از انچه ناراضیم

همه انچه که نباید اینگونه باشد

از انچه ناراضیم

همه انچه که نباید اینگونه باشد

۱۰ راز آشباریا


رفته بودم کانون پرورش

چشمم افتاد به کتاب راز آشباریا

عکس روی جلد جالب بود ولی

نشانگر خاکستری گوشه کتاب جذاب‌تر بود اونقدر که امانت گرفتمش و شروع کردم به خوندن


یکم جلد کتاب منو به یاد انتشارات هوپا(که دوستش ندارم) انداخت بعد دقیق نگاه کردم دیدم ی انتشارات نا آشنا هست، قندیش!!!



خوندم و رفتم جلو و به خودم گفتم این کتاب سواد رسانه هست.

و دنبال اسم نویسنده گشتم دیدم ایرانی است


تعجب کردم


چون اصلا فکر نمی کردم تو ایران از این نویسنده ها پیدا بشه!!!


بعد رفتم تو سایت دیدم به به دست اصفهانی ها در کار است 


حالا دوست دارم باقی کتاب‌ها ی انتشارات قندیل را بخوانم 

آرزوهای وحشتناک بچه های کلاس شماره ۱۳

با خواندن این کتاب یاد می گیریم

همه جانبه فکر کنیم و

 بعد تصمیم بگیریم

و ممکن است تصمیم ما آثاری غیر قابل پیش بینی داشته باشد

که برای این آثار هم باید آمادگی و برنامه داشته باشیم

حتی یاد می گیریم در انتخاب کلمات هم باید دقت کرد

تا درست آنچه در ذهن ما است منتقل شود

تا یکوقت طرف مقابل برداشت اشتباه نکند

یا با بازی با لغات آنچه که خود می خواهد  را بر کرسی بنشاند

کاش ظریف قبل از امضا برجام این کتاب را می خواند



به یادت هستم

بعضی چیزها من را یاد بعضی ادم ها می اندازد

می خندم

یا اخم می کنم

و بعضی مواقع لب به خواندن فاتحه می گشایم

دلم تنگ می شود

برای ان روزها

چقدر خوب که گذشته ی خوبی داشتم

که دلم برایشان تنگ می شود


کاش این روزها هم خوب بگذرند

آه

آه از آن روزی که می دانی کتابی را داشتی

ولی پیدایش نمی کنی

چون کسی برده است و پس نیاورده و نمی دانی او کیست.


