-
ندید بدید
پنجشنبه 5 فروردینماه سال 1400 08:15
ای خداااااااا این پسر همسایه از پارسال که ازدواج کرده وقتی میشینه پشت فرمون حواسش باخودش نیست دیشب نزدیک بود ما رو لواشک کنه کف آسفالت رفت جلوتر اصلا ماشین همسایه رو ندید بوووووووووق اووووووی چته خوب دنده عقب زیگزاگی میره برا زنش ندید بدید
-
اوف
دوشنبه 2 فروردینماه سال 1400 04:43
بیدار شدم دیگه شام زیاد خوردم اسیدمعده فوران کرد اوف مگه میشه خوابید پیری و هزار دردسر چه شب سوت و کوری
-
جوشکاری
یکشنبه 1 فروردینماه سال 1400 14:44
همین اول سال نو خبرازدواج زد را شنیدیمو ندانستیم که شاد گردیم یا غمگین زد در ازدواج سختگیربود خواهان زنی بود چندین پله بالاتر از خودش اکنون هم زوجه اش ده سال از خودش کوچکتر است درهرحال زمانی از طریق واسطه ای شنیدم که زد در جستجوی همسرمناسب است من با شناختی که خودم از زد داشتم ایکس را معرفی کردم و بعدا فهمیدم که از...
-
اسفند نودونه
چهارشنبه 27 اسفندماه سال 1399 08:44
ما که نه بازار رفتیم برای لباس نه برای آجیل ولی بچه هاخیلی دوست دارن شیرینی سنتی عیدو بخورن حتما حالا امروز قراره بریم بازار شیرینی بخریم نه برای شکم ها نه! فقط برای دل بچه ها حالا هرسال خودمون میپختیم امسال حالش نیست عیددیدنی هم اعلام موضع آشکار کردیم که تعطیله یعنی ما چقدر دیگه به کرونا احترام بزاریم سفرهم که تعطیل...
-
اسفند نودونه
سهشنبه 26 اسفندماه سال 1399 00:00
پارسال این موقع ی تراکتور می امد تو کوچه ی ما برای سمپاشی دنبال خیاط میگشتن برای گان دوزی و ماسک دوزی همه مشغول دوخت و دوز بودن چه ترسی تو دلم بود ولی الان هیچی به هوچی خدایا دل ما را بگشا
-
ان مرد
جمعه 22 اسفندماه سال 1399 13:36
ان مرد بی خاصیت که نتوانست اخلاقش را درست کند درحالیکه مهربانی خرجی ندارد محبت مالیات ندارد اینک توسط خانواده اش طرد شد بچه ها که بزرگ شده اند زنی که از خودش درآمد دارد خانه که متعلق به زن خانه هست واقعا چه دلیلی باقی می ماند تابداخلاقیهای آن مرد را تحمل کنند؟؟؟ هیچ دلیلی وجود نداشت پس آن مردهم اکنون آویزان فامیل شده...
-
دندونپزشکی
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1399 21:37
رفتم دندونپزشکی دندونمو پر کرد ولی مشکل ی دندون دیگه هست که نیاز به عصب کشی داره واقعا برام مشکل تحمل یونیت دندونپزشکی خدایا چکار کنم میگم اگه دردشو همینجورتحمل کنم چی میشه؟؟
-
کرونا منحوس
پنجشنبه 7 اسفندماه سال 1399 22:37
با کرونا و دست اندرکاران ان با انها که نونشان در روغن کرونا سرخ میشود با انها که از وضعیت کرونایی خروار خروار منفعت نصیبشان میشود کاری ندارم انقدر منحوس است که حتی پس از بهبودی ظاهری بدن به سلامت قبل بازنمیگردد از گرفتن ماهیچه ها استخوان درد و بیماریهای قلبی تا افت فشار و آسیب به کلیه ها کرونا همان ترمیناتور است
-
روز پدر1399
پنجشنبه 7 اسفندماه سال 1399 16:17
آن مرد آمد آن مرد در باران آمد با دست خالی با جیب خالی چشم ها دوخته برزمین خدا لعنت کند آن مسئول بی لیاقت را آن مدیر بی کفایت را نه پدری باقی گذاشته است نه روز پدری اگ چه پدری به نان آوری خلاصه نمی شود اما پدرهای امروز انسانهای بی کفایتی هستند که خرجشان را پدرهای دیروز میدهند و همینجور میشود که استقلال شخصیتی ندارند...
