از انچه ناراضیم

همه انچه که نباید اینگونه باشد

از انچه ناراضیم

همه انچه که نباید اینگونه باشد

هنگ

انقدر این بچه

رو صفحه ی این گوشی لمسی طفلکی فشار اورده

گوشی هنگ کرده

یاد روح ادمیزاد افتادم

انقدر تحت فشار رذایل اخلاقی بوده

الان هنگ

اصلا بالا نمیاد

که بخواد بگه منم هستم

محسوس

برا زنها ثروت مرد مهم

برا مردها زیبایی

اینو تو قرانم نوشته که با کافر ازدواج نکنید

اگر زنی باشد که زیبایی شگفت انگیز داشته باشد

یا مردی که ثروتی هنگفت

حالا اگه تو فرهنگ ما اینجور بود که زنها به خواستگاری میرفتن

مردها برای تولید ثروت بیشتر تلاش میکردن

تا توسط زن بهتری انتخاب بشن

اینجوری شاید وضع کشور این نبود


الان چون مردها میرن خواستگاری

دخترها گوی رقابت را از تیپ و زیباییهای ظاهری از هم میربایند

و شده است این جامعه امروزی

این خوشگله مال کیه؟


حالا شاید واقعیت زیرین جامعه این نباشه

ولی چیزی که محسوسه همینه


بنده خدا


زنی زیبا 

که به هوو مبتلا شد و

با وجود شش بچه

راهی جز ماندن نداشت

این را ما از پشت اکواریوم زندگی اش تماشا میکنیم

حقیقت درونش را نمیدانیم

مثل امروز

که رفتنش را نظاره گریم

و بیخبرانه برای مرگ نابهنگامش چرایی میکنیم

مگر مریض بود؟

چیزیش نبود بنده خدا

و شویش ماند و هوویش

ای چه جالب

یاد چرخ زاپاس ماشین افتادم

حالا شوهرش تنها نیست

چون از قبل بفکر بوده

اگر الان با این سن و سال و شش بچه ای که تبدیل شده اند به دوازده نفر منهای بچه هایشان

و ورشکستگی و اینجور مسایل

قصد زن گرفتن میکرد

هیچکس زنش نمیشد.

اماالان مشکل تنهایی ندارد

تاحالا به زن دوم از این دید نگاه نکرده بودم

و زنی که میتواند به همه شکلی دربیاید

و هر نقشی را بپذیرد

مثل اب



تخته

هی میگم برم فستیوال مهر مادر شرکت کنم

برنده بشم

پولدار شم

برم با پولش برا کلاس این بچه

ی تخته شیشه ای بخرم

نوشتنم نمیاد

این مدرسه دولتی

درب و داغون

چندتا خیر مدرسه ساز نیازه

کاش خودم پول داشتم بهمراه اختیار پول


معرفی

ostad_shojae@

به کانال استاد محمد شجاعی در ایتا بپیوندید

یک فایلشو گوش کنید

فایلاش ده پانزده دقیقه ای هست

حتما ارتباط برقرار میکنید

اگه نتونستی ارتباط برقرار کنی

محض ازمایش یکی دیگه هم گوش کن

اگر نشد

بدون از خودت خیلی دوری خیلی زیاد


اخ جان

اخ جون

باهزار سختی و مشقت از جا کنده شدم

تا بروم بسمت کلاس

که دیدم استاد پیام داده

کلاس امروز کنسله

و چه فوران ذوقی در من رخ نمود

که ای جانم

هفته قبل خودم کنسل کرده بودم

این هفته روم نشد مجدد کنسل کنم

و این خدای بزرگ جهان افرین

خواسته ام را اجابت کرد

ستودن مر اورا ندانم همی

از اندیشه جان برفشانم همی

مهر مادر فستیوالی

فستیوال مهر مادر

برگزار کننده :بیسکویت مادر

آهی پر حسرت 

از اعماق جان برمیفشانم

باید از بیسکویت مادر قدر دان باشیم

همه مان

که مادر بودن را تبلیغ میکند

مهر مادر را یادآوری ،

کاش دیگرانی هم بودند 

تا مادری را بستایند انقدر که فستیوال مهر مادر بیسکویت مادر در میانشان گم میشد

اما نیستند


انقدر مادر بی مهری دید

تا الان همین دقیقه رسیدیم به این نقطه

اینجا که دیگر مادرشدن سخت شده است

هر زنی مادر نمیشود

برخی نمی توانند و

برخی نمیخواهند

چون بچه داری سخت است

یا چون ارزش اجتماعی ندارد

با این همه دلنگرانیهای اینده محور

که هرروز به جامعه تزریق میشود

اعصابهای ضعیف و حوصله های سرآمده

منیت های پف کرده و

پفک نمکیهای الوده

ویروسهای جدید

بارداریهای پر هیاهو

و زایمانهای پر دردسر و

پزشکان بی مهارت و

ازهمه مهمتر هزینه پوشک

و...

