تضمین را معمولا از کسی می گیرند که معتبر باشد
یعنی دارای اعتبار باشد
یعنی سرش برود قولش نرود
نه کسی که سیاهه ی اعمالش
پر است از بی اعتباری و پیمان شکنی
پنجمین هم خط خورد
دیگر کسی باقی نمانده است که فکر کنم برای رضای خدا کار می کند
این پنج نفر
همه شان به طرز عجیبی
بی حدواندازه
صرفا بخاطر رضای خدا مثل اسب عصاری بی وقفه و بدون خستگی شبانه روزکار می کردند
ولی بعدها معلوم شد
ظاهرا رضای کسی غیر از خدا ملاک بوده است
و پس از بدست آوردن آن رضایت
دیگر در چهارچوب ها کار می کنند نه بخاطر رضای خدا
یعنی فقط در روزهای غیرتعطیل و در ساعات اداری با لحاظ کردن وقت صبحانه و ناهار و نماز و البته با سرعت مورچه ای
نقطه چین میتواند برای نشان دادن اینکه یک متن یا یک لیست ادامه دارد و تمام نشده است، به کار رود.
این کاربرد به ویژه در مواقعی که قصد دارید فهرستی را با ذکر چند نمونه و سپس ادامه دادن به صورت ضمنی نشان دهید، مفید است.
مثل مرگ بر آمریکا
مرگ بر اسراییل
مرگ بر انگلیس
مرگ بر منافقین و صدام
مرگ بر ضد ولایت فقیه
پس اگر رئیس جمهور نقطه چین گذاشته است
از این روست که جای نقطه چین می توان گزینه های بسیار نوشت
نه اینکه کراهت داشته باشند یا نخواهند گزینه ای را بنویسند
خواسته اند ضمن رعایت اختصار کلام عدالت بین جنایتکاران تاریخ هم برقرار شود
اگر یکی را می نوشت و دیگری را نه،
آدم ها فکر می کردند این یکی خبیث تر از دیگران است
درحالیکه سگ زرد برادر شغال است
استسباع یعنی چه ؛
چه ربطی به شرایط امروز ما دارد؟
حکمای قدیم اصطلاحی دارند به نام «استسباع».
در بعضی حیوانات مانند خرگوش اینگونه است که وقتی با حیوان درندهای که او را شکار میکند- مثلا با شیر- روبهرو میشود اگر شیر چشم در چشمش بیندازد این حیوان مستسبَع میشود یعنی همهچیز خود را، اراده و فکر خود را از دست میدهد؛ فکر فرار کردن، فکر اینکه این خورنده من است و اگر من به طرف او نزدیک شوم مرا میبلعد بهکلی از ذهن این حیوان بیرون میرود؛ سر جای خودش میایستد بلکه خودش به طرف او میآید. قدرت فرارکردن از او سلب و به زمین میخکوب میشود، این را میگویند خودباختگی، از دست دادن خود، از دست دادن روحیه و از دستدادن اعتماد و ایمان به خود.
گاهی یک جامعه در مقابل جامعه دیگر خودش را میبازد، خودباخته میشود، میشود. گاهی یک جامعه جامعه دیگر را از روی زرنگی با عواملی که دارد خودباخته میکند.
نیرنگ بزرگ استعمار با کشورها همین است، کوشش میکند که کشوراعتماد و ایمان به خودش و ایمان به حیثیت خودش را از دست بدهد؛ به فرهنگ خود، دین خود، ملیت خود، کتابهای خود، پیشوایان خود، به تاریخ گذشته خود و به هر چه که دارد بیاعتقاد شود.
برشهایی از کتاب آینده انقلاب اسلامی، صفحه ۱۳۵ الی ۱۴۰، به قلم استاد شهید مرتضی مطهری.
