-
خوشبختی!
شنبه 4 مهرماه سال 1388 21:17
رفته بودیم اردو جنوب با دانشگاه فراتر از آنچه در تصورم می گنجید خوش گذشت و حالشو بردیم با رفقا فقط یه چیز بود که آرامشو ازم سلب کرده بود اونم اینکه مجبور بودیم یه هفته ای بصورت جنگی بریم دستشویی هر جا می رفتیم سرویسای بهداشتی شلوغ و غیر بهداشتی بودن یه نیم ساعت صف + اینکه یکی هم وایستاده باشه پشت در که زود باش... تا...
-
گوته
شنبه 28 شهریورماه سال 1388 22:36
حال که نمی توانی از رنج دیگران بکاهی چرا خود سبب رنجش می شوی؟ آیا اگر روزی دیدی دل دوستانت از حسی هولناک در عذاب است و دلشان از غصه پریشان عرضه داری که ذره ای از رنج شان بکاهی؟ دل من سخت می گیرد وقتی می بینم آدم ها به همدیگر آزار می رسانند.
-
راکفلر
جمعه 27 شهریورماه سال 1388 22:44
جغد پیر خردمندی بر درخت بلوطی می زیست هرچه بیشتر می دیدُ کمتر سخن می گفت وهرچه کمتر سخن می گفت بیشتر می شنید ما چرا همانند آن پرنده پیر نباشیم
-
زنا
پنجشنبه 26 شهریورماه سال 1388 12:55
زنا زنا زنا رابطه نامشروع تجاوز به عنف از نظر من: قتل یک روح به لجن کشیدن هویت زن وشادمانه در بزم شیطان پای کوبیدن امروزه زنانی هستن که هم چنان در دام مردان همیشه مسلح از پای در می آیند و همه ی کاری که در توان جامعه است: اعطای مدال افتخار آفرین بزه دیده و یا مجنی علیه! بودن با همان حق و حقوقی که یک مال باخته ی سرقت...
-
تضاد
چهارشنبه 25 شهریورماه سال 1388 14:34
بهش گفتم: بد جوری دچار تضاد شدی ها گفت: برا چی؟ جواب دادم: از یه طرف صبح تا شب نشستی مردایی که دکمه بالا لباسشونو می بندن مسخره می کنی... هی می گی وای اینا خفه نمی شن...اینا خفه نمی شن...البته با صدتا حرف دیگه... حالا خودت تا دستشویی هم که می خوای بری با کراوات میری خودت که بدتری چون علاوه بر اون دکمه هه که باید بسته...
-
باربی
سهشنبه 24 شهریورماه سال 1388 17:47
حاج آقا یه باربی می خواستن گشت و گشت و گشت گشتنو گشتنو گشتن تا باربی پیدا شد عقد کنون بر پاشد اما چه فایده! بعدش حاج آقا گذاشتو رفت کجا؟ سفر آخرت باربی موند رو زمین فی امان الله خواجه برو
-
مامان اینا!
دوشنبه 23 شهریورماه سال 1388 23:47
زنگیدم بهش گفتم بابا ما لباس خریدیم آماده ایم دعوت شیم برا عقدکنون پس چی شد؟ گقت هیچی جواب منفی دادم پرسیدم چرا؟ جواب: ... مثل یه توده شن روی هم انباشته بود که مامانش و خواهر جونش مثل جریان آب توش جریان داشتن... شاید می شد لحظه های عشقولانه ی خوبی رو با ایشون متصور شد اما به هیچ چیزش نمی ارزید به این که هی تنم بلرزه...
-
شاخ گاو!
دوشنبه 23 شهریورماه سال 1388 12:27
رفتم دندونپزشکی شاخ گاوو شکستمو برای اولین بار اجازه دادم آقای دکتر بدون بی حسی دندونمو با مته بتراشه و بعدش پر کنه درد نکشیدم دردشو چشیدم زیادم بد نبود...
-
بارداری!