-
اخرین بازمانده
سهشنبه 5 اسفندماه سال 1399 23:10
حاج خانم هم وفات یافت و اینک از ساکنان قدیمی کوچه از همسایه های همدل از انها که چینیهای گلسرخشان زینت سفره های مهمانی های همه شان بود فقط یکنفرمانده است و نمیدانم چقدر برایش سخت است تحمل دیوار هایی که پشت آن دیگر هیچ سایه ی اشنایی برای یکی شدن باقی نمانده است دیوارها هم غریبه میشوند گذر از آن کوچه برایش حتما سخت است...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 1 اسفندماه سال 1399 21:42
اوووه دندان گرامی سکته کردومجددا فروریخت در دهان مبارک کمبود شدید کلسیم پیدا کردم یعنی وسط این همه بدوبدوی اخرسال و کرونا من باز باید برم دندونپزشکی!!! باورم نمیشه از صبح غصه خوردم انقدر کلا ی گوشه کز کرده بودم زانوی غم در بغل اعصاب خورد اخلاق تند رفتار آتشی کسی نیاد طرفم که شه بانو ناراحت است البته یخورده هم درد می...
-
اوه
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 22:34
زنگ زده می گه فاکتورو به من دادی؟ میگم فاکتور دست من نبود میگه به کی دادیش؟ میگم فاکتور دست من نبود اصلا میگه دادی به ایکس، ندیدی کجا گذاشت؟ میگم فاکتور دست من نبود که میگه پس به من ندادی دیگه!!! و ادامه میده پس بردار بیارش!!! ووووووووووی فاکتور دست من نیست ایها الناس زد رفته خرید فاکتور دستش بود من دیدم که داشت می...
-
کرونا کرونا کرونا کرونا
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 22:25
شوهر مسافرکشش از کرونا جان باخت او ماندودوبچه و خانه ی استیجاری و دستهای خالی کاش جامعه مان انقدر سیستماتیک بود که این زن دستهایش خالی نمی ماند بچه هایش دست نگاه کن فامیل نمی شدند انگار همه مان باجادویی فلج کننده سحر شده ایم فقط می دویم برای خودمان قطره هایی هستیم که انگار هیچوقت قرار نیست جمع بشویمودریایی باشیم...
-
ای داد
چهارشنبه 15 بهمنماه سال 1399 20:18
حالا من زیاد ربطی به علی انصاریان و میناوند نداشتم ولی غم انگیز بود رفتنشون اینا که ورزشکاربودن بدنشون باید از بقیه قوی ترباشه این کرونا چیه؟؟ ما کی هستیم که بهش محل نمیزاریم
-
کرونا
سهشنبه 14 بهمنماه سال 1399 23:12
گفت آدم ده بار زایمان کند، یکساعت کرونا را تحمل نکند و این را ادمی می گوید که سخت زا بوده است!!! و مصیبت تحمل کرونا خیلی سخت است دخترخاله میگفت هرساعت یکبار اضراییل را ملاقات می کرده است اشهدش را میخوانده ودسربربالش می گذاشته خلاصه اینکه کرونا هست ان را جدی بگیرید دعای هفتم صحیفه فراموش نشود عقل از من برد و دست از من...
-
تحصیل
دوشنبه 13 بهمنماه سال 1399 23:17
بعد از چهارده سال بالاخره دیپلمش را اخذ نمود و این اخذ نمودن خیلی خیلی سخت بود باتبصره و سفارش و... به جایی رسیده ایم که هیچ انگیزه ای برای خواندن درس وجود ندارد و سیستم اموزشی بدنبال دانش اموز هی کش می ایدو مطابق با دانش اموزتغییروضعیت میدهد. تاالنهایه فرد قبول شود!!! و وارد دانشگاه پیام نور شود و بعد از چندسال...
