-
روزگار
جمعه 26 اردیبهشتماه سال 1399 17:50
روزگار است دیگر میچرخد می رمد می ایستد حالی به حالی است بالا می رود پایین می پرد می جهد می گریاند می خنداند ما چه هستیم ؟ عروسک خیمه شب بازی روزگار؟؟؟!!! این بار بایست گریه نکن بخند شاید از رو برود و برود دنبال کار خودش
-
این یا آن
دوشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1399 22:13
امروز بامید ثواب کردن از سنگرخانه خارج شدم رفتم تا رسیدم به مقصد جایی برای کمک به دونفرکه فکرمیکردم یک تیم خوب هستند ولی بین اعضای تیم شکرآب شده بودو یکی لب به سخن گشودو ازرفتارهم تیمی اش شکوه کرد من هم گفتم دلش را بدست بیاور حق الناس به دوشت نماند ناراحت شد فکر کرد دارم جانبداری میکنم من از این شرایط خوشم نمی اید پچ...
-
بازگشت
یکشنبه 31 فروردینماه سال 1399 09:10
وبلاگ را رمز گذاری کردم چون قرارهایی در سر داشتم و برنامه هایی در فکر خواستم آن ها را اجرا کنم و رونمایی جدیداز وبلاگ اما نشد که نشد شاید وقتی دیگر بشود اگر خدا بخواهد دلم برای نوشتن وبلاگ تنگ شده بود خوشحالم که بازگشتم
-
خبر
یکشنبه 10 فروردینماه سال 1399 17:29
دیروز خبر رسید که الف بهمراه همسر اسیرکرونا شدن زنگ زدم برای احوالپرسی و خداروشکر که حالشون بهتراز قبل بود ولی از سختیهای مبارزه با کرونا گفت و من تا صبح کابوس دیدم
-
ای بابا
دوشنبه 4 فروردینماه سال 1399 08:40
ای بابا مردم هنوز نفهمیدن باید خدارو صدا بزنن باز پرچماشونو بردن بالا که از بس گفتیم مرگ بر امریکا هی داریم میمیریم!!! عجب ما تو زیارت عاشورا لعن میفرستیم بعدشم اگه میگیم مرگ بر امریکا برا این هست که تکلیف خودمون روشن باشه طرف حقیم یا باطل؟ الان کرونا رو ببینین اگه همه کشورها برای نابودی کرونا به چین کمک کرده بودن...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 فروردینماه سال 1399 18:15
آخیش حس میکنم تو باغ سعدابادم فقط من و باغ تو اردیبهشت خیلی قشنگه، خیلی چه ابی و چه درختانی هی ماه رجبم داره تمام میشه و ما سهمی از این سفره برنداشتیم
-
فروردین 99
جمعه 1 فروردینماه سال 1399 11:51
من از قبل کرونا بد به دلم افتاده بود که امسال سفر تعطیل اما نمیدونستم انقدر تعطیل عیدم تعطیل البته فقط ی عده از ایرانیها تعطیل کردن باقی بیخیال کرونا رفتن سفر ما عیددیدنی هم نمیریم درم بروی کسی باز نمیکنیم چون ی پرستار جان برکف درخط مقدم کرونا داریم که صحنه های دردناکی رو برای ما بتصویر میکشه خدایا به کادر پزشکی و...
-
اسفند بیست و نهم
پنجشنبه 29 اسفندماه سال 1398 04:37
اینجا شد خصوصی برای خودم حالا ی روزی ازادش میکنم
-
رفته
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1398 22:48
نیست بارفقا رفته کوه!!! دل خوش سیری چند؟ نمیترسن یهو وسط کوه علایم کرونا در یکی از رفقا بروز کنه؟ اونوقت کی میخواد زیر بغلشو بگیره بیارتش پایین؟ نمیدونم به اینا حرف بزنم یا به این شیرپاک خورده هایی که نارنجک منفجر میکنند چون شب چهارشنبه سوری است!!! قوه ی درک انصاف وجدان دربرخیها ضعیف است البته نه ضعیفتر از مصی علینژاد...
-
بازارچه خیریه
یکشنبه 25 اسفندماه سال 1398 09:52
وقتی محیط پیرامونی امن بود یعنی قبل از کرونا رفتم بازارچه خیریه غرفه ی فروش جوراب ایرانی شش چین دوازده ترک پانزده هزارتومان من ایرانی برداشتم بخاطر حمایت از تولید ملی بعد باخودم فکر کردم اگه این جورابای ترک و چین نبود شاید یکی از همین نیازمندایی که براشون بازارچه خیریه راه انداختیم مشغول تولید جوراب بود و به بازارچه...
-
کرونا همه جا
پنجشنبه 22 اسفندماه سال 1398 17:47
ادم ها را رصد میکنم از ان سر طیف تا این سر انهایی که هیچ گونه اعتنایی به این ویروس ندارند تا انان که از همان اول اسفند درخانه مانده اند و قرنطینه کامل کامل و مابین هم هستند که عنداللزوم بیرون میروند و خلاصه دومین بیمار کرونایی فامیل رونمایی شد و برخی از اعضای فامیل که میروند ملاقات به قول خودشان از دم درب مریض را...
