لیست کشورهایی که با رژیم در رایگیری همراهی نمودند:
آرژانتین
آمریکا
چک
مجارستان
میکرونژیا صدوپنج هزار نفر جمعیت
نائورو با دوازده هزار نفر
پالائو با ۲۱۰۰۰ نفر جمعیت
پاپوآ گینه نو با نه میلیون نفر جمعیت
بی آبرویی و انزوای جهانی رژیم بی سابقه است. به اسامی کشورها دقت کنید. هرچند نظم ناعادلانه جهان به آمریکا در جلسه شورای امنیت حق وتو داده است و میتواند عضویت نهایی را رد کند با این حال نفرت و انزوای جهانی برای رژیمی که چند دهه برای مشروعیت سازی تلاش نموده است تا وجه بین المللی خود را اصلاح و ترمیم سازد غیرقابل ترمیم خواهد بود.
اجماع جهانی به این میگویند!
https://eitaa.com/Politicalhistory
عمار در جنگ صفین توسط سپاه معاویه به شهادت رسید.
پیامبر فرموده بودند: عمار بدست گروهی سرکش و ستمگر به شهادت می رسد.
با کشته شدن عمار تزلزلی در سپاه معاویه افتاد.
اما عمروعاص گفت: عمار را علی کشته است، زیرا عمار به دستور على به جنگ شامیان آمد و بدست شامیان کشته شده است. پس قاتل او، على است!
حالا شده حکایت حماس و فلسطینیان
حماس را قاتل فلسطینیان می داند چون آنها جنگ را شروع کردند!!!
خودش را به خواب زده است
واقعا موضوع فلسطین و غزه آنقدر پیچیده هست؟
که نتونی تصمیم بگیری
طرف کی باشی؟
خوب بهتره درحال خودت نظر کنی
اونا( دانشجوها و اساتید حامی فلسطین در دانشگاههای آمریکا) شروین ندارن براشون بخونه:
برای سیسترم سیسترت سیسترامون
#حسین_دارابی | عضوشوید
شب و روز
در خواب و بیداری
ترانه ی آزادی
بر لب دارد
اما
اندیشه ی مخالف را بر نمی تابد
رنگ میبازد
برافروخته میشود
و لب میگشاید
به توهین
چه میشود کرد؟
با این تضاد درونی و وجدان خفته
دنیای مضحکی است؛
پلیس امریکا اعتراض مدنی و مسالمت آمیز دانشجویان این کشور در حمایت از فلسطین را با شدیدترین حالت ممکن سرکوب میکند اما دولتمردان امریکا و براندازان انتظار داشتند شعارهای رادیکال و چاله میدانی اقلیت برانداز در دانشگاه های خواجه نصیر و شریف در شورش ززآ تحمل شود و هیچ برخوردی نشود!
تعابیر آزادی و آزادی بیان، پوچ ترین مفاهیم سیاسی در قرن ۲۱ است که هیچ وقت مثل امروز تو خالی بودن شان رسوا نشده بود...
@Sabeti ✅
نویسنده آمریکایی برنده جایزه پولیتزر است.
او اصالتا ایرلندی است ولی در آمریکا متولد شده و پس از مدتی به ایرلند بازگشته و مجدد در هجده سالگی به آمریکا باز می گردد.
نوشته او ساده و روان است.او سرگذشت خود را در سه جلد
اجاق سرد آنجلا
خاکسترهایت را به خانه بازمیگردانم
آقا معلم
نگاشته است.
در تمام این کتابها میفهمید که چشم و دل سیری در کشورهای بدون پوشش وجود ندارد.
و عمق بدبختی و شهوتزدگی جنس مذکر از ده سالگی به بعد را خواهید فهمید.
کارگر و معلم و استاد دانشگاه هم نمیشناسد.
و اوج بدبختی زنی که جسمش پیشاپیش شخصیتش دیده می شود، خریده می شود و به بازیچه میشود.