-
راه
دوشنبه 13 بهمنماه سال 1399 07:48
دوست دارم این روزها بگذرند و تمام شود دوست دارم همه ی همه ی کتابهایم را از خودم دور کنم بزارم سرکوچه تا نان خشکی انها را ببرد لوسترها را باز کردم بنظرم سقف یکدست سفید قشنگ تر است نمیدانم چه جور ادمی بودم که دنبال لوستر از این مغازه به ان مغازه سر میزدم چقدر پوچ بودم دلم خدا را می خواهد اما کوچک تر از ان است که به خدا...
-
رفت رفتند نرفتم
پنجشنبه 2 بهمنماه سال 1399 13:33
سال گذشته بود یاقبلترش بود نمیدونم ولی به هرحال چندماهی رفته بود برای بازسازی عتبات خودش برادرش پسرداییش هم صفا بود هم عشق خدایا خودت جواب بده ایا بنده چنین امکانی دارم؟ خدایا خودت که می بینی زندگی هرروز سختتر میشود ادمها هرروز بیشتر و بیشتر از هم دور میشوند هر یک جمله ای که گفته می شود سه چهارجمله شرح و تفسیر نیاز...
-
کرونا کرونا
سهشنبه 30 دیماه سال 1399 21:09
اینکه کرونا بالاخره قسمت ما شد هیچگونه ارتباطی به شما ندارد البته قبلا هم در فامیل داشتیمو کشته هم دادیم اما اینکه شوهرعمه از کرونا بمیرد خیلی فرق دارد با اینکه عزیزان ادم مبتلا باشند از انجا که جامعه مانند کشتی است که همه بر روی ان موج سواری می کنند گفتم تا بدانید کرونا هست البته به قول دکتر کرونا مودب است از...
-
روزمرگی
شنبه 27 دیماه سال 1399 15:07
از بی تفاوتیش ناراحت شدم وگرنه نباید از کسی توقعی داشت خوبه پسرش هنوز مجرده شش دنگ حواسش به پدرومادرش هست اگر اینم زن داشت زنش نمیزاشت شوهرش بیست و چهارساعت پیش دوتا کرونایی باشه واقعا ازدواج های این روزگار ادمو از خط مستقیم خارج می کنه بیشتر انگار وبال ادم میشه تا باعث رشد و سعادت
-
اقااااااااااا
شنبه 13 دیماه سال 1399 14:21
مرد اگه مرد اهل نبرد بابا کوتاه بیا اقا فکر می کنه اهل نبرده ولی نه با ظالمین و کفار با خانواده اش می جنگه یکی بیاد بگیرتش
-
سالگرد سردارسلیمانی
شنبه 13 دیماه سال 1399 07:38
یکسال شد اری یکسال گذشت از آن شب پرحادثه آن شب من بیداااااربودم بر بالین بیمار تب دارم تازه به خواب رفته بود همان ساعت بود همان دقیقه ناگهان به حرف امد یا ابوالفضل، یا ابوالفضل و من اشک از چشمانم جاری شد و نمیدانستم این اشک جاری خواهد ماند هنوز هم فکر میکنم روح این فرشته ی کوچک در بغداد حاضربود و من از سنگینی داغی...
-
طلاااااااااااااااااق
چهارشنبه 10 دیماه سال 1399 11:27
ای خداااااااا زنش گذاشته رفته بعد انقدر ازش بد میییییییییییگن که ادم فکر میکنه اژدهای هفت سربوده حالا اقا سراز کمپ درآورده پدرش با چهارتا بادی گارد رفته و گرفتتشو بردتش کمپ نمیگم چون معتاد زن حق داشت که بره ولی خوب، نگفتن چرا رفت؟ چی شد که رفت منم که دیدمش فهمیدم الوده به ی چیزایی هست بخصوص که در گفتگو تمرکز نداشت...