جناب
فکر می کنید
جنایت،
کشتار و
سلطه گری
خودشان موجودیت مستقل دارند؟
نمی توان گفت مرگ بر کشتار
ولی با قاتل دوست بود
مرگ بر جنایت
ولی با جانی صبحانه خورد
مرگ بر استعمار
ولی با استعمارگر نشست و برخاست داشت
هر کشتار
هر جنایت
هر استعمار
یک فاعل دارد
اگر آن جانی نباشد
جنایت شکل نمی گیرد
اگر دستهای کثیف آغشته به خون قاتل نباشد
هیچ آدم بی گناهی جان خود را از دست نمی دهد
اگر افکار پلید استعمارگر نباشد
هیچ آزاده ای زیر بار مستعمره بودن ذلت نمی پذیرد
نمی دانم
چه چیزی باعث می شود ادمیزاد با انکار بدیهی ترین مفاهیم آبروی خودش را ببرد
از این پس مراقب باشید
با کشتار و جنایت و استعمار رو به رو نشوید
چون یقه ی کسی را نمیشود گرفت
کشتار مثل سگهای ولگرد توی خیابان قدم خواهد زد
و جنایت با استعمار عکس یادگاری خواهند گرفت
بدون آنکه پای کسی درمیان باشد!!
از آنهاست که خیلی ها نمی شناختندش
اما حالا
تعداد بیشتری با اسم او آشنا شده اند
هی تاکر چطوری؟
تاکر خواستم بدانی
ما آنقدرها هم بی رگ و ریشه نیستیم
،مثل ژاپنی ها
یا مثل کره ای ها
یا مثل هرجای دیگری از جهان
که رد پای قلدری های آمریکا درآنجا هست،
که بیایند و مردم ما را بکشند و بروند دنبال کارشان
ما هم تا کمر برایشان خم بشویم
سوره فتح آیه بیست و نه:
محمّد، فرستاده خداست و
کسانی که با او هستند بر کافران سرسخت
و در میان خودشان با یکدیگر مهربانند،
بعله تاکر
این جمله ی خداوند است
خداوند آسمان و زمین
نمی دانم
مسعود با محمد هست یا نه!
دست و دلبازانه یک ربع چرت بعدازظهرانه به خودم هدیه دادم
در این یک ربع که دقیقا یک چهارم یک ساعت است
چهار بار به تماس تلفنی پاسخ دادم!
و سه بار به سوالات ادمیزادهای موجود در اطراف و اکناف خانه.
بدین ترتیب همان چرت پاره پاره
نمی گذارد که هم اکنون(ساعت ۲۴)بخوابم
در تاریکی خانه که همه خوابند
اگرچه خانه در سروصدای بچه های همسایه+ مهمانانش غرق شده است
فکر می کنم چرا مهمانهای همسایه
محله ی ما را ترک نمی کنند؟
از آتش بس خبر ندارند؟
ما که اهل مذاکره و صلح و آشتی با کل جهان حتی آدم کش های سابقه دار وحشی تاریخ جهان هستیم
پس چرا این ها برنمیگردند به خانه و کاشانه شان؟
می بینید
جنگ که نه
بمباران تمام شده است
و
ماهنوز بمباران زده هستیم
زندگی سخت در جریان است
در جریان نباشد
چه باشد؟
که اگردر جریان نباشد
دیگر زندگی نیست
مثل باران
که اگر نبارد باران نیست
مثل شیطان که اگر دشمنی نکند شیطان نیست
مثل آب که اگر تر نکند آب نیست
مثل انسان که اگر انتخاب نکند انسان نیست
آری انسان عین اختیار است
نه زن است نه مرد.
ایران هم اگر نگوید مرگ بر آمریکا
ایران نیست
کارکرد رسانه
حکومت بر انتخاب هاست
تعطیل کردن تفکر برای سوار شدن بر انتخاب.
و هوش مصنوعی
اَمان از هوش مصنوعی
با دایره ی گسترده ی انتخاب زُداییش
یا بازوهای جهت دهنده به انتخاب ها
«سوگواری امام حسین،
افراد خوار و ذلیل پرورش نمیدهد؛ گریهکننده پرورش نمیدهد.
