-
برنج ایرانی
جمعه 9 مهرماه سال 1389 16:33
رفته بودیم مهمانی طبق معمول این روزها بنده گرسنه برگشتم معده ام با این برنج های وارداتی خوش هیکل قد درازبی طعم و عطر میانه ی خوبی ندارد آدم نیم دانه ی برنج ایرانی را کته کند بخورد به از این شاخ هیزم های غیر قابل هضم
-
دلتنگی
پنجشنبه 8 مهرماه سال 1389 09:57
کمی دلم برایش تنگ شده است دلتنگی برای چه؟ آن هم برای کسی که حتی از هم صحبتی با او حوصله ام سر می رفت و دلم می گرفت او برای خودش حرف می زد من برای خودم فکر می کردم و هر از چندی لبخندی تحویلش می دادم که شک نبرد به خیالش که من غرق خیالم و سکوت می کردم و شاکی بود از سکوت من و من هم بهانه ها داشتم در آستین که مرا چه که در...
-
ولایت طفل
دوشنبه 5 مهرماه سال 1389 23:16
نساءکم حرث لکم (بقره/223) زنان کشتزار شما هستند الزرع للزارع ولو کان غاصبا بنابراین ولایت طفل دراصل برای پدرش ثابت است
-
کلیسا
یکشنبه 4 مهرماه سال 1389 12:24
جریان همسرایی ها توی کلیسا چیه؟ اونم با پیانو بدنبال چی هستن؟ نقش عملکردی موسیقی چیه؟ آیا موسیقی داره جای خالی چیزی رو پر می کنه؟ یا می خوان با موسیقی چیزی رو پررنگ تر جلوه بدن؟ یا موسیقی نقش پوشاننده داره؟ نقش کاتالیزگری داره؟ نقش تزیینی داره؟
-
ممنوع
پنجشنبه 1 مهرماه سال 1389 18:39
نوشته بود:....اکیدا ممنوع! این عبارت یعنی رسوخ عمیق روح قانون گریزی در فرهنگ جامعه ایران این زمان وقتی ی چیزی ممنوع ممنوع دیگه اکید و غیر اکید نداریم که داریم؟
-
عروسی
پنجشنبه 25 شهریورماه سال 1389 14:51
ساعت شانزده انشالا راه می افتیم قراره یک مسافرت یک روزه و نیمی برویم درست مثل اون سه تا مسافرت یک روزو نیمی دیگه ای که بترتیب برای عروسی دختر عمه پسر عمو و پسر اون یکی عمو رفتیمو برگشتیم این بار عروسی دختر عمو در شهری دیگر عروسی چیه دیگه؟ فلسفه این مراسم چیه؟ که همه جمع بشن برا خوشبختی عروس بزک کرده و داماد دعا کنند؟...
-
اهانت به قرآن کریم
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1389 17:28
نمی دونم برنامه سمت خدا که از شبکه ۳ پخش می شه رو می بینید یا نه به هرحال برنامه امروز راحع به بی احترامی به قرآن و وظیفه ما در مقابل این عمل شیطانی است می تونید به سایت شبکه سه سیما مراجعه کنید و فایل صوتی این برنامه رو دانلود کنید بنظرم آموزنده است.
-
تحول
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1389 11:47
فروردین ماه که با لحظه سال نو شروع می شود و همه یا مقلب القلوب می خوانند همه حول حال می خواهند به سوی بهترین حال ها و اگر اینجور نشوند قلبشان همان باشد و حالشان همان حال غمی برای خوردن نیست اما اگر ماه شوال در پهنه ی آسمان بیکران رخ بنماید و حتی نوک سوزنی حول حال نشده باشی آنوقت است که هرچه لباس نوبپوشیو شاد باشیو...
-
شرح حال
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1389 17:17
سلام علیکم علیکم السلام سیزدهم شهریور ماه سید ما دفاع داره بنده هم دعوت هستم با اینکه خیلی دوست دارم اونجا باشم با اینکه ی کار اداری هم دارم و باید برم اونجا اما هم ماه رمضان روزه هام بهم می خوره هم من اصلا حوصله اتوبوس و ترمینالو ندارم حالم بد میشه وقتی یاد پیچای سر گردنه می افتم برا سید دعا کنید هرچند خود خدا خداییش...
-
تکرار
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1389 19:07
و این دنیای ما آدم هاست که پر است از تکرار و تکرار و تکرار یادم میاد اون قدیما که دانشجو بودم با آتی رفتیم که واکسن هپاتیت بزنیم نوبت اول بود آدما را دو تا دو تا می فرستادن تو اتاق و خانم دکترکمی توضیح می داد و بعدش تق پاشو برو به خانم دکتر گفتم عجب کار تکراریه خسته کننده ای و اون هم گفت: کار آدم هر چی هم که چلنج...