فیلمهایش را دیده اید؟
به استاد دانشگاه و رئیس گروه هم رحم نمی کنند
چقدر وحشتناکه
دستگیری گسترده دانشجویان حامی غزه در دانشگاههای آمریکا
آخی
دلواپس دوستان دانشجو در آمریکا شدم
البته این دوستان چون مهاجر هستند
بعید می دانم بتوانند آزادانه عقاید خود را بیان کنند
واقعا آمریکا هم اینجوریه؟
پلیس داره؟
پلیسا خشونت رفتار هستند؟
پس چرا صدای سلبریتی هاشان در نمیاد؟
خیلی خوبه
اینکه تکلیفش با خودش روشنه
از اینی که هست راضیه
با اینکه از بیرون که نگاه می کنی
هیچ چیز جالبی هم نیست
همش مهمونی و مهمون داری
وقتی باقی بود
مدرسه ی بچه ها
ولی خودش خوشحال و شاد و خندان به این روش ادامه میده
امروز حس سرآشپزیم بیدار شده بود
شاید هم هوای شکمم تحریک شده بود
که دست بکار شدم
تا آنچه شنیده بودم را تحقق بخشم
آه
شکست مفتضحانه ای نصیبم شد
با خمیر یوفکا هیچ چیز نپزید
مثل استخوان سفت
مثل شیشه برنده
بنظرم اصلا سراغش نرید
حیف وقت و موادغذایی
نشسته بود کنج دفتر
با تیپ هر روزش
و از دفاع ایران از تمامیت ارضی اش می نالید( پرتاب موشک به اسراییل)
مثلا ترسیده بود و نگران
ولی خوب
روتین زندگیش عوض نشده بود
پس اینچنین برداشت می شود که ترسش حقیقی نبوده است
بالاخره که جان از همه چیز عزیز تر است
آدم نگران و مضطرب با آدم معمولی متفاوت است
حتی در رنگ صورت
اصلا کار بدون هزینه وجود داره؟
میشه کاری کرد اما هزینه نکرد؟
حداقل عمرت که رفته
هرچند مبحثی باعنوان سواری مجانی وجود داره
ولی همونجا هم باید بشینی فکر کنی که چطور سواری مجانی بگیری
حقیقت را پنهان می کنند
شدیدا
و فکر می کنند ما نه چشمی برای دیدن داریم
نه عقلی برای فکر کردن
اگرچه ما مثبت اندیش هستیم
و می گوییم از باب آبروداری این کار را می کنند
اما شیطان چیز دیگری در گوشمان بلغور می کند...
انشاءالله که شیطان دروغ گفته باشد
ولی ته دلمان در راستی آزمایی های خیالی مان حق را به شیطان میدهیم
تلاش قابل توجهی کرد که با وی ازدواج کند
اما حالا
او را در رستوران منتظر می گذارد و با همکارانش به کافی شاپ می رود؟
چرا؟
از همان ابتدا فهمیده بود که دو دنیای متفاوت دارند
اما
دوست داشت وقتی در کنار آن زیبا رو راه می رود
همه به او نگاه کنند
و حسرت بخورند
( جدایی در کمینشان است)
زن به سبک خودش زندگی می کند
و این مرد از نقش بازی کردن و سرکوب خواسته های خودش خسته شده
و سبک زندگی خودش را در پیش گرفته است
سبکی کاملا متناقض با سبک زندگی آن زیبا رو
مرد مقصر است بخاطر صادق نبودنش
و زن تنبیه میشود بخاطر دلبری با قیافه اش
اگر زیبایی ها را پوشیده نگه میداشت
اول شخصیتش دیده میشد
نه زیبایی دلفریبش
و حالا باید طعم جدایی را بچشد
و از همه بدتر حس خیانتی که به او شده است او را له خواهد کرد
تاکتیک نظامی ایران در حمله چه بوده است؟
پر واضح است که هر کس بداند آمریکا و اردن و فرانسه و انگلیس و... همه توان ضد موشکی را برای پاسخ به حملات ایران فعال کرده بودند، باید بپرسد تاکتیک ایران برای رساندن موشک ها به خاک رژیم چه بوده است؟
اینکه در فیلم ها میبینید اول پهبادهای ایرانی شلیک شده اند و سپس موشک های بالستیک به حرکت درآمده اند تاکتیکی برای دفع سپر موشکی توانمند آنها بوده است که اتفاقا این روش تا حد خوبی هم کارایی داشته و توانسته ضرباتی را با وجود آمادگی صد در صد آنها ایجاد کند.
لطف کنید و جوگیر فضای رسانه ای و لشکرهای سایبری توانمند دشمن نشوید چرا که اصل این اقدام یک پیام روشن را در ذهن همه ملت ها می کارد و «شکست پذیر بودن» دشمنی که گفته می شد نمیتوان به او گفت بالای چشمت ابروست را ایجاد کرده است.
