از انچه ناراضیم

همه انچه که نباید اینگونه باشد

از انچه ناراضیم

همه انچه که نباید اینگونه باشد

روغن دو بخشه

بودش خوبه

نبودش هم خوبه

نباشه سالم تر می مانیم

زمان پهلوی نخود گران شد

هویدا می گفت خوب نخورین.

حالا روغن هم میشه کمتر خورد و سالم تر ماند

از آشپزخانه  چرب و چیلی پاک کردن هم راحت میشیم

نیمه ی پر لیوان را ببینیم

حتما باید به فشار خون بالا و گرفتگی عروق مبتلا بشیم که روغن نخوریم

خوب از حالا شروع کنیم

بزودی امار بیماری های قلبی میاد پایین

نیمه ی پر لیوان انگار خیلی هم پر هست



اینترنت

اگر اینترنت همینجور قطع بمونه

امار طلاق میاد پایین

یک عده از بیکاری خل میشن

یک عده از بیکاری دست به خلاقیت می زنن

اختلاف نوجوانان با والدین هم کمتر میشه

خشونت آمارش میاد پایین

یک عده هم کاراشون چند برابر میشه

مهمونیهای خانوادگی به صرف چای برقرار میشه

آدم ها بهم زنگ می زنن

بنظرم خوبه

فضای مجازی پاشو از گلیمش درازتر کرده بود


زن

زن با عصبانیت تلفنش را نگاه کرد و انداخت توی کیفش درحالیکه داشت لباس را به تن دخترش اندازه می کرد. گوشی باز زنگ خورد و زنگ خورد و زنگ خورد و زن عصبانی تر شد و جواب داد.

 پشت خط،شوهرش بود از او می خواست که به منزل بازگردد و کاری انجام دهد زن فریاد می زد: شد من بیام بیرون تو برا من کار درست نکنی همش همینجور هستی ."

بیچاره بچه داشت لباس انتخاب می کرد مادرش همان که تازه پوشیده بود را حساب کرد و سوئیچ ماشین را از توی کیفش درآورد یک خداحافظی سریع و رفت.

من هاج و واج تماشا می کردم و می خندیدم. چون این زن همیشه بیرون از خانه است به قول خودش همه اش توی راه است در حال رفتن از جایی به جایی بعد به شوهرش اینجوری می گوید من اگر جای شوهرش بودم می گفتم:(( تو کی خانه هستی؟ چون همیشه بیرونی هروقت من کار داشته باشم تو بیرونی.))

یادش می افتم خندم می گیره

این هم از خرید کردن ما


طفلی شوهرش

عزای عمومی


چه سود آنگه که ماهی مرده باشد

که بازآید به جوی رفته آبی


لعنت الله علی القوم الظالمین

لعنت خدا بر احمق هایی که به خودشان زحمتی برای فهمیدن راه درست نمی دهند

مثل چهارپایان در طویله

می خورند آنچه جلویشان ریخته می شود و

همان را نشخوار می کنند

تنها دلیل هر حماقتشان این است:

فریب خوردیم

نه!

فریبی در کار نیست

تنبلی کردید

دنبال حقیقت نرفتید

دنبال راه درست نگشتید



از آتش زدن اموال مردم و کشتن مردمی که مثل شما در این کشور زندگی می کنند 

چه چیزی حاصل میشود؟

بعله

با ادب را ادب سپاه بس است

بی ادب با هزار کس تنهاست


دود غم

اگر غم را چو اتش، دود بودی

جهان تاریک بودی جاودانه

در این گیتی سراسر گر بگردی

خردمندی نیابی شادمانه

شهید بلخی

لطیفه ی قرن

انها که هرزه گی را پیشه ی خود کردند

با وجودی خالی از وجدان

امنیت را به آتش کشیدند

هزاران ضربه بر خاک میهن وارد کردند

اموال عمومی و خصوصی را تخریب کردند

جانهای بی گناه را گرفتند

بعد اسم خودشون میزارن

شهید راه وطن!!!


بابا شما دیگه کی هستین؟

مزدوران موساد

عوامل شیطان


خدا پشت و پناهتان

پلیس مقتدر

خدا پشت و پناهت

چشم امید همه ی ما به شماست

منافقین را تار و مار کنید.