-
حال خراب
پنجشنبه 22 اسفندماه سال 1398 11:06
حالم بد چون نمیدونم باخودم چندچندهستم حالم بد چون هیچکاری نمیتونم کنم جزاینکه بشینم تو خونه با جیبی که اگرچه پرنیست ولی درحدضرورت هست مثل ترسوها
-
حال خراب
چهارشنبه 21 اسفندماه سال 1398 19:34
وای که چقدر بی حوصله ام هرروزبی حوصله تر از قبل کلا حال و هوای اسفند عوض شده است این روزها بازار چه خبر بود شلوغ شلوغ دستفروشها همه جا بودند ماهی و سبزه و هفت سینو گلدون و بیا اینطرف بازار هی چقدر زود همه چیز عوض شد عید ما تبدیل شد به عزا بیمار کرونایی ما فوت شد مثل بیماران دیگر یا مثل خیلیهای دیگر که عمرشان سرامده...
-
...
جمعه 16 اسفندماه سال 1398 15:07
دشمنی که دیده نشود یاد هری پاتر افتادم بعدیاد لاست اون دود مشکی می امد و میپیچید و یکنفر پر میشد اوه چه نفسگیر انگار این روزها هیچکاری ندارم
-
شیخ ها و کرونا
جمعه 16 اسفندماه سال 1398 07:08
آقایون شیوخ و طلاب تبلیغات راه انداختن خدمات جهادی طلاب به بیمارهای کرونا و...در قم فقط قم یک کلمه براشون نوشتم پس باقی شهرهاچی؟ و اینکه ایا طلاب و ملبسین حوزوی میتوانند امید در دل بیماران کرونا و مردم بنشانند یانه؟ نظرمو پاک کردن بعد هی تصاویر گذاشتن از طلاب جهادی در جاهای مختلف قم!!! خنده دار نیست فقط قم شیخ پرورش...
-
بین الکاف
چهارشنبه 14 اسفندماه سال 1398 21:02
با شرایط فعلی احتمال ابتلا به کرونا هرروز بیشتر میشه چون انقدر دستامونو شستیم پوست ترک برداشته کرونای محترم صاف از همون لای درز میره تو بدن من میگم توگوشهاتونم پنبه بزارین بالاخره سوراخ گوشم به حلق و مجاری تنفسی مرتبط
-
رسانه
سهشنبه 13 اسفندماه سال 1398 04:39
یاد قتل جمال خاشقچی افتادم هرشبکه ای میزدی جمال خاشقچی بود و نحوه قتلش و... هرشبکه ای میزنی کرونا هست اوووه فهمیدم احتمالا خود ترکها هم درقتل جمال نقش داشتند چون الان که رفیق داعش از آب درومدن داعشم یعنی امریکا و صعودی هم که رفیق شیش امریکا و دوست دوستم که میشه دوست لعنت به اردوغان قابل توجه برخیهایی که حجاج رو از...
-
همه خرمشهری
دوشنبه 12 اسفندماه سال 1398 14:37
الان خرمشهری هستم آن سال که صدام حمله کردو بنی صدر سلاح نمیفرستاد چون منافق بود شریک دزد و رفیق قافله بود مردم خرمشهر دست خالی ایستادند و الان ماهم دست خالی ایستاده ایم دربرابر کرونا بدون ماسک بدون الکل مملکت دست بنی صدر مسلکها که باشد همین است ما بمیریم روحانی و دارو دسته خوشحال میشوند چون یارانه ی کمتری از جیبشان کم...
-
یعنی چه؟؟؟
شنبه 10 اسفندماه سال 1398 05:04
یک هفته سرتیترخبر این هست که جمعه اسامی شهرهایی که کروناشیوع بیشتری داره اعلام میشه تا سه روز دیگه مدارسش تعطیل بشه جمعه همه مدارس کشور تعطیل اعلام میشه این الان یعنی چه؟ شیوع در کل کشور!!!
-
کمک
پنجشنبه 8 اسفندماه سال 1398 16:16
مخترعین مبتکرین ی دستگاهی اختراع کنید دستامون بزاریم زیرش اگه آلوده به ویروس بود بعد بشوریمشون اگه کرونا همینجور ادامه پیدا کنه دکترای پوست میلیاردر هستن میلیاردرتر میشن تازه اگه راه نجاتی باشه برا این پوستهای قاچ قاچ شده
-
دوتا کفش
چهارشنبه 7 اسفندماه سال 1398 04:52
از اونجا که به قول مهندس کفشم دو تا شده و ی خونه هم تو اینستا دارم میام اینجا بنویسم میگم برم اونجا میرم اونجا میگم بیام اینجا خلاصه اینجا و اونجا دارم
-
بازهم کرونا
سهشنبه 6 اسفندماه سال 1398 11:26
تا یک هفته پیش خونه رو میفروختن سیصدوهفتاد الان کردنش چهارصدوپنجاه چون اهن گران شده یک نفس عمیق دیگر از وقتی پای کرونا باز شده هی نفس عمیق میکشم تا ریه ها چک بشن نمیدانم فایده دارد یانه از توصیه های تلگرامی است از درودیوار تلگرام توصیه میبارد برای باورپذیرکردنش هم همه از یک ترفند بهره جسته اند اینکه این توصیه از خارج...
