-
بی مار
شنبه 9 شهریورماه سال 1398 07:08
عاقبت پس از ده روز از بیمارستان خلاص شد ولی همچنان حالش بد است خیلی وقت است که مریض است و مریض است دکترها دارو تجویز میکنند خروار خروار این همه دارو ادم را مریض تر میکند خدایا تکلیف بیوه زنان را مشخص تر کن لطفا امین
-
زیر پوست شهر
شنبه 9 شهریورماه سال 1398 07:04
واقعا سرای ایرانی توی قم چکار میکنه؟ عجیب چرا تا حالا متوجه ی این ناموزونی نشدم؟ قم شهر مذهبی که از هر سه نفر دونفر لباس روحانیت تنشون تو دین هم که ساده زیستی توصیه شده در نگاه اول افتتاح سرای ایرانی تو این شهر توجیه اقتصادی نداره ولی زیر پوست شهر چه میگذرد
-
برم یا نرم
پنجشنبه 7 شهریورماه سال 1398 06:49
دوست دارم در اولین فرصت از بلاک اسکای برم این قالب جدیدشو دوست ندارم ظاهرا بیان بهتر از بلاگ اسکای هست دیدم چند نفر از اسکای کوچ کردن به بیان فرصت پیدا کنم میرم
-
کجایی
چهارشنبه 6 شهریورماه سال 1398 06:07
اندر فواید خیلی چیزها بسی حرف است و سخن و لی دهان چون دل عاشقان گشته تنگ و کاش فردوسی بیشتر اندر حکایت عاشقی قلم میزد با ان همه توصیفات ریزبینانه اش و ای فردوسی بزرگ کاش در این زمان بودی که جهان چون دل عاشقان گشته غوغا
-
نظر یا بینظر
دوشنبه 4 شهریورماه سال 1398 17:10
خوبه من برا خودم وبلاگ دارم وگرنه فکر میکردم اونایی که وبلاگ دارن از ما بهتران هستند والا بخدا تا ی نظر میزاری تو ی وبلاگی ترور شخصیتی میکنن ادمو الانم باب شده همش میگن چطور میتونی منو قضاوت کنی؟ یا بار معنایی منفی رو پیام ادم بار میکنن من دیگه پشت دستمو داغ کردم برا هیچ کی نظر نمینویسم اصلا حس میکنم ظاهرم خطرناکه چون...
-
بریده
یکشنبه 3 شهریورماه سال 1398 07:54
من به شرایط بی برگی رسیدم بعضیها از همون اول از بعضی نعمتها محروم هستند بعضیها از داشتن نعمت محروم نیستن فقط نمیتونن ازش استفاده کنن حالا براساس شرایط موجود یا بدلخواه قصد دارم دیگه تمرین نکنم صاف برم رو صحنه هرچه پیش امد خوش اید
-
حراجستون رفاه
یکشنبه 3 شهریورماه سال 1398 05:40
ما که رفتیم حراجستون شما خودتو نرسون خوب نبود افق کوروش بهتره هرچند برخی معتقدند کلاهبرداریه و قیمت روکالاها رو گرونتر از بازار میزنه اما ما که تا حالا ندیدیم همچین چیزی شنیدن کی بود مانند دیدن
-
درک
جمعه 1 شهریورماه سال 1398 20:42
چقدر درک مطلب ادما ضعیف و علیرغم ادعاهای اسمان پاره کن هنوز نمیدونن یا یاد نگرفتن که برداشت غلط خودشون از مطلب رو علم یزید نکنن و بر ان مبنا اسب تازی نکنن نمیدونه عیبی که در دیگران میبینه درحقیقت در وجود خودش هست نمیدونه برداشتی که از جمله من داره درحقیقت انعکاس ذهن ناخوداگاه خودش بنظرم اینا موضوعات پیش پا افتاده ای...
-
فینالیستهای عصر جدید
چهارشنبه 30 مردادماه سال 1398 13:53
من عصر جدیدی نبودم جسته گریخته که دیگران میدیدنش چشمم بهش افتاده بود فینالشم چون درجمع دوستداران این برنامه بودم دیدم فقط به خانم فاطمه عبادی رای میدم چون از هنرش از استعدادش برای انتقال یک مفهوم یک کار نیک استفاده کرد خیلی شیک و خردمندانه و ما اشک ریختیم نه اینکه چون بقول بعضیها ملت گریه بلدیم چون جدا تحت تاثیر...
-
سید ابراهیم رییسی
چهارشنبه 30 مردادماه سال 1398 06:52
ظاهرا که از ایشون هم ابی گرم نمیشه و سیستم درهم برهم لجام گسیخته ی قوه قضاییه اصلاح نشدنی باقی می ماند الزام ارسال پرونده های قضایی به شورای حل اختلاف برای ایجاد صلح و سازش زورکی قبلا هم انجام شد نتیجه ای جز تضییع حق ذیحق ندارد اما ظاهرا برا اقایون قابل درک نیست قصدشونم فقط ایجاد مانع در راه ورود پرونده به دادگستری...
