-
دزد دریایی
دوشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1398 06:20
اشتراک اینترنت به پایان رسید و شد علیه الرحمه حالا من اینترنت ندارم از چندین روز پیش همه اش رفتم اینجا و انجا مثل دزدان دریایی از اینترنت دیگران سود جستم ان هم اینترنت به ان گرانی نمیدانم اینترنت گرانتر است یا سیب زمینی هرچند پیاز ارزان شد اما هلو کیلویی ده هزار تومان است ان هم جعبه ای و خرما هنوز گران است و ماکارانی...
-
عالیس نخوریم
پنجشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1398 09:45
کوفت بخوره کارد بخوره شکمی که قراره عصاره مالتش از المان بیاد المانی که مواد شیمیایی ریخت رو سر مردم ما حالا صنعتش مجبوریم بخریم عصاره مالتشو که نخوریم چیزی نمیشه
-
گله
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1398 11:27
فضای مجازی همین است دیگر کسی احوالت را نمیپرسد هرچند احوالپرسی توقعی گزاف است در این روزگار که درعالم واقع انسانها برای احوالپرسی هم دنبال دلیل میگردند منبرنشینان مدام در فضایل صله رحم میگویند و مضرات قطع رحم ولی همچنان این مدرنیسمازیون است که پیش میتازد انسان شهرنشین مدرن خودش را میبیند و سایه اش را با تیر میزند حال...
-
پوووووف
دوشنبه 9 اردیبهشتماه سال 1398 15:13
رفته بودیم بلاد کفر نه انور مرز نه درون خط بسته ی میهن اسلامی تهران شهر بی اخلاقیها میلیونرهایی که نمیتوانند بچه های خیابانی شهرشان را تامین کنند و اسوده در خیابانهایش تردد میکنند عجب چه وجدانهای ارامی
-
پشت در
شنبه 7 اردیبهشتماه سال 1398 15:59
مسلمانیمان را گذاشتیم پشت درب و وارد غیبت خانه شدیم شخصیت ایکس را شخم زدیم عمیقا و درجهات مختلف بیانیه اخر این شد که در هرحال با همه ی نقایص و ضعفها کار خودش را پیش میبرد!!!! یا بعبارتی گلیم خود را از اب میکشد هوم یاد رقاصه ی هتل افتادم همان هتلی که مسلمانیمان را پشت دربش گذاشتیمو رفتیم توی سالن لهو و لعبش نشستیم با...
-
دلم گرفت ای هم نفس
شنبه 7 اردیبهشتماه سال 1398 07:02
تلگرامم پرید سخت مشغول ارسال پیام بودم که ناگهان هوتوتو
-
بصیرت لطفا
پنجشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1398 06:30
〽️ ۶۰ درصد ایرانی ها کار نمی کنند مطالبم پریده رفته نیست
-
رها
پنجشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1398 06:07
حمله پیش به سمت کلیه ها خوبه خیلی خوب پیش رفتین کلیه هانابود شدن کارش به دیالیز رسید گروهان یک بمونه برا افند گروهان دو حمله به سمت چشم ها اول چشم چپ و بعد از چندین روز ... ... هر دو چشم فتح میشوند و پیشروی بسوی باقی اندامهای بدن ادامه دارد بله این ارتش دیابت است که پیش تاخت و مادر حوریه را سرنگون ساخت و حوریه را بی...
-
تیوری
سهشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1398 09:23
بنظرم اسلامی که امروزه به ما عرضه میشود پاسخگوی نیازها و مسایل ما نیست چرا من باید روانشناسی کمال بخوانم انهم با نویسندگانی خارجی نامسلمان بلا را میگویند ازمایش است یا کفاره گناه ما یا مدام درحال ازمایشیم یا کفاره دادن مشکلی که پیش می اید دوست دارم در همان مشکل بمانم اصلا حل نشود تا از این خلاص میشویم به یکی بدتر دچار...
-
خانه کوچک در چمنزار
سهشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1398 09:08
شبکه تماشا هرروز ده صبح من طرفدار پروپاقرصشم شهری کوچک در دل طبیعت لذت میبرم هریت و نیلز اولسون قهرمان اصلی این فیلم هستند البته برای من. چارلز اینگلز و خانومش یک زوج ارمانی رو بنمایش گذاشتن با فرزندانی ارمانی تر از خودشان اما هریت اولسون با تمام ناجوربودنش ثبات شخصیتی دارد بینظیر یعنی برای رسیدن به خواست خود هرکاری...
-
هذیان
یکشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1398 04:15
کی خواب کی بیدار؟ همه خواب بابالی چغندر بیدار یادش بخیر مادربزرگ این قصه رابرایمان تعریف میکرد هنر قصه گویی برای نوادگان حالا ما شاید نوه هایمان را نبینیم اصلا اگرهم ببینیم قصه گویی را بلد نیستیم ابدا یاد یکی از دوستان بذهنم یورش اورده است خیلی وقت بود که از خاطرم رفته بود وقتی یکنفر اینگونه در ذهنم حاضر میشود طبق اصل...