همین پیام را بگیرید و بکوبید بر سر همه ذلیل های داخلی و خارجی ...
@komeilialireza
دقت کنید!
ما به جایی حمله نکردیم!
عبارتِ "حمله ایران به اسراییل" غلط است!
ما در مقام کنش نیستیم!
ما در حال واکنشیم...!
واکنش به چندین بار حمله به مستشاران
و اماکن حساس مان!
همین!
آنچه شاهد آن هستیم دفاع است!
دفاع از تمامیت ارضی
دفاع از عزت مردم ایران
دفاع از آبروی این سرزمین
دفاع از انقلاب و اسلامِ عزیز
مراقب جنگ رسانه ای دشمن باشیم...
#سیدکاظم_روحبخش
https://eitaa.com/joinchat/2334982163C65bbc6af0d
بعضی ها دنیا را مکانی برای چریدن می دانند
درحالیکه نمی دانند در کدام مکان مرگ آنها را خواهد ربود
رفته بودممراسم ختم
دختر متوفی بشدت گریه می کرد
و آنقدر داد زده بود که صداش گرفته بود
داد میکشید میگفت من پدر ندارم
بعد من یاد پسرعموی نورالدین خانزاده می افتادم
که میگه من مادر ندارم
ولی خندم نمیگرفت
خیلی تلخ بود
عمر گران می گذرد خواهی نخواهی
ولی از چهل سالگی که رد میشوی انگار سرعتش بیشتر میشود
نیمه ی پر لیوان دیگر از نیمه گذشته است
آدم حس می کند به مرگ نزدیکتر میشود
دوست دارم بروم از همه ی آدم های هفتاد به بالا بپرسم
دنیا برایشان چه شکلی است؟
دیگه این روش قدیمی شده
نودتا راست میگن
تا شما اون ده تا دروغشم باور کنی
یا نودتا بنفعت حرف می زنن
تا تو فکر کنی اون ده تایی هم که به ضررت هست درحقیقت از روی دلسوزی و خیرخواهی هست
نه دادا این حقه ها دیگه رنگی نداره
از اونجا که دروغ دروغ میاره
ناچار شد برای اثبات دروغش ی دروغ گنده تر بگه
گفت:از آنجا که آمریکا دنبال قدرت گرفتن چین در منطقه هست!!!
واقعا؟؟؟
آمریکا تیک تاک چینی رو از کشور خودش جمع کرد
بعد بیاد ی کاری کنه که چین قدرت بگیره؟
علاقه داشتم برای جهان اسلام یک نشان درست کنم. وقتی حضرت امام فرمودند که نشان شیر و خورشید باید عوض شود و کشور به نشان جدیدی نیازمند است، به صورت جدی ایدهام را پیگیری کردم و به مرور سیاهمشقهای قبلی پرداختم. در این نماد سه رکن اساسی حکومت اسلامی از دیدگاه قرآن وجود دارد یعنی کتاب، ترازو و آهن یا به عبارت قرآنی کتاب، میزان و حدید. جزء قائم میانی، در ترکیب با شکل تشدید که در خط فارسی و عربی نشانه شدت است، شمشیر را تداعی میکند، قائم و ایستاده که خود نماد و قدرت و استحکام و ایستادگی است و این برداشت تعبیری از کلمه حدید است در کتاب الله (... انزلنا الحدید فیه باس شدید) و ترکیب کاملا متقارن شکل، بیانی از حالت تعادل و توازن که این نیز برداشتی تعبیری است از کلمه میزان در کتاب خدا (والسماء رفعها و وضع المیزان). پنج جزء تشکیلدهنده علامت که اگر به پنج اصل پایه دین برگردد اصل توحید را در حکم عمود و ساقه اصلی در میان دارند، گذشته از آنکه در ترکیب کلی خویش کلمه الله را بیان میکنند، عصارهای از کلمه توحید یعنی لا اله الا الله را نیز در دستور خود مستتر دارند. خطوط هلالیهای طرح که در یک دایره محاط است با تداعی نصفالنهارهای کره، جهانی بودن دعوت اسلام را تجسم میبخشند. کلمه الله به صورت کروی طراحی شده تا نشاندهنده پیام جهانی آن باشد. هلالیهای تعبیهشده در این آرم از نقش مبارکی ریشه میگیرد که حضرت رسول (ص) بارها با شمشیر مبارکشان به عنوان امضا روی شنها ترسیم کردهاند.»