شنبه 21 شهریورماه سال 1388 19:06
مریض شد رفت دکتر آزمایش + سونوگرافی دوباره رفت پیش دکتر نتیجه: دارو جواب نمیده تنها درمان: بارداری! آدم مجرد باردار شه آخه! اونم تو ایران؟ اصلا مادر شدن آمادگی می خواد یهو هویجوری برا سلامتیت باید مادر شی!!! مگه میشه؟ نمیشه خوب ولی اجبار دیگه آقای نامجو به این می گن جبر چی؟
-
نرم افزار مطلب
جمعه 20 شهریورماه سال 1388 16:40
بدینوسیله به اطلاع می رسانم جهت پیشبرد امور پایان نامه به یک فرد آشنا به نرم افزار مطلب نیازمندم البته آشنایی در حد بسیار حرفه ای یه اشکالی تو برنامه هست که حل نمیشه! البته اگر جای خاصی رو میشناسید که خیلی حرفه ای هستنو میتونند کمک کنند هم معرفی کنید خوشحال میشم... خلاصه فکرو ذهن ما شده این منحنیو اون نوسان واماندش که...
-
اس اس
چهارشنبه 18 شهریورماه سال 1388 17:28
نه بابا نه منظورم آلمان و این حرفا نیست یه مسئله بهداشتیه یه چیزی تو مایه های وبا یا به قولی شبه وبا نمی دونم این چیه که هر سال همین موقع ها می افته تو جون مردم منطقه و همه بله اس اس تو هر خونه ای که بری حداقل یه مصدوم هست اونم با لوازم جانبی از قبیل سرمو سطل مخصوص و دستشویی اختصاصی ... تازه برخی هم رفتن تو کما و...
-
ایست
چهارشنبه 18 شهریورماه سال 1388 14:31
کلی نغ و نوغ از پیش نوشته دارم که اصلا دوست ندارم بزارمشون تو وبلاگم... با نغ زدن که کار درست نمیشه... می شه؟ نمیشه؟ نمی دونم باید برم یه گل بچینم بعد دونه دونه گلبرگاشو بکنم هی میشه نمیشه کنم تا ببینم آخرش چی میشه؟ میشه یا نمیشه؟
-
معاون کلانتر
پنجشنبه 12 شهریورماه سال 1388 17:05
مامان خانوم رفتن به نجاری سفارش دادن برا شون یک تخته گوشت جانانه بسازند که بشه روش یه گوسفندو شقه کرد اونم برا سالی یه بار عید قربان که قربانی می کنیم کشتار کننده محترم راحت باشن کلی هم سنگینه و کلفت... برا کارای دیگه هم البته استفاده می شه اما یه وقتایی خودشون فاعل انجام کار می شن دیشب در حال ظرف شستن بودم که نمی...
-
زمین
چهارشنبه 11 شهریورماه سال 1388 15:24
اینجا شمال کشور میهن اسلامی جایی که مردم برا یه وجب مرز بین دو تا زمین هم با هم دعوا دارن پدرها می میرنو زمینا هم به همراه اونا فنا می شن یه زمین یدهم هکتاری که بشه پنج تا دویست متری اونم با مرزای بینشون چی می مونه ؟ بدرد کشاورزی نمی خوره دیگه باید یه آلاچیق توش بسازن کافی شاپش کنند
-
عاشق
دوشنبه 9 شهریورماه سال 1388 16:17
فکر می کرد عاشق شده... وقتی نه شنید در طی یه دوره تلاش مستمر شبانه روزی همه کاری کرد تا برا خودش دلیل جمع کنه که اشتباه عاشق شده و طرف آدم خوبی نبوده و نیست... آدم وقتی می شنوه عشق باد مجنونو فرهاد می افته... وقتی کسی دم از عاشق بودن میزنه باید حواسش باشه که چه کسایی نماد عاشق بودن بوده و هستن
-
تصادف(۲)
یکشنبه 8 شهریورماه سال 1388 17:37
بذار برات بگم ربطش به دولت چیه: - وقتی ماشینی تولید میشه که معمولی ترین سیستم های ایمنی روش نصب نشده (یادت باشه که ABS نزدیک به 30 ساله تو دنیا روی خودروها نصب میشه! اونوقت تو این کشور ما هنوز به نتیجه نرسیدن که آیا از سال 89 اجباری بشود یا نشود! AirBag هم که جای خودشو داره! اصلا هم در مورد آتیش سوزی خودبه خودی و سبکی...
