

 

 

ششم: همه بازیگران تو فیلم 

زبل خان بودند

این جا اون جا همه جا 

ایکی ثانیه 

از هرکجا به هرکجا 

از آغاز بالا آوردن بیتا تا هنوز تموم نشده سعید رسید 

 

 

 هفتم:

تنها چیزی که تو این فیلم به وفور یافت می شد 

پول بود 

پول همه جا بود 

بی دردسر و در دسترس 

پول چیه دیگه: چرک کف دست

 

 

 

اون هم که از آخر فیلم 

حالا یکی باید پیدا بشه 

به پسرخاله توضیح بده که 

تو خونه چی شد؟ 

با بی تا چکار کردن؟ 

با چاقو زدنش؟ 

پس چرا زندست؟ 

 

 

کلا فقط دور هم باشیم خوش باشیم