«این شعار 11 بار در رنگ سرخ و 11 بار در رنگ سبز یعنی 22 بار تکرار میشود و این اشارهای است به بیست و دوم بهمن 57. قالب راست گوشه خط نوشته الله اکبر یادی است از کوبندگی این شعار و این همان خطی است (خط بنایی) که شعار الله اکبر را بر بلندای اذان و بر گنبدها و منارههای الله اکبر در مساجد اسلامی نقش میکرده و اکنون بر بلندای پرچم ایران نشسته است. کلمه قرمز الله منقوش بر پرچم جمهوری اسلامی بیانگر مبدأ و منتهای آفرینش است (الی الله المصیر) و هدف و غایت حکومت اسلامی را نشان میدهد.
طراح پرچم: دکتر حمید ندیمی
در مورد مسائلی که اطلاع کافی ندارید اظهارنظر نفرمایید.
و هرچیزی را باور نکنید.
میگه الان همه چی پیامکی شده چطور جعل صورت گرفته؟
خوب
قبلا که پیامکی نبوده
بعد هم یک سر برو دادسرا ببین پرونده های جعل رو
شما با خانواده ی مجرمین نشست و برخاست نداشتی که بدونی برا دور زدن قانون چه خلاقیتهایی به خرج میدن
تعداد دقیق نمک نشناس ها را نمی دانم
ولی همه شان خودشان را حق به جانب می دانند
مادری که تو را بزرگ کرده است
حالا اگر سختی کشیدی
اگر توهین شنیدی
اگر آنچیزی که رویاهایت بود نبودی
ولی او تو را بزرگ کرد
تو در دامان او بزرگ شدی
و حالا هم از بزرگ شدنت داری استفاده می کنی
وضعت خوب هست
درآمد داری
خانواده داری
برای خودت شخصیت داری
حالا طلبکار هم هستی؟
او تو را خوب بزرگ کرده
تو فرصت رشد داشته ای
که حالا
یک کشور غریبه
دست رد روی سینه ی اتباع خودش می زند
و تو را راه می دهد
کار می دهد
حقوق می دهد
به تو اجازه می دهد از منابع آن کشور بهره ببری
جای خودشان تنگ تر می شود
ولی تو را می پذیرند
اگر از همان ابتدا در آن کشور در دامان مادر دیگری دنیا می آمدی
الان این نبودی
ممکن بود همان کشور دست رد به سینه ی تو بزند
برای کسی که در دامان مادر خودت متولد شده و رشد یافته است
چرا این ها را نمی بینی؟
اگر در همان کشور متولد شده بودی
طعم خانواده را نمی چشیدی که الان آرزوی بودن در کنارشان را داشته باشی
ولی لگد هم بپرانی
همه جانبه نگر باشیم
هیچی هویجوری
آزمون آموزگاری امروز برای دومین بار در طی سال برگزار شد
شاید بگیم خوب به من چه؟به ما چه؟
ولی اگر بچه دارید بدونید
که بیشتر از انتخابات تو زندگیتون تاثیر داره
ی معلم گند دماغ بی اخلاق
کافیه که زندگیتونو برای همیشه تلخ کنه
انشاءالله همه ی آدمهای صالح و عاشق مربیگری قبول و گزینش بشن
نه هر ی سرو دوپایی که راه میره
معلمی که با ناخن کاشته به بچه آموزش وضو گرفتن میده
کارش با کدوم ساحت تربیتی مطابقت داره؟
قبول دارید مشکل افراد مخالف نظام، اقتصادی نیست؟
به نظر میرسد غالب افرادی که در رأی دادن مشارکت نکردند، دغدغه اقتصادی نداشتند. هرچند این موضوع را بهانه کنند.
چند نمونه: بازار فرش دارد. منزلش چیزی شبیه قصر است. یک پایش خارج از کشور است و خلاصه از نظر مادی در ایران در بازه زمانی ۳۰سال به ثروت انبوه رسیده.
اما نه خودش رای داد و نه گذاشت خانوادهاش رأی بدهند.