الی کوهن

ظاهرا الی کوهن ها در ایران بسیارند

وگرنه این همه هماهنگی بین مزدوران موساد و مصوبات دولت از کجا ممکن می شود؟

امشب ارز ترجیحی  برداشته شد

فردا مسلحان کوکتل مولوتف بدست آماده ی بی رحم به خیابان ها ریختند

مگر میشود؟


شماها که ان بالاها نشسته اید

پیرامون خودتان سر بگردانید

کمال امین ثابت را پیدا کنید

کارگر افغانی نمی تواند کمال امین ثابت باشد



وطن

هنوزم ز خُردی به خاطر دَر است

که در لانه ی ماکیان بُرده دست

به منقارم آن سان به سختی گزید

که اشکم چو خون از رگ آن دم جهید

پدر خنده بر گریه ام زد که هان

وطن داری آموز از ماکیان

علی اکبر دهخدا


آشوبگران

لعنت به عاملان موساد

ادم کش های بی رحم

اغتشاشگران ناجوانمرد

به هیچ کس رحم نمی کنند

با کارد با سلاح می کشند

به آتش می کشند

مرگ بر همه شان

این ها دلشان به حال مردم نسوخته




بیمار+ستان

آه

ادم یک مَن می رود

صد مَن باز می گردد

انبانی از درد می شود 

چهره های زرد و رنجور

آدم هایی که پر رنگ ترین نقطه ی اشتراکشان درد است

و امروز باد خبر آورد

خبر رفتن آن یکی را

او که شکمش اب می آورد و تخلیه می شد

او که در صف انتظار پیوند کبد بود

و در دریافت مسکن هم محدودیت داشت

از درد فریاد می کشید

و فریادهایش چنان از اعماق وجود بر می خواست

که انگار از نقطه ی آغاز حیات بر می خیزد

چون صور اسرافیل جان ها را به یاری فرا می خواند

شاید در جستجوی خدا بود

در اعماق وجود خود

شاید چون موسی خدا را دیده بود و فریاد می کشید

بی خدایان هم از درد فریاد می کشند

درد و درد و درد

آنها که زندگی شان بر مدار درد می چرخد

اللهم اشف کل مریض


بین الفشار

ما وسط گرانی و اغتشاشگران گیر افتاده ایم

از این ور دولت در پاچه ما می کند

هیچ کس هم نیست از ما دفاع کند



از آن ور اغتشاشگران اموالمان را تخریب می کنند

هیچ کس هم نیست از ما دفاع کند

آتش نشان می اید آتش را خاموش کند

اغتشاشگران او را هم می زنند

اینجا جای چه کسی خالی است؟

پلیس!

ارتش!

نماینده ای از حکومت که دست اغتشاشگرا را قطع کند

نه مماشات در پی مماشات و بازهم مماشات

تساهل و تسامح تا کجا؟


صدای مردم

این اغتشاشگران هر کاری دوست دارن می کنن

پلیس پس چه کار می کنه؟

خوب نزارین اموال مردم را تخریب کنن و آتش بزنند

هرکس این کارو کرد

بگیرین بندازین تو همون آتش بسوزه



حالا

فکر کنم 

الان دیگه

همه باید خیلی خوب فهمیده باشیم

 که فرق داره کی رئیس جمهور باشه


من

نمی دانم

به فکر پر شدن پیمانه ی عمرم باشم

یا

حذف ارز ترجیحی

او

دیگر نیازی ندارد به فکر گرانی و تورم باشد

پایش را در گور دراز کرده و خوابیده است

کالا برگ یارانه ای یک میلیونی

یعنی

آ شکلاتتو بخور و 

دهنتو ببند و

حرف نزن



آره (بازنویسی با هوش مصنوعی)


آمریکا چونان گرگی گرسنه، بر ونزوئلا تاخت  

و پرده از چهره‌ی دروغینِ گفت‌وگو برداشت.  


سیلی‌ای بود بر صورت آنان که به «تمدن» دل بستند،  

و زخمی بر دست کسانی که به «مذاکره» امید داشتند.  

سیمان بر ریشه‌های هسته‌ای ریختند،  

و شاخه‌های توان ایران را خشکاندند.  


چه تلخ است دیدن باغی که به دست باغبان ناآگاه،  

به جای شکوفه، خار می‌رویاند.  

چه دردناک است شنیدن ضربان قلب ملتی،  

که زیر فشار ساده‌اندیشی، سنگین و خسته می‌تپد.  


در برابر دشمنی که همچون سگ هار،  

بر هر سایه‌ای می‌جهد،  

راهی جز داشتن سلاحی به گستره‌ی جنگل،  

و قدرتی به ژرفای کوه نیست

آره


آمریکا با حمله به ونزوئلا، نشان داد که هیچ اعتقادی به گفت‌وگو و مذاکره ندارد.  