و آه

از ان روزی که کتابی را می خری

و بعد با یک نسخه از ان در کتابخانه ات روبرو می شوی


هر دو دردناک است

آن هم در این زمانه

که تورم بر گلوی بودجه چنگ انداخته است

و باید از آب کره بگیری تا پولی برای کتابی جمع شود

آنگاه

با این فجایع روبرو شوی


خیلی ناراااااااحتم

آه

شکر خدا

داشتم فکر می کردم

خدا را چند هزار بار باید شکر کنم

برای اینکه کارمند اداره برق نیستم

بخصوص آنجایی که باید با زدن یک دکمه برق ها را پراند

هربار که برق می رود 

هربار که برق می اید

لعن و نفرین است که راهی آسمان می شود

و از آنجا که روی زمین راهی نیست برای به ثمر رسیدن آه 

راه آسمان تنها راه است

که اگر به ثمر بنشیند

هیچ کس را یارای پایداری نیست



جرمی نگران باد بود

عنوان یک کتاب هست

من لذت بردم

خیلی-قشنگ بود

هم متن

هم تصویر

بنظرم برای چهار تا ده سال خوبه


برای بچه هایی که نگران هستند

و همش فکر می کنن قراره اتفاق بدی بیفته

برای بزرگترها هم خوبه 


انتشارات نارنگی

الغیبت الواجب

امروز و

همین امروز

مباحثی پیش آمد

‌که نطفه اش در چندین ماه قبل بسته شده بود

و هرچه فکر می کنم 

غیر از شیطان چه کسی اینچنین

منظم برنامه می‌ریزد

تا کوه به کوه برسد

و آدمیزاد را به قهقرا ببرد

کس دیگری را نمی یابم

و من مجبور شدم 

خدا خودش می داند

مجبور شدم برای شفاف سازی

وارد غیبت بشوم

البته الان شک کردم

شاید غیبت لازم نبود

نمی دانم

ما که دیپلمات یا سیاستمدار نیستیم

تا بتوانیم سخن را گلچین کنیم

و در لفافه حرف بزنیم

یا فرانچسکو بازی دربیاوریم

و مدال و سکه هم بگیریم


ما انسان هستیم

باید پاسخگوی اعمال خود باشیم

کاشکی سیاستمداران هم انسان بودند



خاله قزی

کار کردند

پابه پای هم

سخت و طاقت فرسا

تا سینه از خاک بلند کردند

اما تا رفتند روی خوشی و آسایش را ببینند

عروس بدجنس خراج

راه رفت و خرج کرد و خرج کرد

آنها مجبور شدند یکی یکی اموالشان را بفروشند تا بدهی پسر بزرگشان را بدهند

پدر که به دو پسر دیگر خود احساس دین می کرد

برای پسر دوم دو درب مغازه خرید

و به پسر سوم خانه داد

زمین راهم بین پسران خود تقسیم کرد

تا پس از مرگش

زنش دست نگاه کن این و آن شود

و دخترکانش تا ابد حس حقارت را با خود بدوش کشند


و اینچنین خاله قزی هایی تولید شدند

که سرخاب سفیداب کرده

در کوی و برزن بدنبال شوهری مهربان بگردند که نردبانی از طلا داشته باشد


برداشت آزاد از کتاب خاله سوسکه

انتشارات طوطی


طلای المپیاد نجوم

خوشحال نشدم

چون نتیجه ی این المپیادها چیه؟

گل چین کردن برای ارسال به خارج


شیطونه میگه باشن تو ایران چی میشن؟


یا هیچی

یا

دانشمند شهید


یکی از اون ته ذهنم گفت:

 طهرانی مقدم نخبه بود 

 ماند تو ایران

از صفر شروع کرد و

موشک ساخت.

می رفت خارج چی می شد؟


مخاطب کم تلویزیون بخاطر مشکلات اقتصادی است.۲

خوب آقای معاون

شما یک نگاه سرانگشتی به شبکه های تلویزیون بی اندازید.


چقدر فیلم با محدودیت سنی پخش میشود؟

خیلی زیاد

صحنه ها روز بروز خشن تر می شود


چرا؟؟؟


پس ما تی وی نبینیم بهتر است

علیه نظام

امروز قصد داشتم هماهنگ با دشمن علیه نظام جمهوری اسلامی و

 هماهنگ با شیطان بر علیه نسل آدمی عمل کرده و

 زندگی را تعطیل نموده و تا لنگ ظهر بخوابم

و بخوابم

و بخوابم

اما

از آنجا که انسان در گستره ی هستی یک پیچ کوچک است

یک بچه گربه ی بی احتیاط جایی همین نزدیکی ها گیر افتاد و

 از پنج و نیم صبح میو میو میو میو کرد

تا دسیسه ی دشمن و شیطان بهم ریخته و من را بیدار کند

آه

این هم از تحرکات ضد نظام ما!!!

چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد

غم مخور


خداوند در جای‌جای  این عالم مامورانی دارد که ناگهان سر می رسند و به صورت یک حادثه ظاهر می شوند.

ملک بخرم یا طلا؟

قبل از جنگ یکی از پیشگوهای اقتصادی مملکت

گفت طلاهاروبفروشین ملک بخرین


حالا وزیر نیرو:

ساخت و ساز در تهران دو سال متوقف بشه چون آب نداریم!!!


فکر کنم دیگه لازم نباشه توضیح بدم

چرا نباید آب داشته باشیم.

مخاطب کم تلویزیون بخاطر مشکلات اقتصادی است.۱

مخاطب کم تلویزیون بخاطر مشکلات اقتصادی است.


