-
اسم فامیل
دوشنبه 18 بهمنماه سال 1400 07:54
از بیکاری و هرزگی باطن زدیم تو کار بازی اسم و فامیل اونم با کی با این آدمی که اعضای بدن نوشته تف(همان بزاق دهان) بحث بالا گرفت جان میدهیم اما باخت هرگز کل فلسفه رو برد زیر سوال بنظر من در ان زمان ولی بعدش فکر کردم دیدم گل مریم چه کم از لاله ی قرمز دارد؟؟؟ تف هم در هضم غذا موثر است و مسیولیتی خطیر برعهده دارد جوری که...
-
گندم
یکشنبه 17 بهمنماه سال 1400 11:20
کیسه های بذر گندمی که آماده کرده بود برای کاشت همچنان روی ایوان جاخوش کرده بودند پاییز رو باتمام بود و زمین کشت نشده منتظرکشاورز که بیاید و او را بارور کند اما چرا نمی آمد؟ زمین نمی دانست کشاورز رفته است جسم مادی اش را رها کرده و طورش عوض شده است دیگر گندم و زمین و محصول برایش ارزشی ندارد کشاورز رفته بود به مزرعه ی...
-
حال
جمعه 15 بهمنماه سال 1400 15:26
در آستانه قرار گرفتن تا رسیدن کامل حال و هوای خاص خودش را دارد در ثابت ترین شرایط هم نرسیدن نهفته است کاش به این شعور رسیده بودم و غیبت ان موجود دنی را نمیکردم اگرچه متوجه شدم گوینده ی دیروز سیرداغش را زیاد کرده است و ماجرا را جور دیگری مطرح کرده و با آشکار شدن حقیقت خبر از تب و تاب افتاد ولی در هر حال غیبت شد و من...
-
خیالگردی ممنوع
پنجشنبه 14 بهمنماه سال 1400 17:33
دوست دارم در خیالم پرواز کنم بروم به همه ی ماجراهایی که دوستشان داشتم سر بزنم بعد ان قسمتهایش که انتظارش را داشتم ولی هیچ وقت شکل نگرفت را در ذهنم بسازم با نتیجه ای دیگر ای کاش ها را رنگ حقیقت بزنم و جای همه ی انسانهای ماجراهای کوچک و بزرگ زندگی ام خودم بازی کنم و معلوم است دیگر خودم اول شخص داستان هستم ستاره ای...
-
جشن تولد
پنجشنبه 14 بهمنماه سال 1400 15:14
برای برگزاری جشن تولد هفده سالگی اش برنامه هایی چیده بود در صف اجرا اگرچه هفده سالگی به اندازه ی هجده سالگی اهمیت ندارد خوب دیگر رسیدن به سن قانونی انگار خوشمزه تر است ولی کیک هفده سالگی هم می تواند به اندازه کیک هجده سالگی خوشمزه باشد منتظر بود شنبه برسد بروند جشن بگیرند اما نیمه شب پنج شنبه همه چیز بهم ریخت بدجوری...
-
مگس
دوشنبه 11 بهمنماه سال 1400 18:57
فکر میکنم این مگسهایی که می ایند دور سر ادمیزاد وز وز می کنند می روند و کمی بعد می ایند و باز ویزززززز ویزززززز میکنند دور سر ادم میچرخند و هرچه دستت را توی اسمان تکان میدهی نمی روند از دنیا سیر شده اند و می خواهند کارشان یکسره شود میشود اسمش را گذاشت خودکشی سفید یعنی آبرومندانه آخر چطور می شود گوسفند فرق گرگ و سگ را...
-
آری اینبار نیمچه ها
شنبه 9 بهمنماه سال 1400 12:55
آری میگویند وقتی مشکلات زیاد شد به ان حد که طاقت فرسا باشد بدانید به قله ی پیروزی نزدیک هستید ولی نگفتند یک وقتهایی مشکلات لب را به جان می رسانند چون خشت اول را معمار کج نهاده بود و اینک که دیوار فروریخته و سرمایه هدر رفته و عمر سپری شده دیگر برای رسیدن به قله نه جانی مانده نه مالی و نه عمری از قله خبری نیست که نیست...