این رفتار، پاسخی بود به کسانی که سال‌ها بر گفت‌وگوی تمدن‌ها و مذاکره تکیه کردند؛ کسانی که با امتیاز دادن، قدرت موشکی و هسته‌ای ایران را محدود کردند و آینده کشور را با سیمان پوشاندند.  


چه تلخ است که سرنوشت یک ملت در دست کسانی بود که ساده‌اندیشی را به جای واقع‌بینی نشاندند.  

امروز روشن‌تر از همیشه است: در برابر دشمنی که مانند سگ هار عمل می‌کند، تنها راه، اتکا به قدرت واقعی و داشتن همه ابزارهای دفاعی  است.

قلدر کل دنیا

اگر همه با هم آمریکا را نابود نکنیم

مثل سرخپوست ها منقرض خواهیم شد

سگ هاری که برای منافع خودش همه را می درد

دیشب ونزوئلا را درید

فردا دیگران را


سفارتخانه ای که مدارک را می سوزاند!

امنیت روال کار: برخلاف گزارش های اولیه، سفارت توانست پیش از حمله تمامی مدارک طبقه بندی شده اش را نابود کند. درحال حاضر مدارک هر روز سوزانده می شوند و مدارک طبقه بندی شده بسیار محدود شده است.

اسناد لانه جاسوسی آمریکا، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی،جلد ۱۰، چ ۳، ص ۲۱۱


بسیجی

یعنی رسما باید بگم دست بسیجی نمک نداره
کرونا بسیجی
جنگ بسیجی
آواربرداری پس از جنگ بسیجی
اردو جهادی بسیجی
گشت شبانه بسیجی
سیل بسیجی
زلزله بسیجی
آتش سوزی بسیجی
هرجا کار لنگه بسیجی
کسی که این همه فعالیت را نمی بیند
پول گرفته که نبیند
ظاهرا قصد دارد با مغز آکبند در گور خویش بخوابد

تفکرات افلاطونی


آدم چقدر وسعت وقت پیدا می کند

وقتی بداند که قرار نیست دهانش بجنبد.

می رود دنبال ماجراجویی و کشف هیجان‌های تازه

البته اگر جانی مانده باشد.


این هم از آثار تورم است

تورم ما را برای ماه رمضان واقعی آماده می کند

روزه همراه با افطار ساده


کاشکی تورم فقط روی خوردنی ها بود

روی اعصاب مردم نبود


دروغ های قشنگ

تو مجلۀ موفقیت مطلبی بود در رابطه با هفت دروغ بزرگ که قصه ها  وسینما و بخصوص فضای مجازی در مورد ازدواج یادمون می دن.

 

1. ازدواج مهمترین هدف زندگیه

 

2. عشق واقعی در یک نگاه شعله می کشه.

 

3. خوشبختی فقط مال افراد زیباست.

 

4. یک روزی شاه پریان از راه می رسه و نجاتمون می ده.

 

5. عشق واقعی باید خیلی سخت به دست بیاد.

 

6. آدم های زیبا آدم های خوبی هستن.

 

و

 

7. ما یک نیمۀ گمشده داریم که فقط با اون خوشبخت می شیم.

 