عزای امام حسین انسانهایی حسینی پرورش میدهد،
انسانهایی که همانند امام حسین سکوت کردن در برابر ستمگر را رد میکنند.»
"امام موسی صدر"
خدایا
می دانم در دنیای ما ادمها هدف وسیله را توجیه نمی کند
اما نمی دانم
نقش هدف در پذیرش دعا چیست
آیا خدا به هدف دعا کردنهای ما هم توجه می کند؟
مثلا من دعا می کنم
تا معامله جوش بخورد
و الف همین ماشین را بخرد
چون اگر این جوش نخورد
تصمیم دارد برود
صفر بخرد
و آنوقت من باید بیشتر حسادت خرج کنم
و کارنامه اعمالم سیاه تر می شود
حرف زیاد است
به تلخی زهر مار
انگار جادوی سیاه شیطان گریبانمان را گرفته است
که هرچه آدم نالایق می شود مدیر و رئیس
مثلا:
مثل زدن ندارد
سرت را کمی به چپ و راست که بچرخانی
مدیرهای نالایق برایت دست تکان می دهند
یا خودشان
یا خرابی بی تدبیری شان.
بچه بسیجی شب ها بره گشت
روزها بره ایست بازرسی و
آواربرداری
بقیه بشینن درس بخونن
دکتر و مهندس بشن
بعد به ریش بچه بسیجی بخندن و
و با گرفتن زیرمیزی راه نفس مردمو ببندن
درسته همه نمی تونن بریزن وسط گشت و بازرسی
ولی می تونن قدر دان باشن
نه همیشه طلبکار
برق نداریم
صدای جیغ های پیوسته ی بچه ی همسایه
با
صدای موتور برق فروشگاه روبه رو و صوای موتوربرق همسایه کناری
درهم آمیخته
و درد را به سمت سر ما روانه کرده است
آخ
در حیاطشان باز بود
تکه پارچه ای سیاه، آویخته
و یک اعلامیه
تمام شد
او هم همسفر ازراییل شد
زن مهربانی بود
با یک سلام گرم و
احوالپرسی پر از مهر و محبت که تمام اعضای خاندان را در برمی گرفت
او جایش خوب است
ان دنیا آشنای گردن کلفت دارد
خوشبحالش
ولی شاید اگر با انتخاب پسرش برای ازدواج موافقت می کرد
جایش بهتر می بود
شاید هم حالا که مخالفت کرده است جایش بهتر باشد
ولی پسرش لج کرد و دیگر ازدواج نکرد
لج کرد و سر کار نرفت
نشست توی خانه
و حالا تنها مانده است
می گویند شیطان به شخصی نزدیک شد
دور قلبش طواف کرد
چشم و گوش او شد
شخص فهمید و دهان به لعنت گشاد
شیطان خنده ای ریز کرد و رفت
شخص پشیمان شد
بدنبال شیطان دوید
تا او را برگرداند
شیطان گفت:بروم یا بمانم؟
بعله آقای اردستانی
شما همان شخص هستید
که خودتان بدنبال شیطان می روید
نمی دانم بزرگی نفس اماره تان
جای عقلتان را فقط تنگ کرده یا
جایی برایش باقی نگذاشته است
می دانستید؟
نمی دانستید؟
بروید تاریخ بخوانید تا بدانید
یک کشیش آمریکایی رهبر کشتار بود
با حیله اسلحه های مردم ارومیه را تحویل گرفتند
تا صلح برقرار شود
بعد تا جایی که توانستند
کشتند
بردند و
تجاوز کردن
محله آرام است
کوچه ساکت
اما
امان از در و ماشین همسایه
ماشین همسایه صدای تراکتور می دهد
حتی وقتی خاموش است
و درشان با زور لگد باز و بسته میشود
و ما آلودگی های-صوتی همسایه را می شنویم
اذیت میشویم
و تحمل می کنیم
آه
که در دوره ی وفاق بسر میبریم
البته اگر هم نبودیم
باز ما تحمل میکردیم
چون همسایه ایم
انگار محرم ناگهان وارد شد