اما در مقابل خانوادهای را میشناسم با سه فرزند. شغل متوسط پدر در خانواده امکان پشتیبانی مالی خانواده را نداشت. دو پسر کار میکنند تا خانواده را حفظ کنند. همیشه مستاجر... اما مادر عضو بسیج محل است. در تمامی فعالیتهای فرهنگی برای رضای خدا بدون ریالی حقوق و درآمد کار میکند. همیشه در همه انتخابات یکی از ناظران صندوقهای رای بوده، سختگیرانه، که خللی در سلامت و امنیت رایگیری ایجاد نشود. بارها شرایط خانوادگی به حدی رسیده که به کمک مالی فوری نیاز پیدا کردهاند. اما تابحال حتی یک بار یک جمله ضد نظام، مملکت، دین، آیین، رهبر و حکومت از خانواده ایشان نشنیدهام.
و این دو مقایسه بسیار مشابه دارد.
دخترخانمی همین اواخر گفت در دیجیکالا کار میکند. ماهانه ۲۲ میلیون حقوق دارد. موفق به خرید ماشین و خانه به شکل قسطی شده در این سال ها و...
اما با بدترین ادبیات از ایران و اقتصادش میگفت و اینکه اینجا جای ماندن نیست. و وقتی پرسیدم دقیقا چه انتظاری با این سن و سال از خودت داری که داشته باشی و نداری، پاسخ مشخصی نداشت.
آقا پسری در یک جلسه کارآفرینی از موفقیتش در زدن چندین کافه در شهرش میگفت و سود و سرمایه چند میلیاردی ظرف سه سال؛ اما به طرز بدی به حکومت بد و بیراه میگفت و احساس نقصان و بدبختی میکرد...
خانمی ایرانی از گرانی قیمت خانه در کانادا میگفت که بیداد میکند. از حتی روغن زیتونی که توان خریدش را دیگر ندارد. از هزینههای سنگین انرژی میگفت. از اینکه پسرش بعد از ۱۵ سال! موفق به استخدام در شغلی با ۴۰۰۰ دلار درآمد شده که ۲۰۰۰ دلار را باید به بانک بابت خرید قسطی خانه بدهد و حدود ۷۰۰ دلار پول هزینه انرژی میدهد و ۵۰۰ دلار هم پول خرید قسطی ماشین و به همین خاطر خانمش هم کار میکند که خرج زندگی در بیاید. اما با این وجود در هر حال خودش را قانع میکرد که احتمالا وضعیت بحرانی اقتصاد کانادا بهتر از ایران است...
یا تمام کسانی که در پایتخت زندگی میکنند به جهت رفاه و دسترسی به شغل و امکانات و تحصیلات و سیستم پزشکی خیلی جلوتر از بسیاری شهرستانها هستند، اما میزان مشارکت مردم در بسیاری از این شهرها از میزان مشارکت مردمان پایتخت و امکانات رفاهیاش که توسط حکومت فراهم شده، بیشتر است.
واقعا چه تجزیه تحلیلی در این خصوص دارید؟
✍️ثبت مشاهدات، تجارب و یادداشتهای یک ایرانی در هلند، فرانسه و ایران
@ninfrance
دوست نداشتم اینجا بنویسم
خاطر خوانندگان مکدر می شود
از خواندن درباره ی مرگ ناراضی هستند
اما
این یکی نوبر است
قدیم ها معتقد بودند
چای مراسم عزای آدمهای سن بالا را بخوری
عمرت زیاد میشود
پس اگر شما هم خبر وفات یک آدم نود و پنج ساله را بخوانید
شاید تاثیری برایتان داشته باشد
او بالاخره دار فانی را ترک کرد
من سر نماز میراثش را بین بچه هایش تقسیم می کردم
و دلواپس پسرش بودم
که سر ندانم کاری پسر خودش
کلی طلبکار دارد
و الان طلبکارها میریزند سر ماترک
و چیزی برایش نمی ماند که هیچ
همینی را هم که دارد از دست می دهد
چون تمام زندگی اش بنام پدرش بود
و حالا
...
حتی خانه اش را هم از دست خواهد داد
نود و پنج سال زندگی
میشود یک طومار بهم پیچیده
برای نکیر و منکر و پاسخگویی
چند روزه بهشون می گم جمع کنید برید تو لونه تون
تو خونه تون
تو همون جای امن خودتون
ولی گوش نکردن
باور کنید جناب سعدی
خیلی زیر لب زمزمه کردم
میازار موری که دانه کش است
ولی
ولی دیگه صبرم تمام شد
همچین بی آزار هم نیستند
اگرچه جان شیرینشان را خوش دارند
الان اینجا روی ورقه های پخش شده ی کف اتاق
جلوی چشم من
دو عدد مورچه در حال دست و پا زدن هستند
دل ندارم فشارشان بدهم تا راحت شوند
بردم انداختمشان جلوی مورچه های دیگر
اما آنها هم برایشان مهم نیست
راهشان را می کشند و می روند
بعد تو روی من برمیگردند و داد می زنند
خودت کردی خودت جمعشان کن!!!