می گن اینو معاون صدا و سیما گفته!!!


خوب

آره راست می گه

نه غلط می گه


مردم غرق مشکلات اقتصادی هستند

بعد شما راه به راه تبلیغ تغییر دکوراسیون منزل می کنی؟

تبلیغ مبلمان با فرشم ست( هماهنگ) نیست می کنی؟

خوب ما حالمون بد میشه

بچه های ما نباید سفره رنگین دوغ زالی رو ببینند حاج اقا


بیا تبلیغ کن یک خانمی غصه داره

چون براثر نوسانات برق یخچالش سوخته


بیا نشون بده مردم از گرما خفه شدن

برق ندارن

اشتها ندارن

پدر خانواده 

میره دوغ زالی میخره اب دوغ خیار نی خورن


بیا نشون بده

ی کچلی

از مو نداشتنش خوشحاله

چون آب نداریم


بعد همه تلویزیون میبینن

حتی اگه رو خاک نشسته باشن

چون تلویزیون با خودشون یکی هست

دکتر رجبی دوانی


درود بر تو ای آزاد مرد

شیر مادر نان پدر حلالت پهلوان


برق ما و برق تهران

در تهران یک روز در میان، ۲ ساعت برق می‌رود اما در برخی از شهرها که بعضاً در مناطق گرمسیر هم هستند، روزانه ۶ ساعت برق قطع می‌شود! کسی هم از آن خبر ندارد 

یک #منطق در اداره امور جاری بوده و هست؛
تهران مهم است و اگر صدای تهرانی‌ها در بیاید، خطر متوجه کل کشور می‌شود! پس باید حواس‌مان به تهرانی‌ها باشد ...

فارغ از درستی و غلطی این گزاره - که سال‌هاست در دستگاه‌های مختلف به عنوان یک باور قطعی پذیرفته شده - اما حتما محل بحث است، این همان منطقی است که قشر مرفه و متوسط شهری را بر مستضعفین رجحان می‌دهد. این همان منطقی است که در بیانیه جبهه اصلاحات هم دیده شد و اساسا مردم مناطق کم برخوردار جایی در آن ندارند!


@hamidkasiri_ir

برق ما هم روزی چهار ساعت می رود

آقای کثیری
من به شما می گویم
هوای تهران نشین ها را دارند
چون از صندوق تهران رای زیاد می آورند

و خیلی بد می‌شود که کارمندان وزارتخانه ها و نهاد ریاست جمهوری و خانواده هاشان و فامیل هایشان سختی بکشند
درحالیکه کلید منابع از دست روحانی به دست این ها رسیده است
شاید هم از جیب روحانی به جیب اینها رفته باشد
وگرنه دولت که با برق یا بی برق کاری نمی کند
نشسته اند تا فرانچسکو چه می فرماید

تعطیلی شنبه

شنبه هم تعطیل شد!

طفلی معتادانی که می خواستند از شنبه ترک کنند

طفلکی من که می خواستم از شنبه شروع کنم

با این همه تعطیلی

پس از تعطیلی 

می‌شود جایی را اباد کرد؟


آلمانی ها و ژاپنی ها پس از جنگ روزی چند ساعت کاری می کردند؟

و چند کالری مصرف می کردند؟

حالا ما پس از جنگ

میخوریم

می خوابیم

می تعطیلیم

و زندگی بی مکث جریان داره


البته به لطف قطعی برق و آب و تلویزیون 

و بعضا آنتن تلفن همراه

زندگی با مکث جریان داره

اصلاح طلبان پاسخ گویند؟

باید از اصلاح طلبان پرسید اگر غنی سازی و هرچه که آمریکا می‌خواهد را هم دادیم رفت و 

دو دستی تسلیم شدیم و

 باز هم آمریکا و اسرائیل تحریم و حمله کردند، چه؟!

اون دفعه که امضای جان کری تضمین بود، شد آن فاجعه برجام!