از قبل نمی دانستیم محرم است
کوچه مثل همیشه سیاه پوش نیست
چون انها که سیاه پوشش می کردند
در گشت شبانه و بازرسی های محله مشغولند
از آتش بس خوشحالند
نمی دانند
آتش بس
فرصتی است تا اسرائیل نفس تازه کند
انبار مهماتش را دوباره پر کند
و اینبار
وحشیانه تر به جان ایران بیفتد
این را من نمی گویم
تاریخ فریاد می زند
نمی فهمم یعنی چه
چون اسرائیل همیشه ناقض آتش بس بوده
مسخره تر آن است که دست به ماشه بنشینیم تا اگر او زد ما هم بزنیم
او نزد چه؟
ماهم نزنیم
تمام؟
انتقام گرفته شد؟
یعنی تا الان
رژیم صهیونیستی تاوان سخت تجاوز و کشتار بی رحمانه اش را داده است؟
جنگیدن سخت است
تسلیم شدن سخت تر
می دانم
ولی
آتش بس را نمی فهمم
فقط همین
فکر می کند
از دست موشک های اسرائیل فرار کرده است
ولی خودش هم نمی داند که از ترس مردن مجبور به فرار شده است
و باز به این نکته توجه نمی کند که
از مرگ نمی شود گریخت
مرگش که فرا برسد در امن ترین پناهگاه ها هم خواهد مرد
نیاز به موشک هم نیست
یک اشتباه راهبردی این است که تحلیل مسئله ، این جنگ را به اسرائیل و حتی احمقانه تر به شخص خبیث نتانیاهو محدود کنیم ! و از زمینه اصلی یعنی "استعمار زیاده خواه غربی" غفلت نماییم. اگر نتانیاهو یک حرف درست در تمام عمرش زده باشد این حرف است که گفته بود:
اسراییل از طرف تمدن غرب با ایران در جنگ است .
اسرائیل مصداق و نمونه یک پادگان است و آمریکا و اروپا مثل یک قرارگاه مرکزی برایش عمل می کنند؛ هیج پادگانی بدون دستور و تجهیز و ارتباط با قرارگاه نمی تواند عمل کند.
با وصف این سیاست درگیر نکردن مستقیم هر چه بیشتر آمریکا در جنگ هر چند عقلایی به نظر می رسد ، اما اگر بر اساس این تحلیل صورت بگیرد که موجودیت سیاست اسرائیل جدای از غرب و امریکا عمل می کند نوعی ناشی گری سیاسی و خطای فاجعه بار غیر قابل جبران در شطرنج روابط بین الملل است .
دکتر موسی نجفی
استاد تمام علوم سیاسی
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
https://ble.ir/drmousanajafi.
https://rubika.ir/drmousanajafi
آهنگ بوم بوم تلاویو یکی از پربینندهترین آهنگها در کل دنیا شده است. نشان میدهد در همین دنیایی که رسانهها در قبضه صهیونیستهاست چقدر خوب میتوان با زبان هنر و فیلم و موسیقی حرف حق را به گوش مردم دنیا رساند.
قابل توجه همه هنرمندان و اهالی فیلم و هنر و موسیقی. همین روزها که کلمه ایران یک برند جهانی شده و همه دنیا دارند ایران را دنبال میکنند وقتش هست که اقدام کنید و از هنر و استعدادتان استفاده کنید.
قابل توجه آقای سعید روستایی که گفت جز تلخی در جامعه نمیبینم. دیدید سازنده آن آهنگ چطور تلخیها را دید ولی از آن استفاده کرد برای رساندن حرف حق به مردم دنیا؟ نیازی به رأی هیچ جشنوارهای هم نداشت و از نظر مالی هم احتمالا پولی که از یوتیوب در میآورد خیلی بیشتر از آن جایزههایی است که شما از جشنوارههای خارجی گرفتید.