موانعی هستند بر سر مهر مادر






دویست و شش

اینماه دو تا دویست و شش

به جمع ماشینای فامیل اضافه شد

باباها دست به جیب شدن و

یکی برا دخترش  و اون یکی برا پسرش

ماشین خریدن

تا تو راه دانشگاه خسته نشن یوقتی

 اینو خودشون گفتن

اما

حالا هرکی ی نظری میده

یکی پدری که برا پسرش ماشین خریده رو تشویق کرد

چون بنظرش این بچه هم باید ذوق کنه تو زندگیش!!!

حالا خود این ادم تاجایی که من دیدم مدام تو ذوق بچه هاش میزنه

انقدر که منم فهمیدم

اما یکی گفت 

برا دخترشون ماشین خریدن تا براش شوهر پیدا بشه!!

شما که منو میشناسین

به این قبیل مفاهیم حساس

جمع فامیل بود

وگرنه دمار از روزگار این ادم در می اوردم

حالا هم منتظرم تا فرصت پیدا بشه

حالشو بگیرم

چنان بگیرم که بفهمه 

زنان مجرد از زنان متاهل شادترن

اینو من نمیگما تحقیقات گفته

کتاب برا زیر سه سال

بچه ها باهم فرق دارن

ولی تو این سن کتابایی با نوشتار کم دوست دارن

مثل کتاب 

سلام و

لطفا بگو لطفا

از انتشارات کانون پرورش فکری

خودتون برا صفحات کتاب قصه بسازین

و بعدش بخواین بچه ی چیزایی رو تو تصویر نشون بده

خلاقیت بخرج بدین و سرگرمش کنین

فرشته ها باهم می ایند

این هفته سه نوزاد به جمع فامیل اضافه شد

یکیش طبیعی بود

دوتای دیگش خواست خدا

چون هر دو خانواده توسط پزشکان محترم محروم از داشتن فرزند تشخیص داده شده بودن

اما خدا خواست و نی نی ها صحیح و سالم دنیا امدن

البته پس از تحمل خروارها استرس تزریقی به مادر بچه ها توسط پزشکای امروزی

امیدوارم

اون ذوق دنیا امدن طفل پررنگ پررنگ تو وجودشون بمونه

تا خدای ناکرده فردا بچه رو تنبیه و تحقیر نکنن

فقط بخاطر اینکه بچه است و نمیتونه سرجاش بشینه

مثل ی بنده خدایی

بعد دوازده سال

پس از مایوس شدن از داشتن طفل

بخواست خدا باردار شد و

از همون لحظه ی اول شنیدن خبر بارداری گوسفند زدن زمین

تا یکسال بعد از تولد بچه

راه براه قربونی کردن

الان حوصله بچه پنج سالشونو ندارن

فکر میکنند ی تیکه اتش

که توسط شیطان اجیر شده 

تا نزاره اینا به استراحت و تفریحشون برسن

صبح میره مهد برا بعدازظهرم میخوان پرستار بگیرن

هرجا میرن انقدر ناله میکنن

که طرف فکر میکنه این بچه شیطان واقعیه

ولی اون بچه فقط ی بچه است

که از بس تحقیر و شکنجه کلامی شده

مجبور بوده مرتب ومنظم و متشخص باشه

ترمز بریده


خدایا کی بریم دیدن نی نی ها

نوزاد  جذابیت خاصی داره

نکنه بریم اونجا فیلمون هوس هندستون کنه!!!

نقد


به هیچکس نمیشه انتقاد کرد

داشتیم خیلی خوب و خوش حرف میزدیم

وقتی چند انتقاد به عملکرد مطرح شد

ورق برگشت

همه جا دستهای پشت پرده درکارن

مافیا تو بی ارزشترین امورات در جریانه

و تلاش میکنن غریبه ها وارد جمع نشن

رخنه نکنن

چرا اینجوریه؟

من که از جریانات هیچ خبر نداشتم

فقط گفتم ایکس با توپ پر امده بود و معلوم بود بزور رو صندلی نشسته

و همینطور گفتم

ایگرگ که پارسال داور بود نباید امسال بعنوان شرکت کننده وارد رقابت میشد

چون وقتی انقدر حرفه ای هست که قدرت تمیز خوب و بد و ارزشگذاری رو کارای دیگرانو داره

باز نباید بیاد تو ردیف تازه کارا رقابت کن

بهشون برخورد شدیدو گفتن خیرپیش و

اگر اعتراض داری شما هم برو اعتراضتو بده

خوب وقتی من نمیدونم از کجا امتیاز نگرفتم به چه اعتراض کنم؟

بهشون گفتم پس پرونده منو بدین تا براساس ان اعتراض کنم

گفتن پرونده ای در کار نیست

داورا تو دفترچه های خودشون امتیاز دادن!!!

این درحالی که قبل از آغاز رقابت جدول امتیازدهی به ما نشان دادن و گفتن بر این اساس امتیاز داده میشه


ادم نمیدونه چکار کنه

تو هیچ رقابتی شرکت نکنه

یا بره شرکت کنه و اینجور بی هدف و بی نتیجه


دوست دارم اگه انتخاب نشدم

حداقل بدونم ایرادکارم از کجا بود تا خودمو اصلاح کنمو رشد کنم

من شرکت کننده در رقابت با اونی که به خودش زحمت نداده وارد جریان رقابت بشه

باید ی فرقی داشته باشیم

الان فرقمون این هست که من سرخورده شدم

اون به ریش من میخنده

انسانشناسی سدید2

می دونین

 مشکل کجاست ...