حالا امضای کی تضمینه؟

روبیو؟ کاتس؟

یا کی؟


 جواد آقایی



اربعین

اسلام است و سفره های پربرکتی که از آسمان پهن میشود تا همه را میهمان کند


سفر اربعین

اگر چه جامانده ام

ولی

چندین بار از مرز مهران گذشته ام

از باشماق و خسروی

از-شلمچه

با ده ها تن در مشایه قدم زده ام

و با دیدن گنبد اقاجانمان

سلام داده ام

به لطف فضای مجازی



زن همه چیز تمام

 در فهرست ویژگی های زن همه چیز تمامی که به خورد دختران جامعه می دهیم

مادر بودن هیچ جایگاهی ندارد

بزودی


قصه ی پر غصه ی یک زن همه چیز تمام را بزودی خواهم نوشت

زنی در میانه ی تاریخ

شوهر الف

شوهر الف با رفقا

زدن به دل جاده و رهسپار سفر اربعین شده اند

و اما بعد

به قول خودشان 

نرم نرمک و خوش خوشک وار

جوری که مشهد هم مشمول اهداف سفرشان قرار گرفته است

درحالیکه اصلا سر راهشان نیست

این یعنی

خیلی دارد خوش میگذرد


و از وقتی الف این مجموعه از مزایای مرد بودن را به من منتقل کرده است

سلول‌های مغزم داغ کرده اند


تصور می کنم 

خودم را

که به محض خروج از منزل

برای پاسخگویی به زنگهای مکرر اهالی خانه نیازمند منشی تلفنی می شوم


هل یمکن الچنین سفری؟

Never



و اینچنین است

زن بودن

یعنی درکشاکش دهر

لذت های مردانه را دیدن

و در خانه نشستن

و بچه داری کردن


و باعث می شود شیطان بیاید در گوشم

زمزمه کند

خاکبرسرت

اگر دستت توی جیب خودت بود

تو هم میرفتی

بدون منت.

سلطه ی اقتصادی مردان!


و من هم با پشت دست می زنم توی دهنش

چون دلیلش با منطق جور نبود

حرف اقتصاد را بیخودی کشید وسط تا اب را گل آلود کند

دوم بهشت را به بها دهند نه به بهانه.

من با درخانه ماندن راه بهشت را برای خود هموار می کنم

مردها جور دیگر

مهم این است که از راه درست به هدف درست برسم


هرچند این ها همه ژست روشنفکری بود

هنوز هم سلول ها می سوزند

شیطان جان ببخشید

 بیا

تاباهم حرف بزنیم 

من از زن بودن خود شکایت کنم

بیا

 حالا این هم قهر کرد


پیغام می فرستد

خودت کافی هستی!!!

نقش من را هم بازی کن.



اوووووووف

انصاف

بچه که بودیم

هرسال تو مدرسه به عناوین مختلف نامه میدادن که باید مبلغی پرداخت بشه

مقدار هم مشخص بود

برای هر دانش آموز هم مبلغ فرق می کرد

یعنی مدیر مدرسه برای خودش ارزیابی می کرد که هر دانش آموز چقدر باید بده

ما چندتا بچه بودیم

که همه یک مدرسه میرفتیم

هرسال بابت ساخت نمازخانه مدرسه و ساخت زایرسرای دانش آموزی در مشهد

از ما پول می گرفتن 

ما نه اون نمازخونه رو دیدیم

نه اون زایرسرا رو

شد آش نخورده و دهن سوخته


حالا شده حکایت روزگار ما

سختی ها رو ما بکشیم

بعد امام زمان بیاد بقیه حالشو ببرن


این آخه انصافه؟


انتخاب رشته کنکور باید ها و نبایدها

یک پزشک 

 یک روانپزشک 

یک وکیل دادگستری

میشناسم

هرسه بشدت ناراضی هستند

از شغلشان

بیشتر بخاطر اینکه با روحیات انها جور در نمی آید


حالا که به اعلام نتایج کنکور نزدیک می شویم

از همه داوطلبان قبول شده

و مشاوران محترم انتخاب رشته

می خواهم

به روحیات فرد توجه کنید

این نکته ای بدیهی است

ولی اغلب نادیده گرفته می شود

بخصوص توسط موسسات کنکور

خانواده

و خود فرد

چون بیشتر بفکر پز دادن هستن

و رشته قبولی را نوعی سربلندی می دانند


در هر حرفه صرف نظر از کاری که انجام می شود

محیط کاری :