دیدار

خدا نگهدار میوه

دست خدا به همراهت

دیدار به قیامت

گوشت را که بدرقه می کردیم

نمی دانستیم

تو هم با برنج همسفر خواهی شد عزیزم

انشاءالله در بهشت برین شما را ملاقات خواهیم کرد

این دنیا با نان جو همنشین می‌شویم

ولی

آیا راهی به بهشت هست؟

و لحم طیر مما یشتهون

فیها فاکهت و نخل و الرمان




رفتن

بعضی وقتها 

برا بعضی چیزها 

باید

تا

تهِ تهِ ناراحتی بری

یعنی انقدر غصه بخوری

که به مرز دق کردن برسی

بفهمی آخرش هیچی نیست

قرار نیست چیزی بهت بدن

ولی تو باید این راهو بری

که انرژی منفی که بهت وارد شده

در قالب غم و غصه بسوزه و دود بشه

تا سبک بشی


بعضی وقت ها باید انقدر داد بزنی

تا اون میخی که تو جگرت کوبیدن

دربیاد



ندای دل

دوشیزه تاچر

شما چقدر خوش تیپ هستین

دانش اموز های  خوش تیپ و رنگارنگ دارین

مردهای دهکده شما زیادی جنتلمن هستن

خونه تون برای اون زمان ها زیادی شیک نیست؟

کمر زنان روستای شما زیادی باریک نیست؟

موهای باز شینیون شده

قیافه های شاد گلچین شده


حالا خوبه ما پزشک دهکده و خانه کوچک را دیدیم

این دو تا فیلم بنظر واقعی تر هستن

تا ندای دل 



آقای معاون

بعله

مردم صدا و سیما را می بینند

چون مثل مخدر عمل می کند

ما را می برد در عالم بی دردی

در عالمی که از

 دلار سر به فلک کشیده

اجاره ی عقب افتاده

هزینه های درمان بالا

دندان شکسته

میوه های پشت ویترین فقط برای تماشا

خوردن نان

و نان

و نان

خبری نیست



فقط صدها کیلومتر آنطرف تر اسراییل مشغول آدم کشی است

از اسراییل بیخ گوشمان خبری نیست

از دشمن خفته در اقتصاد هم هیچ اثری نیست


پولدارها بچه هایشان را پیدا می کنند و در آرامش می‌میرند

نقی گلدسته اش را نصب می کند

دوشیزه تاچر با ان کمر باریکش درس می دهد

و بازنشسته ها با خوشحالی لوازم خانه می خرند

صدا و سیما

مخدری برای تمام فصول




ایران ساعت را جلو می کشد.


تاج، وزیر نیرو، اعلام کرد که از نیمه شب جمعه ۲۶ می ۱۹۷۹ ایران ساعت هایش را یک ساعت جلو خواهد کشیدو

او گفت که این تصمیم به منظور جبران کمبود انرژی در طول روز اتخاذ شده است.

وی اضافه کرد که جدول زمانی تا پایان شهریور ۲۱ سپتامبر ۱۹۷۹ کمبود برق را جبران خواهد کرد.


بهتر نیست از این روش تو کشور خودمان استفاده کنیم؟

راه حل ساعت تابستانی برای جبران کمبود انرژی

روز مادر

انقدر روز مادر را پررنگ می کنیم

که تولد حضرت زهرا سلام الله علیها

دختر پیامبر را فراموش می کنیم


خَلاص

دولت با تعطیلی مدارس به بهانه ی آنفلوآنزا 

جو روانی خانه را متشنج کرده

و با ایجاد درگیری بین فرزندان و مادر 

روز مادری به یادماندنی برای مادران ایرانی فراهم کرد


بچه ها مچکریم

اموزش در بستر

مجازی شدن اموزش و معلم های زرنگ اموزش و پرورش

اصلا لازم نیست چیزی بگم

بچه ها این کلیپ ببینید

خوب زنگ تفریح

درس ریاضی 

این کلیپ را ببینید

خوب زنگ تفریح

بعدش باز این کلیپ ببینید

خدانگهدار

حقوقت حلال معلم جان

چقدر خسته میشی

چقدر تلاش

چقدر کالری سوزوندی


خاک تو سر وزیر که جهنم خویش را اباد می کند

با عدم نظارت‌ 

امریکه علیه ونزوئلا

این حرف دکتر ایزدی خیلی خیلی مهمه و کاش همه مردم این رو ببینید. ساده از کنارش رد نشیم.

خلاصه‌ی موضوع اینه که:
آمریکا ونزوئلا رو به‌دلیلِ داشتنِ تهدیدِ سخت مثل هسته‌ای و موشکی و یا حمایت از محور مقاومت تحت فشار قرار نمیده، بلکه به این دلیل که ونزوئلا به لحاظ سیاسی استقلال داره، به رقبای آمریکا مثل چین و روسیه نزدیک شده، روی نفت خودش کنترل داره و از نظم آمریکامحور خارج شده تحت فشار و تهدید قرار میده اما؛
اما برای این چهار مورد، چهار پوشش ظاهری ایجاد کرده و به این بهانه‌ها در حال تهدید هست: 
۱. دموکراسی/حقوق‌بشر،
۲. مبارزه با فساد/جرایم، 
۳. مقابله با بی‌ثباتی منطقه‌ای، 
۴. امنیت انرژی.

و این دقیقا همون بازی‌ای هست که با ایران هم انجام میده و هر روز یک بهانه جدید درست می‌کنه!

@hamidkasiri_ir

خوابمرگی

خواب در چشمانم مرد

بس که با دست پیش کشیدم و با پا پس زدم او را


هوووم

سر صبح

قبل از اینکه زنگ صف بصدا دربیاید

ک به ف گفت: کوتوله

ف هم مشت را گره کرده و بر دماغ ک فرود آورد

و خون بود که می پاشید و

کلاس را رنگ آمیزی می کرد.