اکثریت خیلی از افرادی که تو این دوره ثبت نام کردن.   محرک اصلی شون شناختی بود که از استاد پناهیان داشتند و از اونجا که گفته شد این دوره بر اساس تفکر و آموزش های استاد هست و اکثریت دنبال کننده ی مباحث ایشون ...

در مقایسه با سلسله مباحث آقای پناهیان که واقعا قوی العادن ما انتظار یک مدینه فاضله از این دوره تو ذهنمون شکل گرفته بود .... و نظراتی که از شرکت کنندگان قبلی میدیدیم اینو تثبیت کرد ....



با سلام وخداقوت.

چند اشکال.

چنانچه فیلم یا صوت کامل جلسات بود بهتر بود تا اینکه نیمی نوشتار ونیمی صوتهای کوتاه.

مطالب مثل کتب روانشناسی عنوان شده بود .وبریده بریده.

اینجا هم مثل بقیه دوره ها حرفی از چگونه طی کردن مسیر نیست.حرفی از چگونه فکر کردن نیست.

ولی خب واقعا اگه سه چهار تا از سلسله مباحث استادو به جای این دوره دنبال میکردیم ممکن بود دستمون چه بسا خیلی پر تر باشه 


 

ادامه مطلب ...

درگیری

ذهنم بشدت درگیر دو تا جمله است

که یکیشو همین الان شنیدم

اون یکی رو پنج روز پیش

انقدر این دو جمله سنگین هستند

سونامی راه افتاده تو مغزم

شکست انتخاباتی هم که بهش اضافه شده

رشته های اعصاب تو مغزم دارن له میشن

فکر کنم بزودی خون دماغ بشم

دوره انسان شناسی سدید1

دوره انسانشناسی کانال سدید شرکت کردم

انتقاداتی به دوره و نحوه برگزاریش مطرح شد

خودمم معتقدم اونجوری که انتظار داشتم نبود

پاسخ برگزار کنندگان دور از انصاف بود

اگه شاگردای تربیت شده پناهیان اینجور هستن

از پناهیان هم دلزده شدم

شما اگر قصد ثبتنام در این دوره رو دارین مطلبو ادامه بدین درغیراینصورت خیر

تو سایت و کانال سدید فقط پیامهای تعریف و تمجیدومیزارن

منم اینجا انتقاداتو گذاشتم

تا ادمها با اطلاعات کامل ثبتنام کنن 


پیام یکی از اعضا:

نکاتی راجع به برگزاری دوره:

بهتر بود رویکرد انسان شناسانه دوره در تبلیغات ذکر شود من خودم از زاویه ی یادگیری درخصوص از کجا امده ام امدنم بهر چه بود در دوره ثبتنام کردم که با چیز دیگری مواجه شدم.

شایسته بود درهمان تبلیغات متذکر میشدین انسانشناسی شامل سه دوره یا سه مرحله است بدوی تکمیلی تربیت کودک هر کدوم با این هزینه ی مشخص.  تا مخاطب با اطلاعات کامل برنامه ریزی و انتخاب کنه که وارد دوره ها بشود یا نشود الان ما انگار مطالب نصفه ای رو یاد گرفتیم که برای کاربردی شدنش باید وارد دوره بعد هم بشیم درصورتی که از اول اینو نمیدونستیم

نحوه برگزاری کلاس هم مطلوب نبود در سرفصل گفته شد چهل و پنج دقیقه درس پانزده دقیقه پرسش و پاسخ درحالیکه پانزده دقیقه درسهای ضبط شده تو کانال ارسال میشد و استاد غایب از نظر.

راس ساعت هم شروع نمیشد.

صداهای اضافه ی محیطی هم بنظرم زیاد بود

کاش سوالات پس از طرح شدن جواب داده میشدند که متاسفانه خلف وعده شد و مااز سوال پرسیدن منصرف شدیم. علیرغم اینکه اخر هر جلسه به مباحثه تاکید میشد گفتگو با اعضای کانال ممنوع بود خوب با کی باید بحث میکردیم؟بهتره ی گروه موازی دوره تشکیل بدین تا حداقل اعضا در ان گروه باهم همفکری و مباحثه کنند استاد هم با مطالعه گفتگوها حستب کار دستشون میاد که مطالب درست فهمیده شده یا خیر.

نظر فردی دیگر:

مطالب کلاس برای من خیلی جذاب و جالب بود ولی همونطور که گفتن مطالب تئوری بود و زیاد نمیشه تو زندگیمون پیادش کنیم چون جنبه عملی زیادی نداره 

و اینکه خب من الان دوره مقدماتی رو گذروندم 

و تا دوره تکمیلی رو نرم این دوره به کار من نمیاد 

خب واسه منی که تو یه شهرستان دور افتاده هستم امکانش نیس حضوری شرکت کنم ...کاش میشد راه حلی میگذاشتید 