-
اسایش
سهشنبه 28 دیماه سال 1400 23:40
درست همان موقع که فکر می کنید زندگی تان کوک خورده است و الان دیگر وقتش است که دراز بکشید زیرسایه و انگور بخورید چنان اسمان در هم می پیچد و زمین دهان باز میکند که آدمی مات و مبهوت می ماند
-
زشت و زیبا
یکشنبه 26 دیماه سال 1400 19:52
حرفها دارم بزنم بزنم یا نزنم؟؟؟ حالم خوب نیست چیزهای بسیاری هست که حالم را خراب میکند نهر وجودم به اقیانوس وجود وصل نیست وگرنه حالم انقدر خراب نباید باشد جسم و روح چه نسبتی باهم دارند؟؟؟ روح سوار جسم است یا روح در ظرف جسم ریخته شده است؟ روح که نباشد جسم تکه گوشتی بوگندو میشود و روح تا جسم نباشد منشا اثر نیست چگونه روح...
-
مرگ
پنجشنبه 23 دیماه سال 1400 22:04
قدیمترها رسم بود تا چهل روز پس از درگذشت متوفی چراغ خانه اش را روشن نگهدارند یک چراغ روشن و پنج شنبه ها فامیل دورهم جمع میشدند برای رفتن به سر مزار متوفی و بدینترتیب علیرغم درگذشت بزرگ خانواده اعضای فامیل مثل دانه های تسبیح کنار هم می ماندند اما اکنون اگرچه در شهر ما این رسم هنوز پابرجاست و من قبلا فکر میکردم این...
-
مرگ
چهارشنبه 15 دیماه سال 1400 17:05
بعله و مرگ ان عزیز از دست رفته همچنان کش می اید کوچه پر از ماشین است و ادمها دلشان نمی اید بروند خانه هاشان بنحوی زندگی دسته جمعی را همه دوست دارند حتی انها که خوششان نمی اید فردا هم قرار است برویم سر مزار هنوز بازماندگان ارام نشده اند و من تازه فهمیدم که نصف غش کردنها و قفل شدنها را ندیده ام چون تحمل ان محیط پر از...
-
مرگ
چهارشنبه 8 دیماه سال 1400 19:14
او هم رفت... سرم درد می کند همه ی نزدیکان متوفی از مردو زن پیرو جوان نعره میکشیدند من دیده بودم زنها در مراسم خاکسپاری جیغ میکشند و غش می کنند و دهانشان قفل میشود و... ولی مرد ندیده بودم به این وضع عربده بکشد ان هم این مرد سربه زیرو ارام و موقر و موجه و متین ان هم مرگی که قابل پیش بینی بود بعلت سن بالا و انبوه...
-
کار گروهی
سهشنبه 23 آذرماه سال 1400 13:25
آری آری اگر در مدرسه یا دانشگاه کار گروهی جدی اجرا شود افراد با سختی های حکومترانی بیشتر آشنا می شوند و میفهمند هرجا قانونی به اراده ی آنها حد زد لجنهای درونشان را روی دایره نریزند و تحمل قانون و محدود شدن منفعتهایشان برایشان راحت تر میشد ما یک گروه هجده نفره تشکیل دادیم برای انجام کاری الان هشت نفر شده ایم و کار دست...
-
تولید ملی
جمعه 19 آذرماه سال 1400 22:58
متاسسفانه تولیدکنندگان ایرانی یا نمی توانند یا نمیخواهند قدمی برای تقویت از حمایت از تولید ملی بردارند و همچنان به همان رویه ی غلط همینی که هست، میخواهی بخواه وگرنه برو ادامه میدهند مثلا پوشاک بسیار گران است و با جیب مصرف کننده نمی خواند بیشتر تولید کننده ها، برای قشر متوسط به بالا تولید می کنند همانها که ترجیحشان...