-
کرون+ا
دوشنبه 5 اسفندماه سال 1398 22:48
ک مثل کرونا فکر کنم جنگهای اینده کرونایی باشن هیچ سربازی هیچ موشکی نمیتونه ردیابیش کنه خوشحال و شاد و خندان برا خودش میچرخه و بوم بوم ادما رو از پا درمیاره کرونا کرونا کرون.کرونا لالالالالالالالالاا لالا
-
روز مهندس
دوشنبه 5 اسفندماه سال 1398 13:10
یادش بخیر جوون بودم خبری از کرونا ویروس نبود روز مهندسو به همه مهندسای دور و نزدیک تبریک میگفتم روز مهندس برا من خاطره شده با ی رگه هایی از نوستالژی یعنی الان اون مهندسای قدیم چه میکنند؟ مهندس اون مهندس این یکی خبر هیچ کدومشونو ندارم کاش اونا ی خبری از من بگیرن ولی اونا مهندسن دیگه م هن دس سه بخش پروژه دارن
-
کرونا
یکشنبه 4 اسفندماه سال 1398 19:39
عجب یاد اون فیلم افتادم که طاعون اومده بود تو روستا یا اون یکی که وبا شایع شده بود این کرونا چشمهای منو به آینده باز کرد باید اقتصاد داخلی رو قوی کنیم شاید روزی بیاد ویروسی خطرناکتر از کرونا که مجبور بشیم کل مرزهارو ببندیم ظاهرا روزبروز باید واکسن نوع جدیدتری بزنیم علم عقبتر است از بیماری!
-
منافقین و انتخابات
جمعه 2 اسفندماه سال 1398 13:07
اینا دیگه کی هستن معتقدند رای دادن برابر است با کرونا گرفتن هی ادما رو میترسونن خاک عالم بر سر اسراییل خراب شود و بمب هسته ای در امریکا منفجر شود ملکه انگلیس کرونا بگیرد بمیرد این منافقین داخلی دست از سر این انقلاب برنخواهند داشت خدایا ما را در راه حق استوار کن چنان که این منافقین در مکتب نفاقشان استوارند آمین
-
انتخابات تهران
جمعه 2 اسفندماه سال 1398 09:50
من که خداروشکر در تهران زیست نمیکنم در این هوای لطیف و تمیز نفس میکشم ولی اگر تهران بودم به نماینده هایی مثل الیاس نادران و رفقا رای نمیدادم سالهایی که در مجلس بودند چه کردند؟ وقتی رای نیاوردند چه کردند؟ بالای شهر هم که زندگی میکنند ساده زیست هم که گمان نکنم باشند انقدرهم پول دارند که پسرشان با سرمایه ی شخصی دو...
-
بارتکلیف
چهارشنبه 30 بهمنماه سال 1398 15:50
فرهنگ و رسوم ما بار گذاشتن اولین گام برای آغاز زندگی مشترک و تشکیل خانواده یعنی همسرگزینی را بر عهده ی مردان گذاشت اما مردها از پس آن خوب برنیامدند بدرستی عمل نکردند برخی با عجله برخی با سهل انگاری برخی با وسواس برخی با ملاکهای غلط پیش رفتند تا رسیدیم به اینجا که هستیم جایی که هر زنی باید بدنبال منبع درامدی برای فردای...
-
اضطرراب
دوشنبه 28 بهمنماه سال 1398 21:37
من شاگرد زرنگ بودم تو مدرسه تو دانشگاه اما الان استرس دارم استرس رسیدن ماه رجب و اماده نبودن مثل اینکه قطار خوشبختی رو قراره از دست بدم چون تنبلم سستم درگیر زباله دان دنیا هستیم به مدفوع خود نگاه کنید خوشمزه ترین غذاها بوده اند و الان... خدایا کمک کن نتیجه ی عمر ما مثل خوشمزه ترین غذاها نباشه
-
افتضاح
دوشنبه 28 بهمنماه سال 1398 06:15
این خونه های جدید چقدر وحشتناکن اب برق گاز هرکدوم قطع بشه پکیج هم خاموش میشه خوب این خیلی افتضاح قبلا هم نوشته بودم ولی بازم مینویسم چون واقعا افتضاح دیروزیخ زدن تو خونشون مجبور به اسکان اضطراری در منزل مادر شدن چقدر افتضاح ما فقط تو تابستان استرس قطعی برق داریم اما این پکیجیها همیشه اینم از زندگی مدرن