الان نه راه پس دارم نه راه پیش

ادامه دارد

مردودی

یک باره دیگه انتخاب نشدم

دیگه شرکت نمیکنم

خیلی ناراحت شدم

اگرچه هی به خودم میگم

از اقبال و ادبار دنیا نباید ناراحت بود

ولی قلب ما که از فطرت دور افتاده

در حجاب ظلمت فرو رفته

این حرفا حالیش نیست

اینجا نوشتم که یادم نره

قراره دیگه شرکت نکنم


یاد دختران نینجا افتادم

فکر میکردن حتما برنده میشن

خودزنی هم کردن

و رباط پاره کردن

مچ پا شکستن

قومیت طرح شد

چشماشون برق میزد

ولی برق نگاهشون ب ی اشک پنهان تبدیل شد

وقتی پنجم شدن




بی ادب

ایکس رفته خارج از کشور 

کنسرت اقای ایگرگ

بعد تو کنسرت گفتن حضار محترم

فیلم و عکس ممنوع

بعد هیچ کی رعایت نکرده و

همه دوربین بدست 

ایکس هم از اول تا اخر مطلبش

مکررا به ایرانی جماعت فحش نثار کرده و

ایرانی رو درحد توان تحقیر

برخی هم همکاری کردنو

در نظرات گهربارشون

فرهنگ ایرانی رو کلا قلع و قمع کردن


بعد در ادامه ایکس حدس میزنه

که چون زنانی با لباسهای دوبنده درحال نواختن بودن

و احتمالا این موضوع برای اقای خواننده تو ایران دردسر میشه

گفتن عکس نگیرین!!!


 میگن مالتو سفت بچسب همسایتو دزد نکن

اگرچه وقتی طرف راضی نیست حق الناس 

اما

اینکه بخوای کسی دست به دوربین نبره

یا باید دوربینها و موبایلها ممنوع الورود باشن

یا اینکه

 راه حل دیگه نداره


خیلی راحت برا گرفتن چهارتا عکس و فیلم

به ایرانی بودن توهین میکنی

این حق الناس نیست؟

ایا همه ایرانیها اینجورن؟

حالا خودت رفتی ی کشور دیگه زندگی میکنی

هی ایرانیها رو تحقیرمی کنی؟


کاری که ادم انجام میده

یا خوبه که خوبه و نباید ترسی از افشاش داشته باشه

یا بده که بده پنهان و آشکارو نداره


اینا ادمای تحصیلکرده هستن مثلا


ستایش

سریالی که خیلی سری سال است

تمامی ندارد

سری سوم روی انتن شبکه سه هر شب میهمان خانه های مردم میشود 

باهزار عیب و نقص مثل ماشینهای ایران خودرو

من اگر بیننده این سریالم

علیرغم همه ی فیلنامه ی ابکی زپکی اش

فقط و فقط

بخاطر بازی داریوش ارجمند

که نتیجه ی چندین سال بازیگریش

بعد یکی مثل محمد سلوکی رو میزارن کنارش

گند میزنه به حال بیننده

یا یکی مثل نازگل!!!

ی مشت بازیگر نوپا

کنار ی پیر کارآزموده

تو ذوق میزنه

پری سیما دست و پا میزنه تا نقششو دربیاره

اما فیلنامه ضعیفه


اهنگ پایانی هم توسط موساد ساخته شده

تا غم و هرزگی و بیهودگی رو به بیننده تلقین کنه

هرشب به بیننده تلقین میشه

اگه بمیری هیچ کی ناراحت نمیشه

یعنی بود و نبودت فرقی نداره

فقط ننه ات افسرده میشه

صدا و سیما چی بخورد ادما میدی؟


پرسش

امروز طبق معمول درحال نماز حالت مکاشفه بهم دست داد 

با یک نرم افزار زبان تمرین میکنم

پنج امتیاز کسر میکنه

اگر هفت روز پشت سرهم تمرین انجام بدی

دو برابر امتیاز میده

اگه انجام ندی که امتیازتو از دست دادی

من دقیقا سرساعت تمرینمو انجام میدم

برای کسب امتیاز

پس یعنی سیستم ذهنی طبق دستورالعمل عمل و پاداش درست عمل میکنه

اما

چرا برای کسب ثواب اخروی سیستم فعال نمیشه؟

خدا جان شما پاسخ بده

ممنون

کوه


وقتی دیروز به دخترش گفت من مثل کوه پشتت هستم

نمیدانست امروز همسفراضراییل خواهد بود

 آه و دمی 

که خود را کوه میپنداشت

بدرود ای کوه

بدرود


حال خوب

هرچی درس خوندوکار کردو تجربه بدست اورد

باضافه همه ی علاقه مندیها و هنرش رپ

جارو کرد گذاشت ی گوشه و

 ارایشگر شد

چون معتقد

پول حالشو خوب میکنه

خیلی خوبه که میدونه

چی حالشو خوب میکنه و

میدونه چی رو حذف کنه و

چی رو جاش بشونه تا به هدفش برسه

حسادت


واقعا اگر اون به کار من علاقه نداره

دلیل بر ضعف کار من نیست

اگر اون قدرت نداره کار منو انجام بده

پس کار منو تحقیر میکنه

باید درکش کنم

باید بفهمم که حسادت ی حس مرموز

منم حسودم

جسمم به روحم حسادت میکنه

از همین رو سنگ میندازه جلو پاش

تا یوقت اوج نگیره و به اسمان نرسه

حسود هرگز نیاسود



شکست

الان پس از یک شکست درخدمتتان هستم

و به رقابتی که در پیش روی است می اندیشم

و اصلا حس رقابت ندارم 

پس حس تمرین و اماده شدن هم ندارم

اما شکست اکنون این است که 

دو ساعت و نیم تا سه ساعت

از روی رسپی شف طیبه

 کوفته بادمجان پنیری طبخ کردم

ولی

خستگیش به تنم موند

هیچ مزه ای نمیده!!!