-
المراقبات
شنبه 30 مردادماه سال 1389 15:29
ای بی خرد تبهکار و ای دیوانه مسامحه کار ای بدبخت زشت کردار این تنبلی و روز گذرانی برای چه و چرا؟ این نافرمانی و سرکشی با چه سبب؟ این انکار و پرده و پوشی را چه جهت؟ از کجا برای تو امان آمده که شب بخوابی و صبح در نکبت نباشی؟ چگونه به خواب می رود آنکه از بلاها ایمنی ندارد؟ مراقب باش که نفس مغرورت نکند شیطان گولت نزند حلم...
-
عبدالمالک ریگی
جمعه 29 مردادماه سال 1389 14:03
از فرمایشات ریگی: من تا دو روز پیش نیازمند یک تیکه نان بودم. اما الان آمریکا آنقدر دلار برایم می ریزد که نمی دانم چطوری جمعشان کنم بعد هم به ایرانی پول بده هرکاری که دلت می خواهد انجام بده. نتیجه: فقر عاملی جرم زا است. آمریکا دشمن ما است و هرکاری برای دشمنی گری اش می کند. النگ و دولنگ بازی می کنند خیلی قشنگ
-
فاصله ها
پنجشنبه 21 مردادماه سال 1389 12:05
سریالی که با واقعیت های اجتماعی خیلی فاصله داشت اول از همه باید دعا کنیم که خداوند به هر فامیلی یک حاج رضا عطا کند خوش برخورد مذهبی پولدار کارآفرین در یک کلمه واتو واتو موجودی خارق العاده معجزه ای شکفت انگیز دوم بریم سراغ اون علی صبوری خوش غیرت میزاشتی آب کفن بابای بیچارت خشک بشه بعدش مراسم سوروسات برگزار می کردی...
-
مرز
چهارشنبه 20 مردادماه سال 1389 19:09
اولش فکر کردم بازی با کلمات است بعد فهمیدم مرز کشی دقیقی است بین مفاهیم مشابه اما متفاوت و چه بی نهایت دقتی می طلبد این جداسازی ها
-
المراقبات
یکشنبه 17 مردادماه سال 1389 11:32
ای مردم جان های شما در گرو کردارهای شماست پشت های شما از بار گناهانتان گران است خواب ضایع کننده ی عمری است که سرمایه تجارت آخرت آدمی است بدبخت ترین اولین و آخرین همدوش و هم قطار پی کننده ناقه صالح نباشید شیطان در بدن انسان مانند خون جریان دارد مجاری سیر شیطان را بوسیله ی گرسنگی تنگ کنید کتاب المراقبات را بخوانید....
-
باران
دوشنبه 11 مردادماه سال 1389 20:07
داره باران میاد باد هم به همراهش می وزه باران داره میاد تو باید برم پنجره ها رو ببندم بوی خاکم که قربونش خیلی وقته بلند شده همین امروز صبح بود که داشتم فکر می کردم خیلی وقته که بارون نیومده باران شدید شد الان که برقا بره اوه اوه تگرگ داره میاد میخوره به شیشه دوبس دوبس انگار یکی داره سنگ میزنه به شیشه بعضا یواشکی بعضا...
-
خواب
شنبه 9 مردادماه سال 1389 16:55
آمده بودم نغی بزنمو بروم اما یک نفر سر زده آمد و نغ های ما را پراند مادربزگ چند شبی است که خواب مرده ها را می بیند پدربزگ خواهر پدر بزرگ زندایی ها و خاله حالا مادربزرگ نگران است این خواب ها یعنی قرار است یک نفر دیگر هم برود آن دنیا شاید هم آن یک نفر تو باشی آسیه ها؟ شاید خدا می داند اگر من بمیرم دیگر وبلاگ نغ زن هم...
-
این روزها
یکشنبه 3 مردادماه سال 1389 20:17
این روزها از فرط بیکاریو گرما هر روز می آیم به وبلاگم سر میزنم یعنی نه هر روز هر روز تقریبا هر روز دقیقا یعنی بعضی روزها بعضی غروب های داغ تابستان که خانه هستم و قرار نیست جایی بروم یا از جایی نیامده باشم یا مهمانی خانه ی ما نباشد یا قرار نباشد مهمانی خانه ما بیاید اگر بعضی روزها نیستم به یکی از دلایل بالا است بعضی از...
-
لنگیدن
پنجشنبه 31 تیرماه سال 1389 19:39
نوشته بود: چرا در مورد اشغال و آزادسازی خرمشهر فیلمی ساخته نشده در مایههای جنگهای استالینگراد و نرماندی و منچوری و برلین و غیره که جهانی شود؟ موضوع و داستان حماسی که کم ندارد. بودجه هم که قاعدتن باید فراوان باشد. کجای کار میلنگد؟ به آدرس زیر مراجع کنید تا خودتان بفهمید کجای کار می لنگد؟ فصل نامه بهداشت پوست و مو....