-
تصادف
شنبه 7 شهریورماه سال 1388 22:49
تصادف تصادف تصادف یا به عبارتی ایراد صدمه بدنی غیر عمدی شما عشق سرعت بالایی دولت چه کار کنه؟ شما بدون گواهینامه می شینی پشت ماشین آدم می کشی رییس دادگاه چه کنه؟ شما با موتورت گاز می دی چپ می کنی کلاه ایمنی هم نداری ضربه مغزی می شی این که تقصیر جمهوری اسلامی نیست پراید باباتو با فراری اشتباه می گیری خیابونو با پیست...
-
طلاق
جمعه 6 شهریورماه سال 1388 18:07
طلاق طلاق طلاق یا به عبارتی عدم امکان سازش اصلا از این عبارت بالا مشخص می شه که سنگ بنای زندگی مشترک تو کشور ما کج نهاده شده سازش مال یه جایی که یه دعوایی باشه بعد طرفین صلح و سازش کنند وقتی می گن عدم امکان سازش یعنی درحقیقت زندگی مشترک یه جنگ بالقوه است که چون به سازش ختم نمی شه پس باید با یه آتش بس مادام العمر به...
-
خلع ید
پنجشنبه 5 شهریورماه سال 1388 13:47
خلع ید خلع ید خلع ید بیشتر بدلیل تصرف عدوانی بیشتر بدلیل عدم تقسیم مناسب ارث و میراث بیشتر بدلیل عدم مالکیت مطمئن بدلیل اینکه سیستم ثبت و انتقال املاک در چارچوب مرزای ایران افتضاح به تمام معناست در حد محتویاتی که از معده ای که زخم معده داره برمیگرده همه چی با هم قاطیه کی به کیه؟ اسمش سند منگوله داره اما اعتبارش اندازه...
-
آقای لاریجانی(۲)
چهارشنبه 4 شهریورماه سال 1388 17:42
به رییس دستگاه قضا با احترام به اطلاع می رسانم وضع دستگاه قضا که تحت رهبری شما اداره می گردد، بیش از انچه انتظار می رفت دارای خلل و کاستی های فراوان است که در جهت احقاق حقوق عامه مردم هرچه سریع تر باید در جهت ترمیم آن اقدامات شایسته صورت گیرد. در غیر این صورت به جرات می توان اذعان داشت که امنیت قضایی افراد در کشور زیر...
-
آقای لاریجانی
سهشنبه 3 شهریورماه سال 1388 14:34
به رییس دستگاه قضا سلام علیکم احتراما اینجانب آسیه مدیر وبلاگ وزین نق زن طی مشاهدات و تجربیات شخصی خود در مکانی دادگستری نام، در راستای بهبود اوضاع امنیت قضایی مردم شریف و محترم ایران به اطلاع می رساند: برای جلوگیری از اطاله دادرسی هرچه سریع تر دستور انحلال شوراهای حل اختلاف را صادر نمایید.که این نه تنها حرف من که نظر...
-
صادق هدایت
دوشنبه 2 شهریورماه سال 1388 17:48
نمیدانم چطور است بعضی اشخاص به اولین برخورد، جان در یک قالب میشوند،به قول عوام جور و اخت میآیند و یکبار معرفی کافی است برای اینکه یکدیگر را هیچوقت فراموش نکنند در صورتیکه بر عکس بعضی دیگر با وجودیکه مکرر بهم معرفی میشوند و در مراحل زندگی سر راه یکدیگر واقع می گردند، همیشه از هم گریزان هستند، میان آنها هرگز حس همدردی و...