-
روزی
شنبه 31 فروردینماه سال 1398 09:49
مثل یک مجسمه سنگی نشسته بود در ردیف سیاه پوشان پدرش را بردند پدری که میراثی نداشت و او ماند با پنجاه سال سن و شغل نداشته و شوی نداشته و حالا برود تحت سرپرستی چه کسی؟ باید سر پنجاه سالگی دنبال کسب روزی باشد؟؟؟ اینها توی سر من چرخ میخورند به کجا میروی ای خاله قزی چادرت یزدی کفشات قرمزی میروم بر همدان شو کنم با رمضان شو...
-
تحقیق
چهارشنبه 28 فروردینماه سال 1398 11:02
دوست دارم ی تحقیقی کنم راجع به نقش موقعیت اجتماعی زنان در ازدواج موفق و تداوم زندگی مشترک فصل اول از نظر اقایان فصل دوم از نظر خانم ها تعریف موقعیت اجتماعی هم مهم هست بیشتر به شغل برمیگرده شاید هم فعالیتهای خیریه یا فعال محیط زیستی ثروت خانوادگی موقعیت والدین یا یکی از اقوام درجه یک زیبایی ظاهری تیپ روز داشتن و نداشتن
-
اوففففف
چهارشنبه 28 فروردینماه سال 1398 05:20
فیزیو جواب نداد یعنی کم جواب داد دکتر فرمودن جراحی ولی حالا محض اطمینان از تشخیص و امید اینکه شاید راهی دیگر گزینه ای بهتر میریم پیش یک دکتر دیگر در پایتخت و یک دکتر دیگرتر در همین حوالی و حوصله تهران شهر اخلاق را ندارم و البته با وجود و ملاحظه ی الام دیگران در فیزیو و همچنین اطراف خودم که انگار هرکسی زاده شده تا حامل...
-
شنبه در فیزیوتراپی
یکشنبه 25 فروردینماه سال 1398 12:25
بیست سالش بود فقط بیست سال بدلیل پارگی دیسک کمرشو جراحی کردن بهش گفتم مگه دیسک پاره میشه؟ من تصورم این که دیسک استخوان پس شکسته میشه نه پاره ولی اون گفت پاره شده بر اثر دولابودن زیاد و ضعف عضلات چون کارگر زمین هستو میرفته تیشه زنی و علف کنی و... و من بعد نمیتواند برود و باید برود دنبال فیزیوتراپیو معاینه های بعد از...
-
چاخان
یکشنبه 25 فروردینماه سال 1398 06:49
در حسرت دیدار تو اواره ترینم اره؟ چاخان
-
اصول
جمعه 23 فروردینماه سال 1398 10:18
خوب یجور برنامه ریزی کنیم که دچار اسیب نشویم یا اسیب به.حداقل برسد بهتر است یا بیخیال شویم و بگوییم هرکه زرنگ نباشد اسیب میبیند بعد ما اسیبهایش را جبران کنیم شاید هم نتوانیم جبران کنیم اسیب دیده با دردورنجش کناربیاید شاید هم کنار نیاید بشود مار زهرخورده و بیفتد به جان دیگران؟ بشود کودکی بد و ما کتاب بنویسیم زندگی خوب...
-
حیف
جمعه 23 فروردینماه سال 1398 09:05
هیچکی نمیاد همه فرار کردن دوزاریم دیرجا افتاد
-
خانواده جدید
پنجشنبه 22 فروردینماه سال 1398 08:56
سریال کره ای ظهرگاهی شبکه دو بود که تمام شد قسمت اخرشم ندیدیم اگرچه شنبه صبح شاید بشه ببینیم سریال خوبی بود از متوسط به بالا از اون سریالهایی که روند فیلم مهمه نه نتیجه نکته ی طلایی فیلم این بود که بعد از سی سال سرزنش کردن چانگه توسط شوهرومادرشوهروخودش بخاطر اتفاقی که چانگه تو رخ دادنش مقصرصددرصدنبود همه فهمیدن مقصر...
-
روزمرگی
چهارشنبه 21 فروردینماه سال 1398 22:51
هیچی سیلوسیلوسیل اب اب روان اب قطره قطره دریا
-
رویش
سهشنبه 20 فروردینماه سال 1398 06:47
نه حرفی نه کلامی توشهر نیم وجبی ما اپارتمان میلیاردی سبز شده یادش بخیر ی وقتی پرادو پنجاه تومن بود حالا ادم ی تومن باید بده ی قفس دربسته بخره بعد تو تبلیغاتش نوشته اپارتمان لوکس اونوقت عکس وان حماموتوالت فرنگی گذاشتن! با عکس گاز صفحه ای! نقشه افتضاح ی سالن بزرگ باچندتادرب سه تا خواب معنی لوکسم فهمیدیم ی تومن که پولی...