علیرغم وجود جعفری و ریحان و پودر سیر،

نپخته اش خوشمزه بود

ولی وقتی پخت هیچی به هیچی


البته از انجا که دانستن مطالب فوق برای شما

از مصادیق علم بدون فایده نباشد

این را هم میگویم که

امروزه روز برای داشتن بچه نیازمند دلیل هستیم

یعنی اصل این است که بچه نمیخواهیم مگر

به دلایل مشروحی که باید توضیح داده بشن

چقدر عجیب است که فطرت انسان هر روز محجوب و محجوبتر میشود

بارخدایا

ما در دامهای پر پیچ و خم نفس و شیطان مبتلاییم

و از این دشمن قوی پنجه راه گریزی نداریم

و تاب مقاومت و جدال با او را نداریم

از هر دامی گریزان شویم

به دامهای دقیقتر و محکمتری دچار شویم

مگر لطف بی منتهای تو از ما دستگیری کند و

به سعادت و خیر مطلق رساند

و از این چاه ظلمانی طبیعت و هوی برهاند


امام خمینی

تولد

همین چند روز پیش

درحال گذر از خیابان

چشمم افتاد به پیرزن

که به آرامی و سختی

تقلا میکرد تا پاهای  نافرمان رافرمان دهد

برای سوار شدن بر مرکب

امروز اما متولد شد

از پیله ی تن رها شدو

به دنیای اعمالش پر کشید

بهشت ساخته است یا جهنم؟

نمیدانم

به هرحال شیعه ی علی است

چندروزی در بیمارستان جهنم می ماند

و بعد راهی بهشت خودش خواهد شد


روحانی و حضرت عباس

به روایت تدبیر تیمش،

برفرض به شما پیشنهاد دادن با ترامپ گفتگو کن

شما باید بخندی؟

یعنی واقعا تا حالا پای روضه ی حضرت عباس نشستی؟

فرض کن براش امان نامه اوردن

بعد عباس قهقهه بزنه که من نمیام


جناب

مقاله ی ایرانی نوشت رو رد میکنن

چون نویسنده اش ایرانیه

بعد تو میری بهشون دست میدی

کنارشون میشینی

قهقهه هم راه میندازی؟

اونم با کسی که نهایتی در دشمنی کردن ندارن که هیچ

اون برجام بی سرو ته هم به پاچت کردن


بنظرم جانسون داره پیام میده به روحانی

چون اون ی انگلیسی لعنتیه که بیخودی نمیخنده

بی حساب و کتاب حرف نمیزنه

پیام بشرح ذیل است:

سرباز روحانی

ماموریت اخرو انجام بده

تیر خلاصو به ایران بزن

برگرد به پایگاه

ما ازت پذیرایی میکنیم. 

وگرنه برگرد بیاد گلاسکو چه کار؟

سر پیری معرکه گیری

این ادمی که یادش نیست دیروز چی گفته

بیاد گلاسکو حتما طی بکشه

شایدم استاد بشه

رفتار دیپلماتیک ذلت بار رو تدریس کنه


شیشه ای نباشیم

دیشب خواب دیدم

این اینستاگرام که بی اجازه و مجوز از کاربرا عکس میگیره

اثر انگشتشونم ذخیره میکنه

بعد از روش ی نمونه میسازه

خواب دهشتناکی بود

ی فضای بزرگ 

با میلیونها سیخ فرورفته در دیوار

از زمین تا اسمان

عکسهایی که به سیخ کشیده شده بودن

همراه با پرونده شخصیت طبقه بندی شده

دوستان

اعضای فامیل

هیروها

لجندهاو...