-
بابانظر
چهارشنبه 30 تیرماه سال 1389 20:52
خدا را شاهد می گیرم که اطمینان داشتم به محض رفتن کشته می شوم قبل از حرکت سه جمله به ذهنم آمد: یکی اینکه خدایا از من قبول کن دوم اینکه گفتم مادرجان دعا کن اگر شهید شدم، خدا از سر تقصیراتم بگذرد بعد از خودم پرسیدم: من دو پسر دارم، اگر شهید شوم آیا پسرهایم این راه را دنبال خواهند کرد یا نه؟ جمله ها و این مفاهیم مرتب در...
-
مبعث(المراقبات)
شنبه 19 تیرماه سال 1389 22:34
سالک را باید که تمام جد و سعی خود را در یادآوری حق بزرگ شمردن این روز و شناسایی حق نعمت آن و سعادت عظمی و خیر اعظمی که به او رسیده و برکات و نوری که به او رخ کرده به کاربرد و قلب خود را امتحان کند و جگونگی فرح و سرور خود را در این روز بنگرد و اگر ببیند که روزی از روزهای خوش دنیایی در دل او همانند این روز یا فرح و...
-
کلیشه
پنجشنبه 17 تیرماه سال 1389 20:26
ی آدمکی تو وبلاگش این چهارخطو نوشته بود. که البته حرف کلیشه ای خیلی از ادمای مدعی روشنفکری که معتقدند آدم باید دلش صاف باشه و با خدا رابطه داشته باشه نماز و روزه و فرایض دینی کلا تو قوطی: مسائل پزشکی یه امر تخصصی و علمیه مسائل دینی شخصیه باید هر کسی طبق شخصیت خودش عمل کنه تا روزی بتونه پاسخ بده با 2تا کتاب خوندنو 2...
-
ته دیگ
پنجشنبه 17 تیرماه سال 1389 20:17
تتمه ی حوصله مان در این گرما تبخیر شد و رفت من ماندمو یک دنیا گرمازدگی و هذیان گویی
-
قر و شهرام و خدا
سهشنبه 15 تیرماه سال 1389 10:50
وای چقدر خوشحالو ذوق زده است که شهرام(دوست پسر سابقشون) تو مخلوط پارتی (عروسی ) نیلیا (هموزن نکروفیلیا) اومده باهاش قر داده مامان شهرام هم بهش گفته شهرام من با هیچ دختری غیر از فامیل نمی رقصه یعنی از باب اینکه به هیچ کس افتخار نمیداده تا حالا ها حالا خدا کجای ماجراست؟ وای خدا دستت درد نکنه اصلا انتظار نداشت که شهرام...
-
آرژانتین
یکشنبه 13 تیرماه سال 1389 19:54
انگار عادت کرده نزدیک قله که رسید خودشو از اون بالا پرت کنه پایین دیه گو رو می گم اصلا مگه تقصیر دیگو که آرژانتین باخت؟ همش تقصیر آسیه است که برا همه برزیلی ها پیامک تسلیت فرستاد از هر دست بدی از همون دست می گیری
-
جام جهانی
پنجشنبه 10 تیرماه سال 1389 16:02
مسابقه گذاشتن به نظر شما کدام بازی بیشترین گل را خواهد داشت؟ ی مسابقه هم بزارن که بنظر شما در کدام بازی اشتباهات داوری از همه بیشتر خواهد بود؟ اصلا چه اجباریه ی بازی ی داور داشته باشه؟ هر نیمه رو بدن ی داور سوت بزنه. برا وقت اضافه هم ی داور زاپاس داشته باشن. اینجوری داور تو زمین بیشتر می دود و همه جا خواهد بود و بهتر...
-
مرگ
چهارشنبه 9 تیرماه سال 1389 19:58
همه منتظر بودن الف بمیره چون سرطان داشت و اطبا جوابش کرده بودن ناگهان ب تصادف کرد و مرد به همین راحتی سورپرایز می کنه همه رو مرگ حالا باید حتما سرطان بگیریم که بفهمیم قراره بمیریم ؟؟؟ قراره بمیریم قراره بمیری قراره بمیرم می میریم می ریم یادت نره می میریم
-
همیشه
سهشنبه 8 تیرماه سال 1389 21:11
همیشه همینجوریه ... ... ... ...
-
بن بست و آسمان و آدم
شنبه 29 خردادماه سال 1389 12:11
همیشه در بن بست هم راهی به سوی آسمان هست!! مسخره ترین جمله ای که آدم می تونه در اواسط اوایل عمرش بشنوه همینه آخه آدما اگه آسمونی بودن و راه آسمونو بلد بودن که دیگه رو زمین کاری نداشتن که بخوان تو بن بست هم گیر بیفتن
-
کتاب
دوشنبه 17 خردادماه سال 1389 23:43
پسردایی کتاب خریده بود قصه های من و بابام 2500 تومان یادش بخیر ما هم بچه بودیم کلی کتاب داشتیم همان موقع ها که هنوز بچه بودیم همه ی کتابهایمان را اهدا کردیم به کتابخانه مسجد محله مان با همه ی اشتیاق کودکی مان. الان هم کتاب ها دارم برای خودم اما دلم نمی آید حتی یک کدامشان را محض رضای خدا به کسی امانت بدهم حتی به شما...