-
بدبختی
یکشنبه 18 مردادماه سال 1388 14:59
فقط کافیه یه روز بری تو دادگاه ... اونوقته که مستقیم باید بری تیمارستان خودتو معرفی کنی... سرم در حال ترکیدن... یه روزی بالاخره صدای ترکیدنشو می شنوید... خودمم خسته شدم دیگه...انگار هیچی دیگه نیست که بهش فکر کنم... جز بدبختی اینو اون... هر کسی یه جوری درگیره... چه مشکلاتی هم ....اکثرا ساخته دست انسان... انسان جان یکم...
-
کمیسیون
شنبه 17 مردادماه سال 1388 14:50
من نمی دونم چه اجباریه که برا هر حادثه هواپیمایی که اتفاق می افته یه کمیسیون پژوهش تشکیل بشه اول وآخرش که تقصیر خلبانان خدابیامرز... دیگه این همه هزینه تلف تشکیل کمیسیون بشه که چی؟ ولی آقایان به ظاهر مسول بدانید همین که خلبانان را مسئول سقوط تشخیص می دهید به معنی بی گناهی و عدم مسولیت شماهانیستا مظلومک بازی در نیارید...
-
اعتیاد
جمعه 16 مردادماه سال 1388 12:16
جناب آقای معتاد ... کرک می کشید نوش جان... چرا میای خواستگاری دختر مردم؟ می خوای تو این چاهی که با دست خودت کندی تنها نمونی؟ آره؟ هیچی ندارم بهت بگم... چون اگه آدم بودی... معتاد نمی شدی...
-
اشتباه
پنجشنبه 15 مردادماه سال 1388 14:55
دادگستری دربست... آقای راننده جواب داد: تازه افتتاح شده؟ گفت: نه من هر روز دارم میرم... راننده: پس هر روز اشتباه میرید...
-
انعکاس
سهشنبه 13 مردادماه سال 1388 19:34
انگار آتشی بود که روش آب ریختم... دودش که رفت تو چش خودم... هیچی... خاکسترشم گند زد رو صفحه ی زندگیم...
-
ترد میل
دوشنبه 12 مردادماه سال 1388 10:55
نمی دونم... هر چقدرم که هر روز تلاش کنیو بدوی... باز آخرش آدم ارضا نمی شه... اون حس مفید بودن بهش دست نمی ده... انگار داری رو ترد میل می دویی... چرا؟
-
بهانه بنی اسراییلی
یکشنبه 11 مردادماه سال 1388 23:07
آقاهه می بینه خانومش از هر جهت بهش سر...می خواد عیب دربیاره رو به خانوم کرده و می گن: شما یک نواخت می رقصید... مگه زن گرفتید که براتون برقصن؟ می گه: رقصیدن هم جزو هنر هایی است که یک خانوم خوب(و لابد پدیده) باید بلد باشن... هنر؟؟؟ اگه رقصیدن هنر...بهتر بدونید که هنر یه امر ذاتیه...هر کسی استعداد هنرمند شدنو نداره...هر...
-
از م تا ک
یکشنبه 11 مردادماه سال 1388 18:07
من نمی دونم چرا بعضی ها اصرار دارن که از تکنولوژی استفاده نفرمایند... یه ساعت ما را علاف فرمودن... هزارتا اتاق رفتم...تا برگه گواهی پیدا نشدو... در عرض چند ثانیه کوتاه یکی دیگه پرینت گرفتن... تموم نشدا... تازه خانم منشی رییس که از خود رییس. رییس تر... فرمودن:گواهی پیش من بوده...ولی بهتون نمی دم... بدجنس... حالا علتو...
-
ضرب المثل ها(۲)
یکشنبه 11 مردادماه سال 1388 18:04
حیا رفت که غیرت مرد...
-
متانت
جمعه 9 مردادماه سال 1388 12:05
خانوم محترم ...آره باشمام... مگه شما مسئول سرگرم کردن آقایون هستی... که این جوری میای سربه سرشون میزاری و هرهرو کرکرتون به راهه... نگاه کن تو آینه به خودت... شدی چی؟ ملیجک دربار آقایون... برو یکم خجالت بکش... یه خورده ای هم متین باشی بد نیست..
-
تقاضا
پنجشنبه 8 مردادماه سال 1388 18:14
یه کوچولو بعضی وقتا مراعات دیگران رو کنید بد نیستا... همچین اتفاق خاصی نمی افته...
-
انصاف
پنجشنبه 8 مردادماه سال 1388 18:13
آی آقا...با شمام... دستاتو کردی تو جیبت...سینه کفتری... کنار خانومت رژه میری... که چی؟ فکر کردی خیلی مردی... اون بچه رو از بغل خانومت بگیر...ببینم... بی انصاف...