همکاران

سلسله ی مراتب

ارباب رجوع

ساعت کاری

میزان استقلال در کار

تاثیر مداخله ی دیگران درگرفتن نتیجه

تاثیر اوضاع اقتصادی و بحرانها در حرفه انتخابی

و....

دارد که باید مورد توجه قرار گیرد


چرا؟

چرا فقط بعضی از آدمها 

از بچگی می دونن که عاشق  کار خاصی هستند؟

و با انگیزه ای در حد لالیگا

میرن دنبالش

و

میشن اسطوره

یا

یک حرفه ای که از انجام ان کار لذت میبره

بدون وقفه

بدون خستگی


بقیه میشن

سیاهی لشکر

بی خاصیت

خوردن و خوابیدن 

درحقیقت چریدن


محافظ لوازم الکترونیکی

چند قدم دیگر مانده

تا

به خودمان هم محافظ برق متصل کنیم


سلام

سلامی گرم

از وسط تابستانی گرم

به اندازه ۴۷ درجه سانتی گراد

اگرچه اداره آب و هواشناسی این درجه را تایید نمی کند

نتیجه اینکه

یا دما سنج ما خراب است

یا دماسنج اداره فوق الذکر

ولی آنچه تغییر نمی کند 

گرمای سوزان طاقت فرسایی است

که بهتر است به آن عادت کنیم

بدون برق

بدون آب

و بچه بیاوریم

تا او هم مثل ما زیر چرخهای دولت کارشناس محور هلاک شود

تا سرباز نظام کارنامه هلاک شوندگان خود را کنار کارنامه ی اسراییل بگذارد 

و با افتخار سرش را بالا بگیرد

که اگر تو اسراییل هستی و می کشی با ان همه سروصدا

من هم ... هستم و هلاک می کنم بدون سروصدا


به نقل از فرانچسکو


آرزو

دوست دارم چشمانم را باز کنم و نجف باشم

بعد خوش خوشک

نرم نرمک

 بروم پیاده روی

بروم بروم بروم

تا برسم به اردن

بعد بروم بروم تا لب مرز غزه

داد بکشم بگویم

مرگ بر نقطه چین

مرگ بر صدام


بعد هم می خندم

از ان خنده های شیطانی مرگبار

و بعد می گویم

من پ په نیستم

مرگ بر رژیم صهیونیستی

مرگ بر آمریکا

مرگ بر ظالم

بعدش چه میشود؟

اینجا نقطه چین کاربرد دارد


عمر گران می گذرد خواهی نخواهی

پس چه بهتر که در راهی ماندگار بگذرد

از زیر اسپلیت خاموش نشستن و چای خوردن و عرق ریختن

چیزی در نمی آید

همچنین از سفر اکتشافی هیجانی به قطب

یا سفر تفریحی به کیش

یا دیدار با فرانچسکووووو


برق پَر

برق ها که می رود

آن هم چهار ساعت در روز

ما به خدا نزدیکتر می‌شویم

از اعماق وجودمان در دل تاریکی شب

یا گرمای سوزان بعدازظهر تابستان

 از خدا می خواهیم

به ما رحم کند

و مراقب یخچال و فریزر و لوازم برقی ما باشد تا نسوزند

یا خراب نشوند

چون در این گرما پول خیلی زودتر از همیشه آب می‌شود و از دست می رود

من و شیطان

امروز نشستی غیر رسمی با شیطان داشتم

البته این شیطون بلا معمولا یهویی میاد و بعد می ایستد یک گوشه تماشا

بذر می نشاند و رقص کنان می رود

من سخت مشغول جهاد خانه داری بودم

که در گوشم اسم چندنفر را زمزمه کرد

بعله

همینطور

کاملا یهویی

دوست داشتم بزنم جلوی دهانش

اما دستم به او نمی رسید

جهاد که تمام شد

رفتم سراغ دکتر گوگل

ولی هیچ رد پایی در فضای مجازی از آنها نبود!!!