@MojtabaInFrance
شیطان هی می اید و نمیرود
دهان پر نقل و نبات را باز می کند و می خندد
آی قربون خنده های شیطونیت بشود همین کله زرد یانکی
میگه کجا می ری؟
از دست اسرائیل در میری؟
از دست من که نمیشه دررفت!!!
بعد دوداشو هوا میده و میره ولی برمیگرده
لعنتی
نمکدون
تو با من چه کار داری ؟
دوست دارم سیم خاردار را فرو کنم توی حلقش
ولی آنقدر داغ و جهنمی است که نمی شود طرفش رفت
فکر کرده ما از اسراییل میترسیم
ما از مرگ هم نمی ترسیم
آها
فهمیدم
کار همین شیطان است
در گوش ترامپ چی گفتی که گول خورد و به ایران حمله کرد؟
مردم آمریکا
شما صدای رئیس جمهور خود را شنیدید
او با گستاخی و نقض قوانین بین المللی دستور حمله به خاک ایران را داده است
و فرزندان شما آن را اجرا کرده اند و
مالیات هایی که شما پرداخت می کنید هزینه اجرای آن را تامین کرده است
البته شما در زمین های غصبی زندگی می کنید
و نونتان را در خون هزاران بی گناهی می زنید که دولتمردان شما با قلدری آنها را خفه کرده اند تا ثروتهایشان را تاراج کنند
شما هم از رهگذر قلدرهای تاریخ آمریکا سود برده اید
و در اجتماعی زندگی می کنید که همین قلدرها بنا گذاشته اند
مرگتان باد
درد بر شما آوار شود
که اینگونه سر در لذتهای دنیا فرو برده اید
به قلدری و ستم عمرتان را در خوشی های ظاهری سپری می کنید
بیداری برای شما ممکن است؟
آیا می-شود لحظه ای را تصور کرد که مردم آمریکا بیدار شوند؟
یکصدا و متحد
زنجیره ها را پاره کرده و از مرزهای ذلت دنیا گریخته و وارد معرکه ی آزادگی شوند؟
اگر نه
خبیث بمانید و
منتظر تابوت ها و روزهای-سخت آینده باشید
شمایی که تن به ذلت زیر دست بودن قلدرها داده اید
و دنیایی برایتان ساخته اند که کوچکترین موجی معادله ی دخل و خرج زندگیتان را برهم میزند
منتظر سونامی باشید
آه
بشدت حرفی برای گفتن ندارم
از وقتی اینترنت ملی شده
آمار وبلاگ ریزش کرده
نمی دونم ربطی داره یا نه!
حالا ریزش آمار وبلاگ من تو این اوضاع و احوال جنگی زیاد هم مهم نیست
یعنی شاید اصلا مهم نباشه
ولی دقیق و قطعی نمیتونم بگم مهم نیست
شاید از یک بعدی که من نمیدونم مهم باشه
بالاخره خدا که نیستم که به قطع یقین حرف بزنم
از آنجا که من و شیطان سابقه ی رفاقت دیرینه داریم
و من بارها و بارها وجودم را باند فرود فانتوم های ایشان کرده ام
هم اکنون نیز در عصر وفاق دست آشتی به شیطان دا ده ام و روز و شب را با هم سپری می کنیم
هی می آید در گوشم وز وزی می کند و می رود
اِی شیطون
نرفتی که !!
کی بود حرف از گفت و گوی تمدن میزد؟
میگفت الان عصر گفت و گو هست
یکنفر نبود
چند نفر بودن
ما چقدر بدبختیم
که چندین سال کشور را دادیم دست این آدم هایی که
تحلیل و تدبیر و بصیرت درست نداشتن
اون نانایی هایی که شعار نه غزه نه لبنان دادن
نفهمیدن
که دفاع کردن اونجا
راحت تر از جنگیدن تو کشوره
شاید الان بفهمن
هرکس نفهم تره
دهانش بازتره
اینجا زندگی بی مکث جریان داره
ما فرار نمی کنیم
ما هستیم
استوار و پابرجا
برخی که در حال فرار هستن
نمی دانم چرا خودشان را همه می دانند.