-
سرود مرگ(۵)
سهشنبه 6 مردادماه سال 1388 19:38
رفته بودیم مراسم ختم من که نمی رفتم کشان کشان ما را هم بردند آخه جلو فامیل زشته خودتون که می دونید تو مراسم مکررا برا شادی روح میت فاتحه و صلوات می فرستادن مکررا شنیده می شد برا شادی روح مرحوم(فامیلی مرحومو می گفتن) با شنیدن این حرف مو به تنم سیخ می شد اونم مکررا آخه نام خانوادگی میت با نام خانوادگی بنده یکی بود با...
-
می شه بسه!
دوشنبه 5 مردادماه سال 1388 21:20
وای که برم بپرم تو حوض اسید..... آخه همه جام داره میسوزه... بزار یه دفعه بسوزمو خلاص... شاید اسممو تو گینس ثبت کنند ... ما که سوختیم رفت... حداقل این سوختن یه نفعی به حال بازماندگان داشته باشه... آخه آدم انقدر پست و حقیر باشه... بیاد پشت سر دیگران فلسفه ببافه و دسیسه بچینه... به شما چه که کی داره چه جوری زندگی می...
-
ازدواج(۶)
دوشنبه 5 مردادماه سال 1388 18:19
آقاهه رفته بود خواستگاری... از دختر خانوم خوششون نیومد... گفتن چشه؟ گفت سبیل داره!!! من که رفتم دندونپزشکی فکمو جا بندازه... این یکی رو که شنیدم از تعجب دهنم اونقدر باز موند که آخرش دررفت... عقل کل...خوشت نیومده.... مثل بقیه حضرات بگو پدیده می خواستم... ملوسک می خوام...چرا حرف بیخود میزنی... حاج آقا شما تحصیل کرده ای...
-
خستگی
یکشنبه 4 مردادماه سال 1388 22:03
من خسته شدم دیگه...حالم بهم می خوره پامو از خونه بزارم بیرون... تو خیابون که راه میری...باید چار چشمی به پایی که یه وقت به اقایی نخوری...آخه برا آقایون که مهم نیست به شما بخورن... در برخی مواقع هم باید جا خالی بدی چون بعضی ها ظاهرا نیروی جاذبه و صد البته علاقه شدید دارن که به جنس مخالف برخورد داشته باشند...نمی دونم...
-
اصلاح الگوی مصرف عمر
یکشنبه 4 مردادماه سال 1388 13:01
بهش می گم...روزاتو چه جوری می گذرونی... می گه میرم تو خیابون لایی می کشم...ترانه گوش می دم..می خورم...می خوابم...با دوستام بیرون می رم..تیپ می زنم...ابرو بر می دارم...زنجیر می ندازم...همش تو بازارم که تیپم به روز باشه... عجب عمر با خیر و برکتی داری ...حاج آقا...به پا چشت نزنن بهش می گم بابات تا کی باید خرجتو بده... می...
-
آب
شنبه 3 مردادماه سال 1388 13:37
بهش می گم: هیچیت که شبیه دخترا نبود... چارتا لاخه مو داشتی... باز دیوونگیت گل کرد و رفتی اونا رم زدی... می گه:آخه دلت میاد... این همه آدم هستن که آب ندارن بخورن... یه عده هم آب آلوده می خورن... اونوقت من بیام این همه آبو صرف شستن مو کنم.... تو یکی روت می شه فردا تو روی این آدما نگاه کنی.... شهید درد بشریت شدیها... یکم...
-
دعا
جمعه 2 مردادماه سال 1388 20:41
می گفت استادم گفته: از وقتی رفتم خارج دعا کردن یادم رفته! گفتم چطور مگه؟ گفت: دیدی ما قصد انجام هر کاری را که بنماییم... قبل از هر چیز باید دست به دعا بشیم... که خدایا کمک کن فلانی باهامون راه بیاد...یا خدایا فلان کارمند رودتر از مرخصی برگرده...یاهواپیما نیفته... یا هزارتا چیز دیگه... نیست هیچی قاعده قانون نداره......
-
هشدار
پنجشنبه 1 مردادماه سال 1388 10:21
نه اینجوری نمی شه... باید پاشیم بریم سازمان ملل... زیراب این همراه اولو بزنیم... شورشو دیگه درآوردن... این چه وضشه... همین اقدامات را می کنید... فردا می زارنش پای نقض حقوق بشر... لشکر کشی می کنند به مملکت... درسته آخه... گوشتو می زارین در دسترس گربه!
-
ازدواج ۵
چهارشنبه 31 تیرماه سال 1388 21:53
این یکی رو داشته باشید چه امری فرمودن آقا... بروید جایی خواستگاری که حق ولایی رو قبول داشته باشه؟ جان! چی؟ ما هی با خودمون فکر می کنیم...سیاست و به ازدواج چه؟ هی نمی فهمیم... گفتیم لابدا از باب تفاهم و هم کفو بودنو این جور چیزا این جوری امر فرمودن... فکر کن... منظور ایشون این بوده : حق ولایت مرد بر خانمش! نه ولایت...