خیلی عجیب است

خیلییییییییییی

عجیبتر اینکه

پس چرا شیطان دست گذاشته است روی اینها!!!

اینهایی که هیچ رزومه ای برای برانگیختن حسرت ها و حسادت ها ندارند؟



زمانه

آدمها عوض شده اند

اگر سنگ برسرشان ببارد

اگر از گرسنگی سنگ به شکمشان ببندند

اگر سنگ زیر سرشان بگزارند


حاضر نیستند

دست از تیپ و تجملات بکشند

واقعا عجیبه

پول


پولی که از زیر سنگ درمیاد

مثل برف تا بهش دست بزنی اب میشه

حالا قراره صفراشم از دست بده

سبک بشه

بعد و باز بعد تر

صفراش برمیگرده 

دیگه سخت باور میکنم که پول چرک کف دست باشه


محاسبه

سرشار از امواج منفی هستم

هرجور حساب کتاب می کنم

میبینم حق من این نبود


البته تشخیص اینکه حق هرکس چه هست و چه نیست

به دستهای پنهانی تعلق دارد

که اسمش را می گذاریم روزگار

یا سرنوشت


روزمرگی

همسایه رفته بود سفر

چند روزی آلودگی صوتی نداشتیم

صدای استارت زدنهای پشت سرهم

صدای در کاپوت ماشین که محکم بهم می خورد

صدای در خرابی که با زور لگد باز و بسته میشه

صدای کولری که مستمرا روشنه

و صدای بچه ها و میهمان های پی در پی

و از همه مهم تر جیغ های خانه خراش مادر خانه





 

اندر حکایت راه رفته

سال ۱۳۹۹

با کلی ذوق و شوق

و تحت تاثیر تبلیغات

یک میلیون تومان از پس انداز خود را به خرید سهام صندوق ...اختصاص دادم

و مثل پینوکیو منتظر شدم 

تا قد بکشد

و از هر شاخه ای هزاران سکه دربیاورد


ای روزگار

دوساعتی پای نت و تلفن هدر دادم

به این و ان زنگ زدم

تا فهمیدم

سال گذشته ۴۰۰۰۰تومان

بعنوان سود سهام به حسابم واریز شده است

و انقدر رقم درشت بوده است

که در میان حساب گم شده و من متوجه نشدم

و امسال هم قرار است آخر مرداد ماه

۵۲۰۰۰تومان دیگر به حسابم واریز شود


خود سهام هم ۲۷۰۰۰۰۰تومان امروز معامله شده است



اگرهمان سال یک سکه بهار آزادی میخریدم 

الان هفتاد میلیون داشتم



وباز هم همین الان که هفتاد میلیون ندارم فکر می کنم

کسی پولم را خورده است

کسی با پول من و امثال من پولدار شده است

و چون دستم به اوی مجهول الهویه نمی رسد

 باید منتظر قیامت باشم


البته ان زمان سکه ۱۰میلیون بوده است

و من با یک میلیون نمی توانستم سکه بخرم


ولی می توانستم یک گرم طلا بخرم

و الان هفت میلیون پول داشته باشم


وباز همین الان کمتراحساس ضررمی کنم

همین که هنوز اصلش سر جایش هست باید خدارا شکر کنم

و منتظر قیامت باشم تا از همان مجهول الهویه تشکر کنم که پول مرا قورت نداده است


حالا دیگر منتظر قیامت نیستم




آمریکا

چه روزهای بسیاری

چه ظلم ها روا کردی

به دست های بسیاری


مرگ بر آمریکا

تنها حقیقتی است که انسان را از سقوط به طور حیوانیت ایمن نگه می دارد





زمانه

دیگر نه می شود به گوش اعتماد کرد.