و اثر انگشت فرد که رو عکسش نقش برجسته بود

قدرت خاموش یعنی همین

مدیریت غیر عامل هم یعنی همین اینستا

از قدرت هدایت فکری جمعی هم یدرجه بالاتر

نیروی انسانی تو مشتت باشن 

چون کاملا میشناسیشون

خوراک فکری براش میفرستی

ادما میشن ربات

قابل برنامه ریزی

یاد ی کتابی افتادم که قبلا خوندمش

شهر شیشه ای

ادمهای شهرتو خانه های شیشه ای زندگی میکردن

هرکاری میکردن توسط همه بالاخص نگهبانا دیده میشد

هیچ جای مخفی ای وجود نداشت

فکر میکنم داریم باسرعت میریم طرف شیشه ای شدن

کاش کمپین راه بندازیم به اسم

شیشه ای نباشیم


عزیزا

این چند روز مهلت عن قریب بسر اید

و ما را خواهی نخواهی خواهند برد،

پس اگر با اختیار بروی روح و ریحان است وکرامات خدا

اگر با زور و سختی ببرند

نزع است و صعق است و فشار است و ظلمت و کدورت


نویسنده اش کی میتونه باشه؟

امام خمینی

بلاگ اسکای پاسخ دهد لطفا


واقعا نوشتن وسط این همه تبلیغات بازرگانی  چه ارزشی داره؟

خوبه برم معتاد بشم

برم اینستا پیج بزنم

وای

غرق جارو کشیدن بودم

که دسته جاروبرقی شکست


حال تمیزکاری هم شکست

خانه شد عروس بزک کرده ی نصفه نیمه

نیمی تمیز و

نصفی کثیف


وای





تب دوره ای

مرموز و نفس گیر

دقیقا در یک بازه زمانی مشخص

چهار تا شش هفته ای می اید و

سه روز مهمان است و

میسوزاند

جان بچه و مادر بچه را میگیرد و

محو میشود

اما

بازمیگردد

درست سروقت

انقدر سروقت که حتی کسی هم که نمیداند تب دوره ای چیست

متوجه سروقت امدنش میشود

هر شش هفته یکبار

یا هرچهار هفته یکبار

تبی چهل درجه و داغ

گندم بریان

هربار با نشانه ای

مثل تورم غدد لنفاوی

تورم خود گلو

و چقدر دکترها خشک کن تزریق کردند به جان این بچه و

امپول ضدحساسیت

تااخر یک پزشک توانست بیماری را کشف کند

تجویز قرص اپو سیتریزین و مصرف ان در یک دوره سه ماه باعث بهبود بیماری شد تا شش ماه

مجدد تب دوره ای اشکار شد

با مصرف مجدد اپو در یک دوره سه ماه

تا الان که برنگشته

انشالا برنگرده

حالا نمیدونم اثر مصرف دارو بود یا

اینکه بعضی تحقیقات میگن این بیماری بارشد بیمار در برخی از بیماران محو میشود


وظیفه شما فقط کنترل تب مخوف

علتش نامعلوم

از عرق بید و کاسنی برای خنک کردن استفاده کنید

بخصوص بید که خنک تره

به پیشانی و زیر گلو روی شکم و مچ پا و دست و کشاله ران بمالید

مدام عین کباب که روش کره و زعفران میزنید

پاشویه با اب ولرم که توش نمک دریا ریخته شده

عرق بید و کاسنی خوردنی هم استفاده شود

اب خیار اگه طبع بچه بکشه

پوست خیار برای خنک کردن

استامینوفن و ایروفن و شیاف باهم مجموعا از پس این تب برنمیان

ی تب پررویی هست قویه خیلی

همه کارها را تعطیل کنید و

درکنار بیمار تبدار سوزان بمانید

هفتادو دو ساعت کشیک

 بدون خواب



اگر مادری سوالی داشت بپرسه لطفا


مامای همراه

یعنی اگر قرار هست بروید بیمارستان برای زایمان

قبلش با یک ماما بصورت خصوصی قرارداد میبندید

که همراه شما در بیمارستان حاضر شود

و در راه تسهیل زایمان کمک کند

و بسیار راضی هستند انها که از این خدمات بهره برده اند

اما 

حاج اقا مسالة

معلم خصوصی و اموزش خصوصی و مدرسه خصوصی

که باب هست نه بعلت جیب پر پول مردم بلکه بخاطر ضعف مدارس دولتی


حمل و نقل عمومی هم که رایج نیست اون هم بخاطر ضعفش


الان بیمارستان خصوصی برید خیلی بهتره ولی اهسته اهسته

واقعا فلسفه ی مامای خصوصی چیست؟

پس کادر درمانی خود بیمارستان چه میکنند؟

پس کادر درمانی خود بیمارستان چه میکنند؟

پس کادر درمانی بیمارستان چه میکنند؟

تماشا !!!

بعضی وقتها تماشا هم شاید نکنن

فقط میان و میرن و انگشت میکنن


یعنی فاصله طبقاتی همه جا خودشو بنمایش میزاره

از همون اول بسم الله


اون که پول داشت ماما با خودش میبره

اونی که نداره

باید امیدوار باشه که آل نیاد سراغش

به این میگن دولت تدبیر و امید

اولی با تدبیر برا خودش ماما استخدام کرد

دومی فقط امیدواره که خوش زا باشه و زود زا



اینجوری کارآفرینی هم شده

مردم هم بیش از پیش تصمیم به نزاییدن میگیرن

علی برکت الله

گذر

ووووی

چه غوغاییه و من بیخبر

نشسته در کنج خلوت خویش

چه دنیاییه و من بی توجه

خزیده ام به پشت نقاب خویش

چه شوری و چه حسرتی

مانده بر بیشمار دل

از این غوغای دنیا و

بی مرامی احساس و عاطفه


امدم بنویسم

از طلوع خورشیدو

صبحی دیگرو

روشنایی که بر اسمان پاشیده میشود

اندک اندک

نرم نرمک

کاش از زیر این حجابهای ظلمانی دربیاییم و

دلمان را روشن کنیم به فطرت اصیلمان

اصل انسانیتی که خدا افرید


هرچند ادمها  در آدم بدنیا آمدن برابرند 

ولی ظاهرا 

شانس آدم ماندن برای همه وجود ندارد

ازمون استخدامی و شیخون


چقدر غمگین شدم

وقتی ازمون استخدامی دولت رو دیدم

مگه تو حوزه چی یاد طلبه ها میدن

که لیسانسشون مثل اچار فرانسه

بدرد همه چیز و همه جا میخوره

از معلم ابتدایی بگیر تا تاریخ و علوم اجتماعی و روابط عمومی و....

