-
پس از حادثه
شنبه 25 آبانماه سال 1398 10:06
بووووو عجب اتیشی راه انداخته این بنزین من پس از مطالعه ی نوشته هایی بر دیوار دشمن داخل پرانتز یعنی اینستاگرام و تفکر عمیق و تاملی جانکاه و مشاهده ی ماهی که نه ،نهنگها و کوسه هایی که از این اب گل آلود گرفته شد توسط برخی بعرض میرسانم ما ترسو نیستیم مرد جنگیم ولی حالا نشسته ایم کنار بخاری هوا سرده و از همه بدتر یاد امام...
-
بنزین بعد از نان گران شد
جمعه 24 آبانماه سال 1398 11:08
ای بابا دولت دوازدهم یکم یواش تر اینجور که شما با شتاب مشغول حل مشکلات مملکت هستین پس امام زمان بیاد دیگه چکار کنه خیلی زشت چندتا ربان هم بزارین امام زمان قیچی کنه نصف مشکلات که با فرجام حل شد نصف دیگشم با اف ای تی اف حل می کنین دیگه نور علی نور میشه امام زمان دیگه میخوایم چه کار؟؟؟ ها پس بلطف دولت روحانی دیگه انتظار...
-
پرتوقع
چهارشنبه 22 آبانماه سال 1398 17:54
چون به ان اندازه که توقع داشته از اموال پدرزن بهش نمیرسه طاقچه بالا گذاشته و قطع مراوده کرده!!! طفلکی خانومش غم دنیا تو دلش شوهرش چشمش به پول باباش بوده نه خودش پول چیه داشته باشی خودتو نمیبینن نداشته باشی بازم نمیبیننت درست مثل مردم ایران نفت داشته باشیم نفت رو میبینن مردم رو نه نداشته باشیم میشیم افغانستان بازم مردم...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 آبانماه سال 1398 13:41
ماجرا از چه قرار؟؟؟ شیطان مثل خون در بدن ما جریان داره خدا هم از رگ گردن به ما نزدیکتر ولی شیطان فعالانه در وجود ما فعالیت میکنه اما خدا چکار میکنه؟ کار خاصی نمیکنه من که ندیدم شما دیدین؟ تازه ما باید برای رضای خدا کار انجام بدیم استغفرالله تو عجب رینگ ناعادلانه ای افتادیم چندین هزارسال پیش خدا سعی کرد شرایطو منصفانه...
-
ضربه
سهشنبه 21 آبانماه سال 1398 13:16
سرم خورده به میز خیلی محکم حس میکنم دندونام لق شدن
-
دروغ ممنوع
سهشنبه 21 آبانماه سال 1398 08:59
بزرگترین اشتباه را کرد و دروغ گفت به شوهرش الان چون شوهرش بهش اعتماد نداره حسابی شاکی شده و رو شوهرش ورچسب شکاک زده نمیگه خودم سر هر چیز کم ارزشی دروغ تحویلش دادم تا به اینجا رسوندمش
-
کجا ببخشیم
دوشنبه 20 آبانماه سال 1398 14:58
بگذریم ببخشیم تا بخشیده بشیم اما بعضیها رو نمیشه بخشید تیشه به ریشه میزنن آنچنان که سرنگونت میکنند جوری که یادت میره ادمیزادی یا جوری که از ادمیت چیزی برات باقی نمیمونه نمیدونم خدا قاتل امام حسین و میبخشه؟
-
عبد
شنبه 18 آبانماه سال 1398 21:22
ده بار بره ونیز باز براش کمه کاش همینطور که میکلانژو تحسین میکنه خدا رو تحسین میکرد آنوقت عبدی میشد بینظیر
-
شعرهای بچگی
سهشنبه 14 آبانماه سال 1398 16:48
درو ببند عزیزم مگس نیاد تمیزم پشه ی ویز ویز میاد ی سوسک بالدار میاد بارون اومد شرشر درخونشون بزد در اقا اومد مغازه دید که مغازه بازه لا لالایی گل زیبا وقت خوابت حالا مهتاب اومده بالا عشق مامان و بابا زودی غنچه شوبخواب زیباترین غنچه ای اون بالا رو ببین ماه و ستاره ها رو همه لالایی کردن بجز عشق ناز من عشق بهترینمی همیشه...