نه به چشم


... چه می کند؟

یکی به نعل میزند

یکی به میخ






غزه

فقط این‌بار دوربین‌ها روشن است...

آنچه اسرائیل امروز در غزه می‌کند، شاید برای برخی غیرقابل تصور باشد، اما تکرار تاریخ است.
این جنایت‌ها بی‌سابقه نیستند؛ فقط این‌بار، دوربین‌ها روشن‌اند. تنها بدشانسی اسرائیل، اختراع اینترنت است؛ وگرنه پدرانش در استعمار، جنایت‌هایی کردند که در کتاب‌ها هم جایشان نیست، چون تاریخ را هم خودشان نوشتند.

در کنگو، بلژیکی‌ها برای کائوچو، دست بچه‌ها را قطع می‌کردند اگر خانواده‌شان سهمیه تولید را نمی‌رساند.

در بنگال، چرچیل غذا را از دهان مردم دزدید و سه میلیون نفر از گرسنگی مُردند، نه در طوفان، نه در خشکسالی، بلکه با برنامه‌ریزی.

در نامیبیا، آلمان مردم هِررو و ناما را در بیابان‌ها محاصره کرد تا از تشنگی بمیرند.

کودکان بومی استرالیا از مادرانشان دزدیده شدند تا دیگر "بومی" نباشند.

میلیون‌ها انسان از آفریقا کشیده شدند، با زنجیر، شلاق، فروخته شدند، گم شدند در دریا، خاک شدند زیر «تمدن غرب».


در ایران خودمان قحطی ناشی از ورود سربازان انگلیس و روس به خاک میهن باعث کشته شدن میلیون ها انسان شد.


و حالا نوجوان‌های ما با یک گوشی در دست، رمز واقعی «پیشرفت» غرب را می‌بینند: کشتار، برده‌داری، غارت.

اسرائیل فقط در قرن اشتباهی به دنیا آمده؛ عصر دوربین و آگاهی.

دروغ دیگر جواب نمی‌دهد.

همین دوربین‌ها آخر کار خود را خواهند کرد...

این دوربین‌ها در نابودی اسرائیل نقش ایفا خواهند کرد


متاسفانه منبع نوشته مفقود بود.

خنده و گریه

بعضی چیزها خنده داره

آدم وقتی می خنده

از خودش دور میشه


وقتی گریه می کنه

تو خودش غرق میشه


نمی دونم اون وقت هایی که از زور خنده اشکمون درمیاد

تو چه حالی هستیم؟

درعین دوری در خودمون غرقیم؟

آه

نمی دونم

کاش میشد بدونم


اب نداریم برق نداریم

و من در اطراف خودم

اراده ی دسته جمعی  برای صرفه جویی یا مدیریت مشکل نمی بینم

هر کس تا می تواند از برق و آب برای خودش سهم بر می دارد

بخصوص آب که فدای بی برقی هم می شود


غزه

هوا گرم است.

خوب تابستان است.


آب کم است.

خوب بارانی نباریده است.


برق قطع می شود.

خوب ...


مرگ بر آمریکا

خوب ظالم است


کودکان غزه از گرسنگی می میرند

خوب طبیعی است

همه نشسته اند به تماشا

آنی که معتقد بود بنی آدم اعضای یک پیکرند

سعدی بود

که چندین سال پیش مرد

رفت به دنیای مردگان پیوست

شاید آنجا هم بشود شعر گفت

ولی راهی برای ارسال آن به این دنیا وجود ندارد.

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

برای زمانی بود که اسرائیل وجود نداشت

اکنون کودکان در خاموشی محض می میرند

و صدایی برای یاری بلند نمی شود

پیاده روی اربعین

دوست دارم بروم

ولی 

قسمت تا مرز و از مرز تا خانه را دوست ندارم

همت هم لا موجود

نمی دانم آنها که هرسال می روند

چه عشق عمیقی دارند و

 چه همت بالایی



تذکره بدون ربط:

نمی دانم چرا فکر می کند که آدم های مثلا مذهبی فکر می کنند که امام حسین مال خودشان است و مال آنها نیست!!!