بعضی ها برای ف کف زدند و تشویقش کردند

چون ک زبان تند وتیزی دارد

و کسی با او همدردی نکرد

انگار دل همه خنک شده بود

ولی به هرحال این دلیل نمی شد که با ف برخورد انضباطی نشود

یا خانواده ک هم به ف حق بدهند

و  از دخترشان بخواهند که دست از تمسخر دیگران بردارد تا واقعه تکرار نشود.


بنظرتان بهتر نیست

والدین ک را هم کمی مجازات کنیم

چون اگر انها از اول به بچه شان آموخته بودند که تمسخر کار خوبی نیست

وضع الان پیش نمی آمد

یا خانواده ف

اگر کنترل خشم را به بچه آموزش می داد

ان مشت گره کرده در سر جایش فرود می آمد

نه دماغ همکلاسی اش


بیچاره ف و ک

در دنیای والدین بی حوصله بدنیا آمده اند

والدینی که بچه برایشان حکم امانت خداوند را ندارد

یا عروسکی است برای ننر پروری

یا عذاب جانی است برای خراب شدن لذت ها



فحش

بعضی ها با یک دنده ای میرن جلو

که اگر بمیرند

خاک ایران تنشون نمی گیره

از تو قبر پرتشون می کنه بیرون

بس که فحش میدن

بس که تا تقی به توقی میخوره

مغزهای اکبندشون می افته رو دور تند هجو کردن ایران و ایرانی

موندم اینا چه جور زنده هستند

با این همه بار منفی ذهنی و نگاه منفی

آره کشور ما هم مشکلات داره

مگه چیه؟

کجا هست که مشکلی نباشه؟

کجا؟

الان حیوانات هم تو جنگل های آمازون مشکل دارند

منقرض میشن

ما که هیچی دیگه

از زمین و زمان برامون دشمنی و کارشکنی میباره

از آسمان هیچی.


این همه فحش دادی

هجو کردی

چی شد؟





جومونگ ۳

فصل سوم جومونگ واقعا پند و اندرز زیاد داره

کاش ظریف و اهالی مذاکره یبار این فصل را ببینند

که چطور دختر پادشاه ناکرانگ فریب پادشاه گوگوریو رو خورد

و بعد هم پادشاه گوگوریو همه را گردن زد


از زمانه

ادم

یک چیزهایی می شنود

(و الحمدالله که نمی‌بیند)

که با خودش فکر می کند

کار خوب را همان مردمان قدیم می کردند

که زن  ها پوشیه می زدند

و زن و شوهر کنار هم راه نمی رفتند

بعضی ها بشدت افکار ناسالمی دارند

خیلی مراقب خودتون باشید

خیلی



روزنامه

فقط اسمش اعتماد هست

ولی کلا بهش اعتماد نکنید

خائن وطن فروشی که می گن خودشه

روزنامه خبیث اعتماد

دختری که برای خود کسی شد


او کار کرد

و کار کرد

پول جمع کرد و جمع کرد

خانه بالای شهر

ماشین شاسی بلند

خواستگار یکی پس از دیگیری

و نهایتا انکه دلش را برد مرد نبود

عاشق پیشه ای بود که عشقش را زیر سر داشت

و این دختر زن رسمی او بود

مرد با عشقش نمی توانست رسما ازدواج کند

چون از خودش بزرگتر بود

مطلقه بود

و از همه بدتر مادر بچه ی شوهر قبلی اش بود

پس از ازدواج و عروسی در اینستاگرامی ترین حالتها

پس از ایجاد حساسیت‌ها

مرد رسما و صراحتا از زن رسمی اش خواست تا با عشقش بسازد

و چون دو  گدا در یک گلیم بخسبند

پووووه

نمی دانم این مرد چه قابلیت‌هایی در خود سراغ داشت که این پیشنهاد جسورانه را روی میز گذاشت

لابد

فکر کرده چنان آش دهانسوزی است که دختر همه چیز تمامی که دست رد بر سینه ی بسیاری زده و او را پسندیده

با مرد نصفه و نیمه  ای چون او  بماند!