-
تبریک
سهشنبه 29 مردادماه سال 1398 12:39
عید تان مبارک
-
پدر ریاکار
یکشنبه 27 مردادماه سال 1398 16:52
بدنبال شاد کردن کودک درونم دنبال اثار تازه مصطفی رحماندوست بودم رسیدم به فیلم حضور رحماندوست در خندوانه و از اونجا هم به نوردخت!!! عجب نوری هم پاشید بر زندگی مردم ایران، حس پینوکیو بهم دست داد تو پارک شادی که خر شد و دم دراورد بعدش به پست مفتضح مهدی ژوله که ما ایرانیها گریه بلدیم رامبد رفت کانادا تا بچش گریه بلد...
-
خواسته
جمعه 25 مردادماه سال 1398 08:10
او دوازده ساله است دختری دوازده ساله ما با هم حرف میزنیم تلفنی حضوری باهم بیرون میرویم و کلاس من با او خوشم و دلم یک دختر دوازده ساله میخواهد که ندارمش
-
سلاح
چهارشنبه 23 مردادماه سال 1398 23:54
در این دنیایی که حکم آکل و ماکول آن را به یک جنگل واقعی تبدیل میکند آنچه حیات موجود زنده را از تهدید خطر میرهاند سلاح اوست. حالا فکر کنید به سلاح فردی و جمعی حیوانات هرکدوم مجهز به سلاحی هستن چون برای زیستن در جنگل خلق شدن اما انسان چطور؟ پس توی برخی کشورهاداشتن اسلحه مجاز چون جزو فرهنگشون مردم زیادی حس زیستن در جنگلو...
-
ذغال اخته
چهارشنبه 23 مردادماه سال 1398 15:31
زغال اخته درسته ولی من باذ نوشتمش چون کاری با من میکنه که صدخرمن گل نه خودمو اماده کرده بودم اماده کردنی که اگر امد دسته گلشو بندازم همون جا تو سطل اشغال دم در یک خطابه ی غرا در ذهن شسته رفته اماده برای باریدن بر سر متهم که با یک کلمه فقط یک کلمه دلی از من شکست که تابحال نشکسته بود اگرچه سریعا و در همان حین شکستن...
-
سوالهای قبل از ازدواج
سهشنبه 22 مردادماه سال 1398 07:05
در کانال تلگرامی دکتر بازارگان پنجاه پرسش برای قبل و بعد از ازدواج مطرح شده است برای مطالعه به ادرسd rbazargan@
-
ورچپه
دوشنبه 21 مردادماه سال 1398 05:44
دستورالعمل صادر کردن شهر دوستدار کودک!!! یک نگاهی به گذشته ی کودکی خودمان بیندازیم معلوم میشود که چقدر فاصله گرفته ایم از خودمان بچگی ما شهر امن بود انقدر که هر بچه ای خودش راه مدرسه را بتنهایی میپیمود اما الان؟؟ درست شده ایم مثل این هوای پاییزی وسط مرداد اینجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است
-
حندق بلا
شنبه 19 مردادماه سال 1398 21:47
*جوع رزق جان خاصان خداست، رزق شکمخوارگان عام را پیش پیش میفرستند.
-
الم
پنجشنبه 17 مردادماه سال 1398 13:46
دیروز کمی بیشتر از هرروز راه رفتم و نتیجه اش،شد دو عدد عضله ی گرفته سنگین چون گلیم در اب مانده و الان حرکت کردن سخت شده است به شدت چه دردی هم دارد
-
مخاطب خاص
چهارشنبه 16 مردادماه سال 1398 07:17
چقدر زود دیر شد چقدر زود نان گران خواهد شد اقای پناهیان میگه رفتار ما با خدا مثل پسرخاله است مگه چیه؟ ای بابا وجدانا شما ببین ما رو خلق کردن، ما که نخواسته بودیم انداختنمون تو این دنیا ی طومار بکن نکن هم دادن دست ما اونم دقیقا وسط این حندق بلا حالا بکن نکنش شفاف و بدون شکو شبهه بود خوب بود ادم هی باید چرتکه بندازه...