بعدا نوشت:
چرا این مورچه داد نمی زند
کمک نمی خواهد
شاید یک مورچه ی دلسوز پیدا بشود
بیاید کمک
شاید هم حالش خیلی خراب است
قدرت دادزدن ندارد
شاید هم دکتر ندارند
شاید هم فرهنگ جامعه ی مورچه ایشان این است که فقط سالم ها حق زندگی دارند
شاید هم فقط یک رعیت ساده بوده
جانش برای ارباب مهم نیست
یک مورچه پیدا کردم
با کاغذ آوردم انداختمش سر راه مجروح
اختلاطی کردند و گذاشت رفت
مورچه عاقبت جان داد
بی حرکت شد
وای خدای من
حالا حتما در برزخ می آید سراغم
با آن پاهای ظریفش
و شاخکهای نازکش
مرا به بند می کشد
می برد سمت جهنم
آه
ــ
☑ به به چه حرف خوبی آن شب امام ما گفت ♪ツ
حرفی که خواب دشمن از آن سخن برآشفت ♪ツ
☑ حرف امام این بود: در سرزمین ایران ♪ツ
☑ پاینده است اسلام ♪ツ
☑ تا هست نور ایمان ♪ツ
☑ ما بچههای ایران جنگیم تا رهائی ♪ツ
ترسی به دل نداریم از رنج و بی غذایی ♪ツ
☑☑ فریادمان بلند است ♪ツ
☑ نهضت ادامه دارد ♪ツ
☑ حتی اگر شب و روز بر ما گلوله بارد ♪ツ
![]()
☑ از توپ و تانک دشمن ♪ツ
☑ هرگز نمی هراسیم ♪ツ
☑ دشمن گیاه هرز است ♪ツ
☑ما مثل تیغ و داسیم ♪ツ
☑ دشمن خیال کرده ♪ツ
☑ ما نوگل بهاریم ♪ツ
☑ امام امام ما گفت ♪ツ
☑ ما مرد کارزاریم ♪ツ
☑ فریادمان بلند است ♪ツ
☑ نهضت ادامه دارد ♪ツ
☑ حتی اگر شب و روز بر ما گلوله بارد ♪
چند تا وبلاگ خوب پیدا کردم
که هر روز می نویسند
گذاشتمشون تو قسمت پیام رسان بلاگ اسکای
بعد وبلاگمو باز می کنم
میبینم
پیام دارم
ذوق می کنم
همونقدر که پستچی میاد پشت در
با اینکه میدونم چی آورده
ولی باز ذوق میکنم
ممنون از بلاگ اسکای
بابت این امکانش
طبق معمول هرروز
صبح زود کرکره ی مغازه را بالا داد
چند دقیقه بعد اولین مشتری برای خرید یک قالب پنیر وارد مغازه شد
علی آقا را ندید
چند بار صدا زد
اما جواب نیامد
تنها یک ردپا به جا
مانده بود اون دور و برها
بله
البته ردپایی نبود
مشتری قصد داشت مغازه را ترک کند که از پشت دخل صدای زنگ خوردن موبایلی را شنید
خودش را به پشت دخل رساند
و پیکر بی جان علی آقا را دید
علی آقای مهربان
محافظ بچه های محله
و مامور گذراندن آنها از خیابان
بدنبال سکته قلبی
درگذشت.( الان میگن بخاطر واکسن بوده)
حالا بچه های کوچه یک جورهایی بی مراقب شدند
برای ما درک کردن مرگ و یهویی بودن آن هنوز جانیفتاده است.
خداوند علی آقا را بیامرزد.
مرد مهربانی بود.