-
جلال آل احمد
شنبه 31 مردادماه سال 1388 13:38
غرب زدگی جلال را بخوانید... انقدر با اوضاع دنیای ما عیاق... که آدم به خشک بودن جوهرش شک می کنه...
-
حمله!
پنجشنبه 29 مردادماه سال 1388 17:24
یعنی دیگه باید زورو که چه عرض کنم... بشم سوپرمن عنکبوتی آرسن لوپن... حمله کنم به صدا و سیما... قلع و قمع کنم... هر آنچه و هر آنکه با ساز کوک نشده... می نوازد برای همگان... اون از مسخره بازار جومونگو رستگاران... اون از تبلیغ رب گوجه فرنگی برا روز مادر... حالام جدیدا این تبلیغ مسخره برا ازدواج... هی هیچی نگفتیم... شورشو...
-
برابری!
چهارشنبه 28 مردادماه سال 1388 22:02
می بینم که تعداد مردانی که مجبور میشن زناشونو طلاق بدن چون بهشون خیانت کردن رو به افزایشه! البته تعدادشون در مقابل تعداد پرونده های طلاقی که حالت عکس داره یعنی بخاطره خیانت مردا در جریانه انگشت شماره... اما کاچی به از هیچی حالا دیگه این فقط زنان نیستن که مجبورن تمام وقت نگران خیانت آقایون باشن مردان هم تو این استرس...
-
موتور سیکلت
سهشنبه 27 مردادماه سال 1388 19:06
تردد موتورسیکلت ممنوع! اگه این قانون تصویب شه کلی تو هزینه های جامعه صرفه جویی می شه خداییش یه آماری بگیرید ببینید سالانه موتورسیکلت سواری چند نفرو راهیه بیمارستان می کنه؟ چند نفرو راهیه قبرستون کلی هم سد معبر برا جمع کردن جنازه ها و زخمی ها آلودگی صوتیش یه طرف نا امن کردن خیابونا و پیاده روها طرف دیگه و کلی آثار مخرب...
-
مزار
دوشنبه 26 مردادماه سال 1388 15:29
رفتیم سر مزار سری زدیم به خفتگان در گور به شتافتگان به سرای باقی به اسیران خاک به ارواح بی جسم به اجساد بی روح به مالکان قدیم به پدران گذشته به مادران دیروز به فرزندان ناکام به مشاهیر روزگار چه ساده و ساکت خفته اند همگان ما هم روزی خواهیم خفت ساکت و بی دغدغه
-
جهنم
دوشنبه 26 مردادماه سال 1388 15:26
گفت: خدایا... من که آخرش میرم تو جهنم... از خیر برزخو تتمه ی عمر هم گذشتیم... همین الان بردارو منو ببر... بزار تو همون جهنم خودت... بخدا از این جهنمی که آدما برام درست کردن خیلی بهتر... گفتم: چقدر ناشکری...
-
یه چیزایی
دوشنبه 19 مردادماه سال 1388 21:43
می گم بهش باز چت؟پکری؟باز ضد حال زدن بهتون؟ می گه: یه عالمه حرف براش زدم... در میاد جواب میده: شکمت سیره...وگرنه نمی شینی به این چیزا فکر کنی... آخه خوب آره دیگه... شکمم سیره که به این چیزام فکر میکنم... خود خدا هم از گرسنه ها انتظاری نداره... ماها که نیازهای اولیه جسمیمون برآورده شده... نباید درجا بزنیم... خوب بعدش...
-
بدبختی
یکشنبه 18 مردادماه سال 1388 14:59
فقط کافیه یه روز بری تو دادگاه ... اونوقته که مستقیم باید بری تیمارستان خودتو معرفی کنی... سرم در حال ترکیدن... یه روزی بالاخره صدای ترکیدنشو می شنوید... خودمم خسته شدم دیگه...انگار هیچی دیگه نیست که بهش فکر کنم... جز بدبختی اینو اون... هر کسی یه جوری درگیره... چه مشکلاتی هم ....اکثرا ساخته دست انسان... انسان جان یکم...