-
خودشان
یکشنبه 14 آذرماه سال 1400 15:07
کتابخانه بودم طبق معمول کتابهایی که عودت داده بودم در سیستم برگشت نخورده بود اینجور مواقع رفتار کتابدارها ناگهان دگرگون میشود مثل قاتل زنجیره ای با ادم برخورددمی کنند اگرچه این وصله های ناجور به من نمیچسبد اما ناراحت شدم و برای پیشگیری از هرگونه درگیری لفظی احتمالی محل را ترک کردم وقرار شد فردا زنگ بزنم چرا؟ چون سه...
-
میرزا کوچک خان جنگلی
جمعه 12 آذرماه سال 1400 14:52
عجب حرفهایی میزنند میگویند میرزا تجزیه طلب بودو رضا دوزاری مملکت را از دست او نجات داد!!!! خدایی گور جای تنگی است کج بنشینید و راستش را بگویید معلوم است میرزا بدجوری استعمار را نقره داغ کرده است که به نامش هم رحم نمی کنند البته طرفداران کور پهلوی هم برای اینکه رضا دوزاری را بزرگ کنند دیگران از جمله میرزا را عوضی نشان...
-
سینوزیت
چهارشنبه 10 آذرماه سال 1400 08:15
اگر شماهم مثل من سینوزیت دارید که حتما حتما دارید چون انسان هستید و همه ی انسانها اگر طبق پیش فرض انفجار بزرگ ساخته شده باشند و موفق به دریافت استانداردکیفیت کالا شده باشند حتما سینوزیت دارند اما اگر مثل من و هزاران نفر دیگر از داشتن سینوزیتهای ملتهب رنج میبرید و سردرد میشوید و دندان درد میگیرید و نفستان تنگ میشود...
-
انفجار بزرگ
چهارشنبه 10 آذرماه سال 1400 08:02
لمیده بر مبلهای سلطنتی خانه ی نه چندان کوچکش از قدرت امریکا سخن میراند و ایران را پیش میراند به ضعف و بدبختی خوب هرانچه گفتی درست ان قوی را به این ضعیف چه؟ او اگر فیل است ما مورچه چطور ما را میبیند؟ اگر او عرش است ما فرش عرشیان را به فرشیان چکار؟؟؟ بگذارند ما بدرد بی آبی خودمان بمیریم منقرض شویم یک مورچه کمتر یا...
-
آذر1400
دوشنبه 1 آذرماه سال 1400 19:06
هیچی دیگه از فردا باز آمد بوی ماه مدرسه ... یاد اول مهرهای قدیم میافتم شکوفا میشوم یاد عصرهای پاییزی بخیر پای تلویزیون خانه ی دایی دراز به دراز پسرشجاع و کیفی فراکهکشان( کسره کاف) تی وی دایی رنگی بود تی وی ما سیاه و سفید راستی بنظرتان اگر در ایران تبلیغ فرزندکمترزندگی بهتر نمیشد و خانواده ها به همان سبک قدیم خودشان...
-
اعوذ بالله من همزات الشیاطین
شنبه 29 آبانماه سال 1400 18:36
امروز روز عجیبی بود من اصلا اصلا تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم از خودم تعریف کنم یا به داشته هایم پز بدهم اما امروز چون اسبی رمیده در دشت با صدایی رسا به خود تعریفی روی آورده و شو آفی از داشته ها رفتم چونانکه از خودم چندشم میشود چون میدانم در جمعی نقش بازی کرده ام که چند نفری روی کلمه ی تحصیلات بسیار حساس هستند من که اصلا...
-
نقدی بر شاد
سهشنبه 27 مهرماه سال 1400 11:02
شاد یعنی بستری برای اموزشی مجازی بستری که باید جای کلاس حضوری را بگیرد اما انچیزی که دقیقا در ان مشخص نشده است حیطه ی وظایف معلم و دانش اموزان است و این موضوع باعث ایجاد نارضایتی و پایین امدن کیفیت اموزش شده است هیچ اصل و اساسی در نحوه ی مدیریت کلاس مجازی وجود ندارد اگرچه بعضا در قالب توصیه نامه چیزهایی وجود دارد اما...