-
اضافات
سهشنبه 15 مردادماه سال 1398 13:21
روحانی؛ اگر فرد دیگری جای ظریف وزیرخارجه بود به این آسانی به موفقیت نمیرسیدیم!!!! جل الخالق این آقا شام چی میخوره؟ کدوم موفقیت منظورش؟ آسانی باز کجا بود عامو؟ ی ریپیت بزن دوباره وضع ما رو ببین آسانی و موفقیت؟؟ این دوتا کی باهم دوست بودن که الان باردومش باش؟ اون چیزی که به اسانی بدست بیاد باسانی از دست میرود
-
رمزبازی
شنبه 12 مردادماه سال 1398 16:07
حالا که همه رمزی مینویسن من هم بهتر است از غافله عقب نمانمو رمزی بنویسم رمزش هم باشد درون صندوقچه اسرار خودم انها فقط برای مخاطبان خاص مینویسند پس بهتر نیست در تلگرام یا واتساپ یا هرجای دیگر گروه تشکیل داده و انجا بنویسید! بیمزه ها منتظر پست بعدی نباشید که صددرصد رمزی است
-
اتمام
شنبه 12 مردادماه سال 1398 16:01
-
زیبایی
شنبه 12 مردادماه سال 1398 08:45
من که یک زنم دوست دارم خیره بشم به زیباییهای وجودش به گیسوان ابشار گون طلاییش و هی قدوقامتشو اسکن کنمو بگم ای احسن الخالقین یکم از این حسن خلق کردنات میزاشتی تو وجود ما حال نه در صورت که سیرت زیبا بهتر است نمیدونم چرا حسن خلق شدن رو ما در همه مخلوقات نمیبینیم؟ چرا همه مخلوقات مارو وادار به تحسین افریننده نمیکنن؟ یعنی...
-
خلق
جمعه 11 مردادماه سال 1398 14:21
در این هیاهوی تاریکی ادمها همه نالانند از خلق پایینشان صدبار می ایی سرک میکشی توی وبلاگ تا یک متن جدید بنویسی اما تا باز میشود کاری از جایی صدایت میزند که بیا من روی زمین مانده ام پدربزرگ با برادر مادربزرگ شبها مینشستند به مشاعره و سیگار دود میکردند انگار پدربزرگ شاهنامه را حفظ بود مولانا و حافظ را همینطور قران را...
-
دلیل منطقی
پنجشنبه 10 مردادماه سال 1398 13:40
به کلاغ گفتن چنار به ی جاییت گفت ی چیزی بگین که بگنجه حالا شده حکایت وزیر مسکن که گفته افزایش اجاره بها هیچ دلیل منطقی نداردددد!!! حالا خوبه نگفت افزایش اجاره بها بعلت فرجام بدفرجام یا کشتی انگلیسی هست یا تقصیر رونمایی از موشکهای سپاه بازخدارو شکر شونه هاشون ننداخت بالا بگه به من چه یا خبرنگارو کتک نزد که چرا از من...
-
انتقال
پنجشنبه 3 مردادماه سال 1398 22:57
رییس خانه خراب شد بیصدا بی هیاهویی خاص دخترکانش چون جوجه های تنها بیصدا در خلوت خویش اشک ریختند به کشتی انگلیسی هم فکر نمیکردند فقط به روزهای سخت بی مادری درپیش رو روزهای بی پناهی روزهای سخت اخر ضجرو دردی که بر مادر تحمیل شد می اندیشند واقا معلم مدرسه که امروز رخت به فردوس برین برببست هرچند تازه زن سوم گرفته بود چون...
-
باز مذاکره؟
پنجشنبه 3 مردادماه سال 1398 00:55
این روحانی از رو نمیره؟ باز حتما پت و متشو میخواد بفرسته تا ی برجام دیگه امضا کنندو بیانو ناو انگلیسو تحویل بدن همراه پسته رفسنجانو زعفران خراسانو برنج شمالو مینای اصفهانو ترمه ی یزد پشمک و باقلوا با ی دیگ اش سبزی شیراز برا سلامتی ملکه اونوقت بشینن منتظر که نفتکش ایران از دست انگلیس در بره بعد بگن اینا بدعهدی کردن!!!...
-
بوی باران
چهارشنبه 2 مردادماه سال 1398 23:41
من که تا اکنون سکوت پیشه کرده بودم اما امشب سکوت من دریده شد نویسنده سریال بوی باران ظاهرا زیادی تحت تاثیر سیندرلا و کزت بوده همسرانی چون سیاوش و سهیل را بتصویر میکشد که در پای زنان نالایقشان درفشانی میکنند سهیل مرکب از زیرپای میکشد در راه نجات برادر زن شغلش را ترک میکند در راه ازدواج میمون و مبارکش بعد دختران مردم...
-
پاره نوشت
سهشنبه 1 مردادماه سال 1398 19:41
امروز عصر رفتم همانجا که در پست قبلی نوشتم بسی خوب بود و مفرح روزگارم شده است همنشینی با نوجوانها عصری که دل خوشی از ان ندارم به هرحال خداروشکر خانه کسی نیست هرکس بدنبال کاری رفته است همسایه نذری اورد سالگرد شوهر خدابیامرزش است و من در تنهایی کلک نذری را خواهم کند ادم یک کتاب بدیگری عاریه میدهد نصف گوشتتنش اب میشود تا...