-
من و کرونا
شنبه 6 دیماه سال 1399 07:38
خونم غلیظ شده است کرونا مرا فریز کرده است و منجمد تمام پروژه ها تعطیل تا وقتی کرونا برود حتی کتابهایی که با دردسر خریدم و گذاشتم توی صف خواندن، تعطیل. اصلا برایم مهم نیست که هستند فایلهایی در صف شنیده شدن ماندن و ماندن و ماندن در خانه بشدت مرا تنبل کرده است یک شبه ره صدساله ی پست مدرن شدن را رفته ایم تبدیل شدیم به...
-
حق ما
چهارشنبه 3 دیماه سال 1399 12:31
خوب خوب رسیدیم به اخر قصه با ی حس بد با اینکه حق به جانب ما بود ولی... اخرش ما بدهکار وجدان خودمون شدیم خیلی به مرد خانه گفتم از خیر این پول بگذریم ولی از انجا که مرغ مردها یک پا دارد انقدر پی بدهکار را گرفت و همه ی گزینه هارا روی میز گذاشت و برداشت تا بالاخره جناب استاد کار تشریف اوردن ماپنج ماه پیش دستمزدشو تمام...
-
یلدااااااا99
یکشنبه 30 آذرماه سال 1399 11:52
بله بله به یلدای99نزدیک و نزدیک تر میشویم جمعه غروب ی جا یلدا دعوت داشتیم نرفتیم میزبان هم کلی خوراکی برامون فرستاد دیشب خونه همسایه یلدا برقرار بود و تو فروشگاه هم از خریدهای مردم میشه بوی دورهمی رو استشمام کرد چهارتانوشابه و چهارتا دوغ و... یعنی موج چهارم کرونا هوووووووم(یعنی یک نفس عمیق) همه باهم کرونا کرونا ما...
-
ای خدا
جمعه 28 آذرماه سال 1399 07:28
خدایا شما که حسود نیستی پس بیا نیمه های گمشده رو بهم برسون مگر اینکه خودت ایناروبهم برسونی یکم واضح تر شفاف تر سریع تر نشه ازکنارهم رد بشن همو نشناسنا قشنگ شیک مرتب مجلسی با دوربین و عکاس و درام بالا رمنسشم افزون کن باب دل بنده هات دربیاد باغ پرگل و دشت و دمنو لباسهای فاخرو لحظه های سرشار از عشق میدونی چی میگم دیگه...
-
تبعیض
پنجشنبه 27 آذرماه سال 1399 15:44
نمیدونم اگه قبول کردم بااو همکاری کنم باید همینجور که هست قبولش کنم؟ خوب یکم خودشو عوض کن کار کردن باهش راحت تر میشه بین زیردستاش خیلی تبعیض میزاره من به این تبعیض خیلی حساسم انقدر زیاد که اطمینان دارم اگر برادر حضرت یوسف بودم صددرصد در سربه نیست کردنش مشارکت میکردم اگر به هردلیلی یکی از ده انگشت دستتون براتون عزیزتره...
-
به موقع
پنجشنبه 27 آذرماه سال 1399 15:34
لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود ولی این بار دهان من بی موقع باز نشد کاملا اتفاقی حرف تو حرف امد و زمینه فراهم شد برای حرف زدن من هر چند خیلی خوب و درست نتونستم منظورمو به طرف مقابل تفهیم کنم ولی حداقل فهمید که من ناراضی هستم هرچند دقیق نفهمید چرا ناراضیم نصف و نیمه شد الان میره براخودش هی تجزیه تحلیل میکنه تا مدرک...
-
یلدااااااا99
شنبه 22 آذرماه سال 1399 23:17
خدایا هرکسی رو دیدم در فکر برگزاری یلداهست اونم دسته جمعی و ماهم چندجا دعوت داشتیم اونم به سبک پارسال یعنی میپرسن شما کدوم شب وقت خالی دارین که حتما بیاین؟؟؟ شب قبل از یلدا یا شب بعدش یاهمون شب حتی روز جمعه هم قبول !!!!!!!!!!' ملت فامیل دوست و دورهم ایران حالا رسیدن به یلدا اکثرا رد دادن چه شود؟؟؟ شایدم هیچی نشود مثل...