دیگه چی بگم

دولت وزارت علوم خودشم قبول نداره

اونی که لیسانس داره فقط رشته مرتبط

اونی که حوزه درس خونده همه جا

خوب در دانشگاهو ببندین

همه برن حوزه

واتو واتو بشن

اینجا اونجا همه جا بکار بیان

چرا با تاسبس دانشگاه

مانع رشد حداکثری ادمها میشین؟


کل اگر طبیب بودی

سرخود دوا نمودی

حوزه اگه حوزه بود

وضع ما این نبود



معرفی


 کسی که انچه در ذهنش میگذرد را روی اب میریزد

نیازی به معرفی بیشتر ندارد

خودش را رو کرده است

ان هم از اعماق وجودش

دم


با جبروتش که دو عالم کم است

 اول ما اخر ما یک دم است

سبز نارنگی


من تا قبل از ورود بدانشگاه نارنگی سبز نمیخوردم

نشسته بود روبروی من

منی که در ان اتاق کوچک محقر اضافی بودم

نارنگی سبز میخورد

با ولعی هر چه تمامتر

و من غرق در افکار دربه دری ام

بی مکانی ام

اویزان بودنم

و شرایط سخت تحمیلی غیرمنتظره غیرقابل هضم

به او خیره شده بودم

که ناگهان یک عدد نارنگی کوچک سبز بطرفم پرتاب کرد

از روی دلسوزی

و یا نمیدانم چه؟؟؟

چه روزگار سختی بود

نمیدانم در نگاهم چه دید

فکر کرد حتما دهانم اب افتاده و تنگدستم

لبخند

میهمان لبهایم شد

چقدر شیرین بود

کاش ان زمان هم توان خندیدن داشتم

به تمام دردها و رنجها

مشقتهای بیهوده

کاشکی این خاطرات تلخ

بروند

دور شوند

بازنگردند

هیچ وقت هیچ وقت

بوی خواب

اگرچه ترس برادر مرگ است

اما

خواب مرگ کوچک است

یا شاید بهتر باشد بگوییم

مرگ سا مثل مهسا

انوقت ما 

اسم اتاقهای خانه مان را میگذاریم

اتاق خواب!!!یا اتاق مرگ سا!!!