چرا؟
این بعضی ها واقعا عجیبند
از یکطرف معتقدند اسرائیل با غیر نظامیان کاری ندارد
از آنطرف فرار می کنند!!!
خوب بایست و بگو من غیر نظامی هستم
زندگی ات را بکن
اصلا هیچی هم نگووووووو
اسرائیل حتما آنقدر قدرت دارد که نظامی را از غیرنظامی تشخیص دهد
کجا؟
به کجا چنین شتابان؟
جریان سلطنت طلب
جریان سازمان منافقین رجوی
فرقه بهاییت
در کف خیابان های تهران بعنوان عمله و مزدور رژیم صهیونیستی با شبکه سازی مشغول جنایت هستند. تنها را اضمحلال این جماعت همانند دهه ۶۰ نقش آفرینی مردم است.
https://eitaa.com/Politicalhistory
حرف زدنم نمی آید
آنقدر بغض فرو خورده دارم
که برای سالها سیر خواهم بود
ولی نمی فهمم
که چرا بعضی ها نمی فهمند
که اسرائیل به هیچ کس رحم نمی کند
جمهوری اسلامی اگر سقوط کند
وضع هیچکس در ایران بهتر نخواهد شد
مادری
المپیک ندارد
مسابقات آسیایی هم ندارد
زحمت دارد
درد دارد
یک خم و دو خم و فیتیله پیچ دارد
پرش با مانع دارد
آفساید هم دارد
گوشه ی رینگ هم کم ندارد
پرش خرک و دارحلقه هم دارد
فقط
نمی دانم رابطه اش با افتخار آفرینی چگونه است؟
انگار
خداوند زن را آفریده است برای دیده نشدن
دست نامرئی بودن
اَدای مردها را درنیاوریم
لطفا
زن باشید
مادری کنید
دقیق شدم
توی چهره ها
لبهای از هم گشاده
و دندانهای پیدا
که نماد لبخند و خوشی هستند
که یعنی ما چقدر خوشبختیم در کنار هم
دقیق تر شدم
شیطان را هم صدا زدم
دو تایی باهم نگاه کردیم
آخ
تمام آدمهای توی عکس
یک وجه اشتراک دارند
شکست در عشق و ازدواج
محبت ندیدن و یا شاید نچشیدن
ولی جسته و گریخته به زندگی ادامه دادن
به توکل نام اعظمت
دوره تولید می کنند
و سالی دوبار افزایش قیمت میگزارن رویش
بعد میگویند به مناسبت عید غدیر تخفیف میدهیم
بعد عید غدیر هزینه دوره بالا میرود
تا با بیدار کردن طمع
دوره بفروشند
به توکل نام اعظمت
این کار از نظر شرعی درست هست؟
بعد میگویند ما این پولها را صرف اطعام نیازمندان می کنیم!!!
شد حکایت اونی که دزدی می کرد میداد به فقرا
اونی که سه بار دست رد به سینه اش زد
و قبولش نکرد و
نپذیرفتش
و رفت با یکی بهتر ازدواجکرده
رامی بیند
و ستایش می کند
اینی که باهمین وضع موجود پذیرفتش
و قبولش کرد
و داره باهش زندگی میکنه رو نه!!!