-
خانواده
یکشنبه 12 آبانماه سال 1398 07:34
به اینا میگن خانوداه اون از برادرش که یک تنه چهل روز توی بیمارستان ایستاد و از برادر دیگش مراقبت کرد اینم از خواهرش که از تهران امده اینجا تا از خواهرش مراقبت کنه مثبت اندیش هم هستند بشدت اگه گلوله توپم بهشون بخوره میگن چیزی نیست که خوب میشه بعدم خوب میشن
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 آبانماه سال 1398 05:56
عجب نمیدونستم ده ابان روز نویسنده بوده یعنی منم نویسنده ام؟ دوست داشتم باشم مثل جودی ابت
-
شاستی بلند
شنبه 11 آبانماه سال 1398 05:51
اگر مخترع شاستی بلند ماشین میدانست که با این کارش چه حسرتها بر می انگیزاند و اتش چه اختلافاتی را روشن میکند هیچگاه هیچگاه دست به قد شاستی نمیزد میزاشت همونجور کوتاه بمونه
-
ثروت
شنبه 11 آبانماه سال 1398 05:48
پول چرک کف دست نیست پول چیز بسیار خوبی است انقدر خوب که حتی علم در خوب بودنش به ان نمیرسد یا بعبارتی گوی سبقت را در خوب بودن از علم گرفته است وقتی پول داری دلت هوس زیارت کرد دیگر دنبال دو روز وقت ازاد نمیگردی قری با هواپیما میروی و قری برمیگردی لپ تاپت را نو میکنی و نگران خراب شدن پرینتر لعنتی نیستی هی دنیای فانی...
-
وحشتناک
شنبه 11 آبانماه سال 1398 05:38
ازخودش میترسد میترسد اگر بگوید چنین و چنان است جواب رد بشنود تو که انقدر ترسناکی خودت از خودت میترسی یکی دیگه با این من ترسناک شما چه جور کنار بیاد؟ خوب نمیتونه طلاق میخواد بعد امار طلاق میره بالا خوب خودتو افشا کن درست شاید ی شیردلی پیدا شد زنت بشه از این جماعت بدم میاد دیگرانو بدبخت خودخواهی خودشون میکنن
-
اقیانوس
پنجشنبه 9 آبانماه سال 1398 07:47
بعله عزیزان با هر تکانی دل اشوب نشوید برای هر ناچیزی غصه نخورید به اسمان بنگرید به بزرگی کهکشان فکر کنید و زمینی که میچرخد اما حس نمیکنیم به شکوه دنیایی که برای تو افریده شده بیندیش بزرگ میشوی بزرگتر از اقیانوس انوقت سنگریزه ها نمیتوانند تو را متلاطم کنند وبلاگ مینویسم مچاله زیر پتو در اشپزخانه ای سرد موهایی خیس کتری...
-
هنگ
سهشنبه 7 آبانماه سال 1398 10:39
انقدر این بچه رو صفحه ی این گوشی لمسی طفلکی فشار اورده گوشی هنگ کرده یاد روح ادمیزاد افتادم انقدر تحت فشار رذایل اخلاقی بوده الان هنگ اصلا بالا نمیاد که بخواد بگه منم هستم
-
محسوس
یکشنبه 5 آبانماه سال 1398 08:54
برا زنها ثروت مرد مهم برا مردها زیبایی اینو تو قرانم نوشته که با کافر ازدواج نکنید اگر زنی باشد که زیبایی شگفت انگیز داشته باشد یا مردی که ثروتی هنگفت حالا اگه تو فرهنگ ما اینجور بود که زنها به خواستگاری میرفتن مردها برای تولید ثروت بیشتر تلاش میکردن تا توسط زن بهتری انتخاب بشن اینجوری شاید وضع کشور این نبود الان چون...
-
بنده خدا
یکشنبه 5 آبانماه سال 1398 08:42
زنی زیبا که به هوو مبتلا شد و با وجود شش بچه راهی جز ماندن نداشت این را ما از پشت اکواریوم زندگی اش تماشا میکنیم حقیقت درونش را نمیدانیم مثل امروز که رفتنش را نظاره گریم و بیخبرانه برای مرگ نابهنگامش چرایی میکنیم مگر مریض بود؟ چیزیش نبود بنده خدا و شویش ماند و هوویش ای چه جالب یاد چرخ زاپاس ماشین افتادم حالا شوهرش...
-
تخته
جمعه 3 آبانماه سال 1398 18:00
هی میگم برم فستیوال مهر مادر شرکت کنم برنده بشم پولدار شم برم با پولش برا کلاس این بچه ی تخته شیشه ای بخرم نوشتنم نمیاد این مدرسه دولتی درب و داغون چندتا خیر مدرسه ساز نیازه کاش خودم پول داشتم بهمراه اختیار پول
-
معرفی
جمعه 3 آبانماه سال 1398 12:39
ostad_shojae@ به کانال استاد محمد شجاعی در ایتا بپیوندید یک فایلشو گوش کنید فایلاش ده پانزده دقیقه ای هست حتما ارتباط برقرار میکنید اگه نتونستی ارتباط برقرار کنی محض ازمایش یکی دیگه هم گوش کن اگر نشد بدون از خودت خیلی دوری خیلی زیاد
-
اخ جان
پنجشنبه 2 آبانماه سال 1398 07:51
اخ جون باهزار سختی و مشقت از جا کنده شدم تا بروم بسمت کلاس که دیدم استاد پیام داده کلاس امروز کنسله و چه فوران ذوقی در من رخ نمود که ای جانم هفته قبل خودم کنسل کرده بودم این هفته روم نشد مجدد کنسل کنم و این خدای بزرگ جهان افرین خواسته ام را اجابت کرد ستودن مر اورا ندانم همی از اندیشه جان برفشانم همی
-
مهر مادر فستیوالی
پنجشنبه 2 آبانماه سال 1398 07:48
فستیوال مهر مادر برگزار کننده :بیسکویت مادر آهی پر حسرت از اعماق جان برمیفشانم باید از بیسکویت مادر قدر دان باشیم همه مان که مادر بودن را تبلیغ میکند مهر مادر را یادآوری ، کاش دیگرانی هم بودند تا مادری را بستایند انقدر که فستیوال مهر مادر بیسکویت مادر در میانشان گم میشد اما نیستند انقدر مادر بی مهری دید تا الان همین...