حیف ان همه پول که خرج عروسی شد

و ان همه احساس که زیر پا له شد





محله ما

تعداد مرده ها در محله ی ما رو به ازدیاد است

مردم محله قرار است گوسفند قربانی کنند

شب می خوابیم

صبح بیدار می‌شویم

(اگر بشویم

اگر نوبت ما نرسیده بود)

چشمها را می مالیم

بسم اللهی می گوییم

میزنیم به دل فضای مجازی

تا مسافر بعدی را بشناسیم

مثل گروگان‌هایی هستیم که یکی یکی کشته می شویم

تا گروگانگیر به خواسته اش برسد

آشپز مسجد هم جان سپرد

خدایش بیامرزد


مردم غزه چه می کشند




خشک سالی

من صدای گریه ی پرتقال ها را می شنوم

گرمشان شده است

لباس ضخیم تن کرده اند 

به امید سردی

اما آفتاب امانشان را بریده است

تشنگی هلاکشان کرده

آسمان نمی باری؟


اقتصاد

رفته بودیم عیادت مریض

چند میهمان دیگر هم بودند

طفلی مریض

عیادت تبدیل شد به نشست اقتصادی آقایون

یکنفر هم مجری بود

وقت تعیین می کرد

برای مدت حرف زدن

نتیجه این شد:

تنها راه نجات اقتصاد مبارزه قاطعانه با فساد است

اقتصاد آزاد به مردم رحم نمی کند

نمونه اش پزشکان و زیرمیزی های  بدون مرز

زیرمیزی هایی که همه جایی هست

و کمر مردم را شکسته

هیچ کس هم کاری نمی کند

چون از نظر سیستم موجه است

تاریخ

خداوند در قران اقوام مختلفی را معرفی می کند که ناگهان

در چشم برهم زدنی از کره خاکی محو شدند

یا پیامبرانی را مثال میزند که سربزنگاه معجزه وار نجات یافته اند

ما هم انتظارمان از خدا همین است

یعنی کمک معجزه آسا

قلع و قمع ضربتی دشمن

ما هم هیچ و فقط نگاه

مثل قوم پوسی

خدا را با چوب جادویی هری پاتر یکسان پنداشته ایم


ولی انگار سنت خداوند در طول سالیان تغییر کرده است

تبدیل شده است به:

همه جا کربلا

همه جا نینوا

یا حسین یا حسین

 یا حسین یا حسین


میوه با طعم مرده

او هم مرد

او که میراث پدر بداخلاقش لکنت زبان بود

دنیا گذشت

هم برای او

هم برای پدرش

هم برای مادرش

با تمام آه و ناله و گریه ای که از دست شوهر بداخلاقش داشت


حالا هر سه مرده اند

و ما پلاستیکی داریم که او در صبح یکی مانده به آخرین روز عمرش ان را گره زده است

پلاستیک گره زده در یخچال جا خوش کرده است

چه کسی آن میوه ها را خواهد خورد؟

میوه با طعم دستان مرده

یا با طعم آخرین نفس ها


سرگذشت انسان  سهمگین است

آن هم خیلی زیاد

انس گرفتن و دل کندن



چرا

خدایا

چقدر رسیدن به تو مشکل

و رسیدن به شیطان راحت

است.

سفر به ژاپن۴

خوب

حریر عادلی هم از ژاپن برگشت ایران

انقدر اونجا تخم مرغ خورد

انگار من خوردم

دیگه تاچند وقت طرفش نمیرم

ولی استوری های روز آخر جالب بود

صندلی های برقی هوشمند توی فرودگاه

احترام گذاشتن کارکنان فرودگاه

و اوج گرفتن هواپیما

دل کندن

اوف

وقتی ادم میمیره

هم همینقدر نرم میره بالا؟

کاش یکی از اون دنیا استوری میفرستاد


فسرده

چگونه می توان به مرگ فکر نکرد


وقتی هر روز یکی از دنیای اطرافت کم می شود؟


و وقتی این یکی ها را بشناسی


مرگ نزدیکتر حس می شود


استثنا ندارد


در محراب


در مسجد


در سنگر


در خانه


در باشگاه

هرکجا که باشی

شاید تنها جایی است که کسی نوبت کسی را نمی‌ خورد

نمی دانم 

ولی قلبم چنان افسرده و سنگین درون سینه کز کرده


‌که یخ کرده درون رگ تمام خون سرخ من



برای دوستان

دل که تنگ می شود

حوصله می رود

توی هفت هزارآسمان

محو می شود.

جا نمی شود

جان من درون جسم من.

نفس قطع می شود

مرده ام؟ نه! زنده ام

زنده ای میان مردگان

آه زندگی 

خدای من چه رنگی است؟

خدای تو کجاست؟