خیلی کار دارم
خیلی
کاش کارآگاه گژت وار کلی اسباب کمکی داشتم
ولی ندارم
پس مجبورم
کزت وار برم کارها رو انجام بدم
خدایااااااا
یک نظر لطفی به همه ی ملتمسانه دعا بفرما
متاسف شدم برای آموزش و پرورش
برای بچه های بی گناهی که
مجبورند روزی پنج ساعت معلم بی اخلاقشان را تحمل کنند
معلم ناخن کاشته ی ریمل زده با ی مانتوی تنگ که بزور توش جا شده
و خودشو از بچه ها جدا میبینه
و همش ایش و اوش تحویل بچه می ده و رو برمیگردونه
بدرد سطل زباله میخوره نه معلمی
متاسفم که معلم ها پالایش نمیشن
هیچ نظارتی روشون نیست
نظام رتبه بندی هم همش کشک و دوغ
اکثر مدیران رعایت همکارشونو می کنن
و منطق فکریشونم این هست که
سایر مدیران طبق حقیقت پر نمی کنند
و اگر من طبق حقیقت پر کنم همکارم ضرر می کنه و حق الناس میشه!!!
چون معلمها تو محیط بسته ی مدرسه هستن
اثبات ادعایی والدین بسیار سخت هست
فقط بچه آرام و بی سرو صدا ذبح میشه
من مدرسه را دوست ندارم
حق دارن طفلکی ها
آغاز زندگی مشترکشان مقارن با دعوا و بلوا شد.
خیلی بد شد.
کاشکی بزرگترها خویشتنداری می کردند و تخم تلخ کینه را در دل تازه عروس و داماد نمی کاشتند.
وقت برای دعوا و کشمکش زیاد بود ولی آنها گذاشتند همان بیخ و بن عروسی
همه ی دلخوری ها را تلمبار کردند و
سر عروسی بالا آوردند
استفراغهای روانشان زندگی را به کام عروس و داماد زهر کرد
البته اگر عروس و داماد بالغ و فهمیده باشند می روند پی روزگار خوش خودشان
ولی فراموش کردن سخت است
و اصولا آدمها نقاب مظلوم بودن را بیشتر از بخشنده بودن دوست دارند
طفلکی داماد
ناز و غمزه ی عروس کم بود
با این وضع اضافه هم شد
البته این نظر من هست
چون میبینم همه ی کاسه کوزه ها سر مادر داماد خراب شده است
البته شاید داماد هم بی تقصیر نباشد
باید برنامه ریزی می کرد و با اعلام برنامه به خانواده هاو عمل بر طبق برنامه از این کشمکش بیهوده پیشگیری می کرد
نمی دانم
خلاصه اینکه خیلی بد شد
اینجا بالاخره زمستان شد
بالاخره هوا سرد شد
برای مبارک پایی زمستان چه قربانی کنیم؟
گناهانمان را.
عفت شکم
صفت بسیار ارزشمندی است
آن را درخودتان تقویت کنید
افرادی که عفت شکم ندارند
پست شدنشان با پیاله ای رخ می دهد
برای پیاله ای عربده می کشند
و با پیاله ای خودشان را می فروشند
دو دستی شغلش را چسبیده و دل مشغولیات خودش را.
بچه اش مریض است.
دل ندارد کمی وقت هم خرج بچه اش کند.
بچه چیست دیگر؟ بلای جان.
این طرز فکر خانم دکتر(پزشک نه ها) است.
حال بچه وخیم می شود
مقصر این وسط بچه هست
در دنیای مادر دکتر تحصیلکرده نباید ظاهر میشد
وقتی می خواست از بهشت فرود بیاید باید چشمانش را باز می کرد و جای درستی برای فرود انتخاب می کرد
وسط مَشغله های یک خانم دکتر دانشگاه رفته ی شاغل اصلا جای مناسبی نبود
حالا مجبوریم بسوزی و بسازی
مادر داری ولی انگار نداری
این تحصیلات که آدم را از فطرتش دور می کند به چه کار می آید؟
زمستان را چه کسی دزدیده است؟
ما از گرما خفه شدیم
کم مانده دست به کنترل شده و اسپلیت را روشن کنیم
اینجا ما منتظر پاییز هستیم
چون الان تابستان هست
البته شاید منتظر پاییز هم نباید باشیم
ظاهرا تابستان دامنه ی وجودی اش را وسعت داده و همه ی زمان ها را فرا گرفته است.
طاغوت گرما ما را اسیر خود کرده است.