-
در میان سیلاب
شنبه 17 فروردینماه سال 1398 22:34
انسانهای گرفتار در سیلاب را میبینم اشکم روان میشود شاید دچار افسرده خویی شده باشم شاید هم افسرده خو بودم اشکم روان است شب و روز ندارد دست خودم نیست یاد جنگ می اید بسراغم انگار کاری که صدام نتوانست با سوسنگرد کند قرار است اب بکند همان ابی که مایه ی حیات است اگر نتیجه بیتدبیری باشد ، چه؟ آه از ان ساعتی که با تن چاک چاک...
-
قلبم
جمعه 16 فروردینماه سال 1398 04:42
انقدر این روزها تحت فشار بوده است که الان درد میکند ان روزهای پیشتر زلزله بود و امروز سیل باز زلزله بگمانم از سیل بهتر باشد شاید هم بهتری درکار نباشد درهردو حالت زمین از حیز انتفاع خارج میشود بلا استفاده که هیچ خودش میشود گریبانگیر زلزله که امد به صرافت افتادم تا چادری بخرم و بندازم گوشه ی حیاط تا اگر زلزله دیده شدیم...
-
سیل
چهارشنبه 14 فروردینماه سال 1398 05:32
سیل می ایدو میشوردو میبرد مراهم برد به سالهای قبل به لب رودخانه ی دز و سبزه قبا به اردوی راهیان نور ان روز دز ارام بود همه دستی بر اب و برخی تنی بر اب زدیم و ناهاری که لب دز خوردیم و پرتقالی که به من نرسید و ام جی که همان حوالی زندگی میکرد و شاید هم میکند هنوز و اعظم که در خرم اباد ساکن بود و من خبری از او ندارم و...
-
عروس
چهارشنبه 14 فروردینماه سال 1398 05:01
فقط تک دختر پدر و مادرش نبود کل فامیل او را جواهر میدانستند همه غیر از ما البته عشاق دست رد به سینه خورده ی بسیاری از همین فامیل با هم گلاویز شدند برای تقدم در عاشق شدن و یکی از این دست به یقه شدنها خیلی پرسروصدا شد و از بمب خبری فامیل تبدیل شد به سرتیتر اخبار منطقه خلاصه انها که پسر داشتند سنگ مفت گنجشک مفت به...
-
دی اند
دوشنبه 12 فروردینماه سال 1398 06:20
بارو بندیلمان را جمع کردیم راه افتادیم رفتیم تا رسیدیم به سرجای اولمان سفر تمام شد سفر که تمام میشود دیگر تمام شده است مثل عمر ادمی وقتی تمام شود دیگر تمام شده است کاری نمیشود کرد راه رفتنی را باید رفت در سفر کارهای زیادی میکنیم تا راحت باشیم خوش باشیم مفرح باشیم جا رزرو میکنیم رستوران خوب سرچ میکنیم اماکن دیدنی را...
-
گریز
پنجشنبه 8 فروردینماه سال 1398 22:20
توی گوشم است زوزه میکشد و میپیچد میرود توی سرم گیر می افتد جاخوش میکند صدای گریه ی بچه همراه است با جیغ و پاکوبیدن و بنوعی نعره زدن هم میشود تعبیر کرد هرجابروی در جمع زنان هست بچه ای که اینچنین ارامش را متلاطم کند دوست دارم بگریزم به کوه به دشت حتی به کویر
-
افسوس
پنجشنبه 8 فروردینماه سال 1398 07:07
از نظر روحی در اشویتس بسر میبریم روحمان در ارامش نیست روانمان شده است سیبل هر دست و رو نشسته ای نیامده ما را هدف قرار میدهد از بس که واداده ایم هوشیار نیستیم حواسمان را داده ایم به ناکجاابادهای بی خاصیت چپ و راست ضربه میخوریم نمونه اش همین اقا ده من ریش دارد شش تا انگشتر عقیق در دست ایام البیض رجب سرش برود اعتکافش را...
-
مسیل
یکشنبه 4 فروردینماه سال 1398 06:27
اتاق تاریک است صبح شده اما خورشید هنوز در راه است البته اگر بخواهیم به گالیله احترام بگذاریم باید گفت زمین هنوز به خورشید نرسیده است اگرچه به دور ش میگردد همسفران خسته و خوابن من بیدارم اما چشمانم میسوزد بر اثر همین خورشیدی که زمین بدورش میگردد چقدر گرم بود و ما در ترافیک پرحجم اما روان درون صندوقهای فلزی متحرک چرخدار...
-
نوروز1398
پنجشنبه 1 فروردینماه سال 1398 02:45
بعضیها مازوخیست دارن سر سال نویی تو لحظه ی تحویل سال بمبک منفجر میکنن که قلب ادم یهویی میریزه پایین باز اینا قابل درکن ی عده دیگه مازوخیست شدیدا قابل درمان نیستن تو پیام تبریک سال نوشون از دردورنج و غم و خون حرف میزنن که ما بدبختیمو بیچاره ایمو کوفتیمو دردیمو والا داعشیها از این احساسات ندارن چرا اینا اینجورین؟ یعنی...