-
حریم
سهشنبه 30 تیرماه سال 1388 09:28
من آدم خوبی نیستم... فقط کافیه فکر کنم...یا حس کنم... که یکی به حریمم تجاوز کرده... اونوقت که داد میزنم... به خیلی چیزها هم فکر نمی کنم... اینکه کجام؟ اینکه دارم با کی حرف میزنم؟ اینکه عاقبتش چی می شه؟ و اینکه های دیگه... این دیگه... حریم آدما حرمت داره... به حریم کسی تجاوز نکنید... چون اگه اون یه نفر من باشم... یه...
-
ازدواج(۴)
دوشنبه 29 تیرماه سال 1388 20:14
بالاخره آقا تصمیم گرفتن دست از سر دنیای تجرد بردارن... همه فامیل آستین بالا زده و یا علی گویان بدنبال یه خانم خوب برا شازده پسر... البته قبلش حضرت سلطان فرموده بودن... یه پدیده می خوان... !!! داشته باشید... یه پدیده... گفتم: همتون سر کارید...تشریف ببرن ایالات متحده با ملکه زیبایی مزدوج شون دیگه... وگرنه پدیده از کجا...
-
خواستن
دوشنبه 29 تیرماه سال 1388 11:49
نشسته وسط اتاق هوار میزنه ای خدا... بش می گم باباجان درست حضرت موسی گفتن: هیچ اداب و ترتیبی مجو...هر چه می خواهد دل تنگت بگو... اما اون برا اون چوپان بی سواد ساده بود... شما خدای ناکرده فرد بالغ...عاقل...تحصیل کرده مملکت اسلامی هستید... این چه وضع درخواست کردن... پاشو یه دو رکعتی نماز حاجت بخون...یه چهار تا صلوات...
-
روزه
یکشنبه 28 تیرماه سال 1388 18:58
جمعه به اتفاق برو بچ روزه گرفتیم... خلاصه ماه رجبم داره تموم میشه... گفتیم یه کاری کرده باشیم... فردا حسرت بر دل نمانیم... از ساعت سه و نیم بعد از ظهر در تکاپو بودیم برا افطار... یه ربع قبل اذانم که نشسته بودیم سر سفره... یکی در زدو اومد تو... کلی خندید... گفتم البته ما در درگاه خداوند احساس شرمساری می کنیم... که این...
-
ازدواج(۳)
شنبه 27 تیرماه سال 1388 08:34
آقاهه رفته بود خواستگاری... با دختر خانوم حرف زدن... بازم حرف زدن... تا به توافق رسیدن... آقاهه گفت: شما ۷۰٪ از ویژگی های همسر مورد علاقه منو دارید... خانومه گفت: اون ۳۰٪ باقیش چیه؟ آقاهه با وقاهت تمام جواب می ده: شما اون ملوسکی که من می خواستم نیستی!!! آخه من چی بگم؟... چاقالو...خودت چی هستی مگه...آینه بدم خدمتتون......
-
دوست(۲)
جمعه 26 تیرماه سال 1388 19:28
می گم چت؟ می گه فلانی آدم نیست! گفتم: چرا؟ تا دیروز که هلاکش بودی... از اون بهتر هیچ آدمی نبود... براش می مردی... عاشقش بودی... هی منت می زاشتی که من با فلانی دوستم... شما رو می خوام چی کار... حالا یهو چی شده که دوست فرشته صفتتون... از مرحله آدمیت هم تنزل پیدا کردن به ...نمی دونم چی؟؟؟ می گه:آخه محبت منو نمی فهمه......
-
ضرب المثل ها(۱)
جمعه 26 تیرماه سال 1388 19:23
طرف ادعای حقوق بشرش می شد...زورش می اومد شیر آبو محکم ببنده...تاچیکه نکنه...
-
بنی بشر(۲)
جمعه 26 تیرماه سال 1388 11:42
اولش که اومده بود ... فقط دو تا ناسزا بلد بود: بی ادب برات خیلی متاسفم... تازه اگه بشه اینارم ناسزا نامید... جدیدا خیلی پررویی رو هم یاد گرفته... آخه بشر اینقدر پاستوریزه ...
-
ازدواج(۲)
پنجشنبه 25 تیرماه سال 1388 15:45
اگه خانوما از درآمد آقایون بپرسن... داد آقایون میره هوا... که خانوما پر توقعن... اما وقتی آقایون همش از قیافه خانوم می پرسن... صدای هیچ کی در نمیاد... چقدر شما آقایون کم توقعید... آخه بیچاره... هیچی بابا...