چرا هیچ کس کاری نمی کند؟
چرا هیچ کس ناراحت نیست؟
چرا هیچ کس غر نمی زند؟
چرا هیچ کس با فصل ها دست به یقه نمی شود؟
چطور است گرما را هم بیندازیم کول انقلاب اسلامی و دهان گشاد بدون در و دروازه را باز کنیم و در عقل را تخته کنیم و با چشمان بسته بدون دانایی فحش بدهیم؟
امروز زدم به در تنبلی و
خوابیدم و
نرفتم.
بعد هم دروغ گفتم
که جایی کار داشتم و نتوانستم بیایم.
البته شاید دروغ هم نباشد
خوابیدن در خانه هم کار است دیگر.
در اصل نخواستم که بروم
چون یکهویی برای خودشان برنامه ریختند و بساط چیدند
مستقیم هم ما را دعوت نکردند
خبر را دادند دست باد تا به گوش ما هم برسد
خلاصه نرفتم و کمی هم متحمل ضرر مالی شدم
حالا کاری است که شده
تازه موبایل لعنتی هم نگذاشت بخوابم
درینگ درینگ درینگ درینگ
و اینچنین از شیر شنبه و دوغ جمعه افتادم
ایران هم که باخت
غوز بالا غوز شد
من دچار توهم شیپور(همون بوق) شدم
صدای شیپور تو گوشم هست
همراه با بوق ممتد ماشین ها و موتورها
یعنی مثلا ما بردیم
امروز هم به غیبت گذشت
و البته کمی آمیخته با خبرچینی
یا به گفته ی شیطان نقل رویدادها و حوادث بدون کم و کاستی!!!
ماه رجب عده ای معتکف می شوند و عابد
ما می رویم برای خودمان دنبال ماجراجویی
و خودمان را با انسان های قاطی پاتی قاتی می کنیم
و وقتمان را هرز می دهیم برود
درگیر مسائلی میشویم بی نهایت بیخودی
که حتی ارزش بازگفتن را ندارند
سنخیت من با این انسانهای بی اعصاب در چیست؟
فردا باید برم یک جایی
ولی اصلا دوست ندارم که برم
حوصله هم ندارم برم
بدتر اینکه صبح زود باید برم و ظهر برمیگردم
ناهار ؟؟؟
آخ
باید کله ی سحر بیدار بشم ناهار بپزم
اووووف
سلام به همه ی آنهایی که بی هدف تو دنیا پرسه می زنن
و الکی خوشن
و ی سلام به همه ی آنهایی که هدف الکی دارن تو این دنیا و بازهم الک خوش هستن
و ی سلام می کنم به همه آنهایی که دنبال رسالت زندگی شان هستند
می دانند از کجا آمده اند
به کجا می روند
و سخت تلاش می کنند
برای ابدیت
برای بقا
قرار بود امروز بروم تحقیق و تفحص
ولی کو وقت؟
در راستای تحقیق و تفحص قرار بود صبح یک تماس تلفنی هم داشته باشم
اما یادم رفت
با تحقیق یا بی تحقیق
درهرصورت کار انجام خواهد شد
تحقیق آدم را آماده تر می کند برای مواجهه با موقعیت
پیش فرض ذهنی داشتن بهتر از ذهن خالی است
اما اینبار
بگذار شرایط را بچشند
من هم به کارهای خودم برسم
بخور و بخواب و خوش باش
خیلی سخت هست
رها شدن از شر غیبت.
برای رهایی باید در دهان را گل گرفت و
در گوش ها پنبه کوبید.
اما با این ذهن سیال هرزه ی همه جا گرد چه باید کرد؟؟؟
ذهنی که درست تربیت نشده است
راست شدنش بسی سخت و طاقت فرساست.
دیشب رفتیم مثلا صله ی ارحام
چه شد؟
با انبانی از غیبت برگشتیم.
حال خودمان را خراب کردیم.
ده تا به حساب شیطان واریز شد.
انگار به اسرائیل کمک کردم.
شیطان در گوشم می گوید:
شما از عملکرد شخص ثالث انتقاد کردید.غیبت کجا بود؟
و قاه قاه می خندد.
و ادامه می دهد: شما ترسوهایی هستید که جرات ندارید مقابل خودش حرف بزنید.
بی عرضه هم هستید چون نمی توانید در مقابلش بایستید.
پس دهان به غیبت می گشایید تا دلتان خنک شود.
ولی نشد چون آتش غیبت به جانش افتاد
و باز می خندد.