-
دویست و شش
یکشنبه 28 مهرماه سال 1398 06:05
اینماه دو تا دویست و شش به جمع ماشینای فامیل اضافه شد باباها دست به جیب شدن و یکی برا دخترش و اون یکی برا پسرش ماشین خریدن تا تو راه دانشگاه خسته نشن یوقتی اینو خودشون گفتن اما حالا هرکی ی نظری میده یکی پدری که برا پسرش ماشین خریده رو تشویق کرد چون بنظرش این بچه هم باید ذوق کنه تو زندگیش!!! حالا خود این ادم تاجایی که...
-
کتاب برا زیر سه سال
پنجشنبه 25 مهرماه سال 1398 14:09
بچه ها باهم فرق دارن ولی تو این سن کتابایی با نوشتار کم دوست دارن مثل کتاب سلام و لطفا بگو لطفا از انتشارات کانون پرورش فکری خودتون برا صفحات کتاب قصه بسازین و بعدش بخواین بچه ی چیزایی رو تو تصویر نشون بده خلاقیت بخرج بدین و سرگرمش کنین
-
فرشته ها باهم می ایند
پنجشنبه 25 مهرماه سال 1398 14:04
این هفته سه نوزاد به جمع فامیل اضافه شد یکیش طبیعی بود دوتای دیگش خواست خدا چون هر دو خانواده توسط پزشکان محترم محروم از داشتن فرزند تشخیص داده شده بودن اما خدا خواست و نی نی ها صحیح و سالم دنیا امدن البته پس از تحمل خروارها استرس تزریقی به مادر بچه ها توسط پزشکای امروزی امیدوارم اون ذوق دنیا امدن طفل پررنگ پررنگ تو...
-
نقد
پنجشنبه 25 مهرماه سال 1398 13:34
به هیچکس نمیشه انتقاد کرد داشتیم خیلی خوب و خوش حرف میزدیم وقتی چند انتقاد به عملکرد مطرح شد ورق برگشت همه جا دستهای پشت پرده درکارن مافیا تو بی ارزشترین امورات در جریانه و تلاش میکنن غریبه ها وارد جمع نشن رخنه نکنن چرا اینجوریه؟ من که از جریانات هیچ خبر نداشتم فقط گفتم ایکس با توپ پر امده بود و معلوم بود بزور رو...
-
انسانشناسی سدید2
چهارشنبه 24 مهرماه سال 1398 13:18
می دونین مشکل کجاست ... اکثریت خیلی از افرادی که تو این دوره ثبت نام کردن. محرک اصلی شون شناختی بود که از استاد پناهیان داشتند و از اونجا که گفته شد این دوره بر اساس تفکر و آموزش های استاد هست و اکثریت دنبال کننده ی مباحث ایشون ... در مقایسه با سلسله مباحث آقای پناهیان که واقعا قوی العادن ما انتظار یک مدینه فاضله از...
-
درگیری
سهشنبه 23 مهرماه سال 1398 22:13
ذهنم بشدت درگیر دو تا جمله است که یکیشو همین الان شنیدم اون یکی رو پنج روز پیش انقدر این دو جمله سنگین هستند سونامی راه افتاده تو مغزم شکست انتخاباتی هم که بهش اضافه شده رشته های اعصاب تو مغزم دارن له میشن فکر کنم بزودی خون دماغ بشم
-
دوره انسان شناسی سدید1
سهشنبه 23 مهرماه سال 1398 11:36
دوره انسانشناسی کانال سدید شرکت کردم انتقاداتی به دوره و نحوه برگزاریش مطرح شد خودمم معتقدم اونجوری که انتظار داشتم نبود پاسخ برگزار کنندگان دور از انصاف بود اگه شاگردای تربیت شده پناهیان اینجور هستن از پناهیان هم دلزده شدم شما اگر قصد ثبتنام در این دوره رو دارین مطلبو ادامه بدین درغیراینصورت خیر تو سایت و کانال سدید...
-
مردودی
سهشنبه 23 مهرماه سال 1398 11:34
یک باره دیگه انتخاب نشدم دیگه شرکت نمیکنم خیلی ناراحت شدم اگرچه هی به خودم میگم از اقبال و ادبار دنیا نباید ناراحت بود ولی قلب ما که از فطرت دور افتاده در حجاب ظلمت فرو رفته این حرفا حالیش نیست اینجا نوشتم که یادم نره قراره دیگه شرکت نکنم یاد دختران نینجا افتادم فکر میکردن حتما برنده میشن خودزنی هم کردن و رباط پاره...