هنوز چشمش دنبال همون اولی هست
عجیب نیست؟؟؟
شده مثل مرده روی تخت احیا
شوک میخوره برمیگرده
دوباره فردا میره و باز شوک و برمیگرده و
پس فردا
و روزهای بعد
چرا کامل برنمیگرده؟
یا چرا کامل نمیره؟
این نوسان بین رفتن و نرفتن
زهرآگین و تلخه
کاشکی بفهمه
و خودش بره
بره و دیگه برنگرده
مرگ محمد لخدر حمینه، فیلمساز الجزایری، مصادف شد با داغشدن بحثهایی درباره جشنواره کان و نخل طلاهایش. در سال ۱۹۷۵ فیلمی از لخدر حمینه، بهنام «خاطرات سالهای آتش زیر خاکستر» برنده نخل طلا از جشنواره کان شد. میدانید چه فیلمهای دیگری در بخش مسابقه حضور داشتند؟ «رهگذر»، «عطر زن»، «پاستورال/ مرگ در روستا»، «لنی»، «لمحهای از ذن»، «معمای کاسپار هاوزر»، «آلیس دیگر اینجا زندگی نمیکند»، «صدای پارس سگها را میشنوی؟»، «زن رمانتیک انگلیسی»، «املت اوگوم»، «الکترا»، «موسی و هارون»، «روز ملخ» و …اما نخل طلا را فیلم لخدر همینه دریافت کرد.
- من این فیلم را در سالهای دور در جوانی دیدهام و راستش حاضر نیستم دوباره به تماشایش بنشینم. فیلم مهمی نیست. اما همچنان در کلاسهایم «رهگذر» و «الکترا» را تدریس میکنم و هنوز هر دو سهسالی یکبار به تماشای «لنی» مینشینم. فیلم لخدر همینه به فراموشی سپرده شد درحالیکه «لمحهای از ذن» کالت شد، اسکورسیزی تبدیل به یکی از مهمترین فیلمسازان تاریخ سینما شد، «معمای کاسپارهاوزر» همچنان یکی از دیدنیهای هرتزوگ بشمار میرود و «عطر زن» آنقدر جالب بود که سالها بعد بهنام «بوی خوش زن» در هالیوود بازسازی شود.
- واقعیت این است که «کان» تصمیم گرفته بود تا با این نخل طلا، استقلال یکی از مستعمرات سابق خود را بهرسمیت بشناسد. همین. ارزشهای سینمایی در این انتخاب نقش نداشتند. سالها بعد ژیل ژاکوب در مصاحبهای حتی نام لخدر همینه را بهخاطر نیاورد و از بغل دستیاش پرسید: «اون عربه که بهش جایزه دادیم، اسمش چی بود؟» اون عربه!
+ فرزاد موتمن، کارگردان سینمای ایران
حالا من نمیدانم
با این وضع جشنواره کان
شرکت کنندگان به چه هدفی در این جشنواره شرکت می کنند؟
سعید روستایی گفته
جز تلخی در جامعه نمی بینم!!!
آره؟
تلخیش از اونجایی شروع میشه
که دولتمردان در مقابل خائنان و نمک خورده های نمکدان شکسته
دست بسته عمل می کنند
عبارتاً اُخرای دزدی بدون زحمت است
البته دزدی بدون زحمت
شقوق بسیاری دارد
که چون درک مجهول مطلق محال است
برای من و شمایی که الفبای دزدی بدون زحمت را بلد نیستیم
قابل تصور نیست
ولی
ولی
از آنجا که چرخ بازیگربازیهای بسیاری در چنته دارد
کم کَمَک
با انواع و شقوق آن آشنا میشویم
احتمالا تا چند سال آینده
بتوانیم نمودار درختی یا میله ای آن را رسم کنیم
مثلا انواع دزدی بدون زحمت از طریق سفر شخصی تفریحی
که خودش باز انواع مختلفی دارد
ولی باز از آنجا که من حالم خوش نیست
و درحال نگارش افسانه هستم
آن هم در سیاره ی مریخ
نمی توانم شقوق را کاملا باز کنم
لطفا ازذهن خودتان کمک بگیرید
من خسته هستم
ولی سعی کردم
شفاف ننویسم
تا کسی نفهمد منظوری داشتم
البته منظوری هم نداشتم
اگرچه منظوری هم داشته باشم
دیوان محاسبات که نیستم
کارمند بازرس کل کشور هم نیستم
حس می کنم رعیت هستم
دیگر حتی شهروند هم نیستم
کاری از دست من بر نمی آید
آنارشیست هم نیستم
که مکتبی و گروهی برای خودم راه بیندازم
اهل مبارزه مسلحانه هم نیستم
هیچی نیستم.