مگر امام حسین ماده است که اگر مال من باشد جای دیگری تنگ شود؟


یا اگر من را دوست داشته باشد دیگر نتواند دیگری را دوست داشته باشد؟


مادی گراها همه چیز را با چوب مادی گری تاخت میزنند

خانم سخنگو

چشم هایش را شست و زخم پیر پسر را دید!

عجیب نیست؟

این همه زخم توی جامعه هست

بعد وسط آنها این یکی را می بیند؟


اوم یاد علی برکت الله می افتد



کار خیر

چند روز است که نقش کوتاه ترین دیوار را بازی می کنم

 استفراغات روانی  دیگران حواله ام می شود

اشکالی ندارد

این هم نوعی کار خیر است

اگر با داد زدن روبه روی من حالش خوش می شود

بگذار بشود

من می دانم که هریک از آنها تحت شدیدترین فشارهای روانی هستند

تک تک سلول‌های اعصاب آنها خط خطی است ان هم بدجوری


اگر داد نزند و قدری از  ان همه انرژی منفی را خالی نکند


اژدهایی می شود ترسناک



دزدی

از ایده دزدها خوشم نمی آید

ایده را می دزدند

بعد در کمال ناباوری و ناگهانی

زنگ می زنند و می گویند:

هی فلانی ی ایده خوب دارم

بعد شما باید با چشمهای از حدقه درآمده و صورتی متعجب ایده خودتان را از دهان او بشنوید!


عجب رویی دارند

فکر می کردم ترامپ خیلی پررو هست

ماشه

بعضی از گناهان، گناه هستند

بعضی از گناهان دنباله دار هستند

دامن خودت را نگیرند

پاگیر نسل می شوند

( اگرچه من هنوز دقیق از عملکرد این نوع گناهان سر در نیاورده ام که چرا خود ظالم ظلم کند پا گیر فرزندان شود)

به هر حال

در عرصه ی سیاست هم 

بعضی ها نحوستشان لحظه ای تمام می شود

اما بعضی ها نحووستی به بلندای تاریخ دارند

و همینطور نحوستشان کش می آید

مثل اویی که بحرین را راحت بخشید

سرچشمه های هیرمند را واگذار کرد

و برجام مسخره را امضا کرد

همه ی اینها بابت نحوستشان

از جیب ملت ایران چاپیده اند

شده ایم حکایت آنکس که


در ببست و دشمن اندر خانه بود



امان

امان از کارهای نصفه و نیمه

انجام نمی شوند ولی انرژی می گیرند


روز خدا

روز خدا بد نمی شود

هرچه خدا آفریده خوب هست و زیبا

ولی همه ی آفریده ها با هم جور نمی شوند

بعضی از آفریده ها بعضی دیگر را می خورند

یا له می کنند

یا روحشان را سوهان می زنند

یا هلشان می دهند

یا جیبشان را می زنند

یا

و یا

و یا

....


روز آدم را می گیرند

وقت را تلف می کنند

عمر را هدر می دهند

که حرف خودشان را به کرسی بنشانند


باشد

باشد

حالم بد شد

در این گرمای تابستان

در این اوضاع پر دردی

که در دیوار را گوید

کمی آهسته تر 

علیرضا فغانی

یعنی

نمونه کامل

مغز پوسیده ی عاشق غرب


البته نمونه های زیادی دارد

حالا این یکی را بگذاریم پشت ویترین

پشت سر ظ  و ع و ...


چای

اگر چای تازه دم ندارید

مجبور نیستید کسی رو دعوت به چای خوردن کنید

اون هم با اصرارررررررر

اگر شعله سماور خاموشه و

 چاییتون سرد شده

برا کسی چای نریزید 

که اونم تو رودربایستی مجبور بشه بخوره


با چای خوب تا نمی کنید

با مهمانتان صادق باشید