-
الهی
سهشنبه 20 مهرماه سال 1400 10:26
و این استعدادهای سرگردان روزی بنا را ویران خواهند کرد خدایا ما مضطر نشده ایم که اگر بودیم گشایش حاصل بود
-
بازار
یکشنبه 11 مهرماه سال 1400 06:57
بعله رفتیم تا رسیدیم به بازار دیروز سه ساعت در بازار راه رفتم برای خریدن مایحتاجی که به بهانه ی کرونا هی به تعویق می افتاد خرید کردن یادم رفته بود نحوه تعامل با فروشنده فقط تماشاگه راز بود برایم و یادم رفت همه ی انچیز که نیاز داشتم ذهنتان را مجبور کنید دنیای بدون بازار را تصور کند به کجا می رسید؟ دوست داشتید با ما به...
-
نجات ناخن
جمعه 9 مهرماه سال 1400 06:20
در همین چند روزی که از مهر گذشت فهمیدم چقدر روش معلم در کلاس داری حتی در همان فضای مجازی روی اشتیاق بچه ها در بودن در کلاس تاثیر دارد و بار ما مادرها را سبک کرده است ناخن انگشت بزرگ پای چپ انقلاب کرده است سیاه شده است و عجیب است که دردناک است بعله عجیب است ولی ناخن هم ممکن است دردناک شود این عضو سختی که براحتی از...
-
اول مهر1400
پنجشنبه 1 مهرماه سال 1400 11:38
ماه مهری که بو نمیدهد دوشنبه مثلا جشن شکوفه های مدرسه بود هیچکس مدرسه را جدی نگرفته بود بچه ها بالباسهای مجلسی و بعضا راحتی سرلخت موهای گل زده شلوارک امده بودند مدرسه مدیر و معاون هم چیزی نگفتند این یعنی کمرنگ شدن چهارچوبها حتی کیف هم نیاورده بودند و باخیال راحت چسبیده بودند به مادرشان . . . واقعا این بچه های رفاه زده...
-
همسایه
یکشنبه 28 شهریورماه سال 1400 21:31
همسایه ی بی باک ما عاقبت مبتلا به کرونا شد حالش زیاد بد نیست ولی خوب دیگر کرونا مشکلات خودش را دارد نفر بعدی شوهر" م "هست که باید کرونا بگیرد چون تا حالا ماسک نزده است
-
سگهای ولگرد
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1400 20:37
امان از این سگهای ولگرد قسمت بد ماجرا این هست که ادمها را دنبال میکنند سگهای تهاجمی هستند و یکی از اهالی کوچه از انها پذیرایی میکند و سگها اجازه نمیدهند کسی از جلوی درب منزل میزبانشان رد شود و این رفیق ماهم فقط ناله میکند غر میزند گفتم یا بکش و خلاص شو یا برو شهرداری و کاری کن باغرزدن سگها جمعوجور نمیشوند. الان حس...
-
خستگی
شنبه 20 شهریورماه سال 1400 15:05
دیروز حسابی خسته شدم امروزم همینجور فردا هم روز شلوغیه دوشنبه هم شلوغ یعنی سه شنبه به ارامش خواهم رسید؟ این شلوغیها بدهستند چون زورکی و ناگهانی هستند و برنامه ی معمول را به هم میزنند خدایا واقعا اضطرابی برای رسیدن به غایت خلقت نداریم و لی کمک کن تا از این رنجها به ان اضطراب برسیم
-
همینه دیگه
چهارشنبه 17 شهریورماه سال 1400 20:39
امروز رفتم بیرون یکساعتونیم بعد برگشتم همسایه اش پخته بود برام اورد گفت کجا هستی؟؟؟ ازبس تو خونه بودم. نبودنم شگفت انگیز شده اش رشته ی سردوخوردم خدا قبول کنه
-
روزها
شنبه 13 شهریورماه سال 1400 22:34
روزها میگذرند چون گذر ابرها امروز رفتم جایی دورونزدیک کسی نبود رفته بودند لاشه چینی و من چون دزدان سرگردنه یواشکی و دزدکی توی اتاقشان سرک کشیدم تک اتاقی که خانه شان بود و شاید چون شناسنامه ندارند و ایرانی نیستند خودشان ترجیح میدهند مخفی بمانند و کسی حتی برای کمک هم انها رانشناسد من هم اتفاقی سر از آنجا درآوردم فکرم...