چون هیچی نیستم،
همه چیز هستم.
آدم یاد دزد سرگردنه می افتد
به هرحال دزدهای سرگردنه در راه کمین می کرده اند
و نقاب می زدند
شاید هم نمی زدند
ناگهان یورش می آوردند
و از همه مهم تر اینکه
اسمشان رویشان بود
دزد
ولی الان در خلعت
وزیر
از جیب مردم می دزدند
برای تفریح
و اسم شان هم دزد نیست
و زحمتی هم برای دزدی نمی کشند
نه کمینی
نه کوه و کمری
به مقام کن فیکونی در دزدی رسیده اند
خوش به سعادتشان
اگر قرار است با هزینه شخصی سفر بروید
بروید زحمت بکشید
خودتان بلیط بخرید
و بروید
حتی اگر با هزینه شخصی خودتان رفته اید
اینکه از مقام وزارت استفاده می کنید برای پرداخت هزینه ها
یعنی استفاده ناجور از بیت المال مسلمین
درحد مصرف کاغذ
اتلاف وقت کارمندی که از بیت المال حقوق میگیرد برای نامه نگاری سفر شخصی تفریحی شما و...
حال من خوش نیست
برایتان افسانه نوشتم
از کشور بورکینافاسو
که نهج البلاغه نمی خوانند
منظورم فرد خاصی نبود
آه
ای دلمه ی عزیز
(البته فقط دلمه ی برگ انگور)
چقدر خوشمزه ای
(خواهشا رب گوجه نزنید به دلمه)
اگرچه قرار است با خوردن غذا سالم و توانمند بشویم
و قصد لذت بردن از غذا سبب شد که هدف از غذا خوردن را گم کنیم
و با خوردن غذاهای چرب و مضر خود را مریض کردیم
ولی دلمه جان
(بشرطی که با برنج پخته درست نشده باشد)
از آن غذاهای سالم لذیذ است
که درصورت زیاده روی هم اتفاقی نمی افتد و
اینگونه لذت به همراه سلامتی و توانمندی بر بدن تزریق میشود
تبلیغات و تبلیغات و بازهم تبلیغات
درحقیقت تبلیغات بمب های خوشه ای پر زرق و برقی هستند که ذهن ما را شخم می زنند
آن هم عمیق و اصولی و جاودانه
الان نه همین الان
یک خنده ی بی نقص چقدر آب می خورد؟
چه کارایی ای دارد؟
هزینه ی خودش را درمی اورد؟
انگار همه جا آرومه
من چقدر خوشحالم
فقط لبخند بدون نقص کم دارم
آخرش که میخوای بمیری بری زیر خاک
و اون دنیا هم این لبخند بدون نقص بدردت نمیخوره
که چی؟
لبخند بدون نقص
مژه بدون مرز
لب ها در اوج
گونه ها بر موج
پیشانی بدون خط
ناخن پنجول گرگی
بینی عروسکی
ابروها درهم
آخرش که چی؟
چرا اون دو تا شماره رو بخاطر نسپردم؟
چون فکر کردم اهمیتی ندارن!!
چرا فکر کردم اهمیتی نداره؟
چون نمی دونستم مهمه
چرا نمی دونستم مهمه؟؟؟؟؟؟
واییییییییییی
حالا چه کنم
باز کلی هزینه کنم که اون دو تا شماره رو بهم بگن!!!
کلاغ سیاه یا هرچی که تو بگی
قدیما جوانها بیشتر مایل به ازدواج بودن یا الان؟
اقتصاد فقط ی قسمت ماجراست
قسمت بزرگتر ماجرا اینجاست که آدم گرسنه سنگ را هم میخورد
ولی کو آدم گرسنه؟