 ما که در فضای بین هال و اتاق و دستشویی

گیرافتاده ایم

 بیشتر از نیمی از فضا را هدر

تیرو تخته و تخت مرگ سا میکنیم

مرگ سا برایمان عزیز است

و چقدر از امکانات حداقلیمان را بخود اختصاص داده است

اما

مرگ دلچسب نیست

یک متر پارچه و یک وجب جا


خواب بو دارد

بویی مثل مرده

مرده هم تخت دارد

تخت مرده شوی خانه

مثل تخت اتاق خواب

کمی مرتفع تر


و این یادداشت نهصدمین پست این وبلاگ است


شکلک خنده

متهم شبنم نعمت زاده

چرا چادر میپوشد

ان هم در دادگاه ؟

درحالیکه تا قبل از آن نمی پوشید

اصلا هیچی بذهنم نمیرسد

شما یچیزی بگین

بعله خود شما

که سرراهت سری به ما زدی

ما که خانوادگی  دست به گریبانیم

با ویروس اس اس

سرمان چون اسب به اخور سطل 

درصف مستراح



دست در دست هم دهیم به مهر

نگاهی انداختم به هیات عزاداری

پرچم جلو

یکطرفش در دست مردی هفتاد ساله

دیگری در دست یک پسر پانزده ساله

هردو را میشناسم

از اهالی محل هستند

و هیچ سنخیتی باهم ندارند

جز اینکه در یک محله زیست میکنند

و اینچنین با همکاری پرچم رابدوش میکشند

کاش همه جا همینجور باشیم

فارغ از تفاوتها 

همکاری همدلانه ی نتیجه بخش

نوکری

دیشب بعد از شام زدم بدل اشپزخانه

برای کمک

تا ببینم چه خبره

اونم با پارتی

هرکسی حق ورود نداره

هوم

نظم خاص خودشو داشت

کار اضافه ای رو زمین نبود

برا تازه واردی مثل من،

عین مورچه های کارگر بودن

هرکی کارخودشومیکرد

بی سروصدا

بی های و هوی

همراه با ی حس غرور

منظم و مرتب

کاش تو باقی کارا هم همینجور بودیم

متحد

همدل

منظم

کاردان

من اگرچه حس پیام بازرگانی داشتم اون وسط

اما

شیر ابو بازوبسته کردمو

پودر رختشویی دادم دست ظرفشورها

نانهای اضافه رو جمع کردم

صندلیها رو چیدم

براخودم کار پیدا کردم،

البته دربخش جارو زدن حسینیه

پست خالی زیاد بود

که بعلت تکراری بودن 

نپسندیدمش

هرچند با همین جارو زدنها

مجوز ورود به اشپزخانه رو گرفتم


کوفت بزنه این اینترنت

فایل منو دانلود نمیکنه

منم مجبور میشم بیام بلاگ اسکای منتظر بشینم


عجب

عجیب

چیز خاصی نمینویسه

روزمرگی و همین

بعلاوه برداشتهای خودش از رفتار و گفتار دیگران

اون اسمش برداشت

براش نظر بزاری

ترور شخصیتی میشی که قضاوت نکن

جل الخالق

چقدرم خواننده داره

واقعا عجیبه

بنظرتون اب روی کره ماه چه طعمیه؟

پز نده انقد

واقعا تا مقطع دکتری درس خوندن و

تو جامعه ی دانشگاهی زیست کردن

علت کافی و تامه برای حصول فهمیده بودن، بصیر بودن یا برتری سطح فهم و شعور بشری یا حتی دانش بیشتر تو همون رشته که دکترا داری نیست

واقعا نیست

تو دانشگاه مگه چه خبره؟

ماهم رفتیم دیدیم

اون تو واقعا خبری نیست

شاعری به دانشکده رفت

دم در ذوقش را پیش نگهبانی گذاشت

بله عزیزم

استناد به داشتن مدرک دکترا

و زیست کردن در جامعه دانشگاهی رویداد مهمی محسوب نمیشه

تا مرد سخن نگفته باشد

عیب و هنرش نهفته باشد


روزگار عجیبیه

خیلی عجیب


بشکن


خیلی هامان شده ایم

نمک خورد و نمکدان شکست

هرروز بابت داشته هایمان خدا را شکر میکنیم

بعد تره هم برای اوامر خدا خورد نمیکنیم

فقط میخواهیم بگیریمو داشته باشیم


برای حضرت عباس نذری میپزیم

تا واسطه شود پیش خدا برای رفع حوایج دنیا

اما نه عباس را میشناسیم

نه خدای عباس را

بعدبه خنچه و حجله قاسم خرده میگیریم و

نامش را میگذاریم کارناوال مرگ


اگر این غلط است

ان هم غلط است

پس برای هر دو با کلمات درست 

بنویسیم غلط

جوری که به اصل موضوع خدشه وارد نشود


محرم و صفر هرچه باشد 

مرگ نیست

حیات است

سرچشمه نجات است





کار

رفتیم خیار چینی

خوشحال و شاد و خندان

که کاری راحت و روح افزا جسته ایم

هم در دامان طبیعتو هم فعالیت بدنی و هم درامدی حلال

سطلی برداشتیم

لیدی وار

روان شده به سمت جالیز

هی

امان از خامی و بی تجربگی

نرم ولطیف

دست به زیر بوته برده و

اه از نهادمان برخواست

این خیاری که براحت الحلقومی میخوریم

حال درشکل خیار تازه یا خیارشور

پرزهایی دارد تیغ وار

که فرومیرود در دست هنگام دست بردن

هوووم

ساعتی پنج هزارتومان که این حرفها را ندارد

نیم نگاهی انداختیم بدیگران

دیدیم هریک یا دستکشی دارند یا

دستشان را با پارچه پوشانده اند

گرم کار

خلاصه که ما بیخیال تیغها شدیمو

گمان بردیم هر تیغی اگر کفاره ی گناهی باشد

چه از این بهتر

یک تیرمیشود و چندین نشان

ورزش است بدون شهریه

تفریحی است در طبیعتی زیبا

خزان گناهان و

بهار جیبمان


ولی خیلی زود تمام شد

حالا این پانزده هزارتومانی که

ده هزار ان خرج رفت و امدمان شد و

کمری امیخته به درد جا گذاشت

را باچه دلی خرج کنم؟

حیف است این پول

بهتر است بماند

برای روزی روزگاری که تورم نباشد


کاش بیت المال مسلمین هم تیغ داشت



بی مار

عاقبت 

پس از ده روز

از بیمارستان خلاص شد

ولی همچنان حالش بد است

خیلی وقت است که مریض است و مریض است

دکترها دارو تجویز میکنند

خروار خروار

این همه دارو ادم را مریض تر میکند

خدایا

تکلیف بیوه زنان را مشخص تر کن

لطفا

امین

زیر پوست شهر

واقعا سرای ایرانی توی قم چکار میکنه؟

عجیب 

چرا تا حالا متوجه ی این ناموزونی نشدم؟

قم شهر مذهبی

که از هر سه نفر دونفر لباس روحانیت تنشون

تو دین هم که ساده زیستی توصیه شده

در نگاه اول

افتتاح سرای ایرانی تو این شهر توجیه اقتصادی نداره

ولی

 زیر پوست شهر

چه میگذرد

برم یا نرم


دوست دارم در اولین فرصت از بلاک اسکای برم

این قالب جدیدشو دوست ندارم

ظاهرا بیان بهتر از بلاگ اسکای هست

دیدم چند نفر از اسکای کوچ کردن به بیان

فرصت پیدا کنم میرم

کجایی

اندر فواید خیلی چیزها بسی حرف است و سخن

و لی دهان چون دل عاشقان گشته تنگ

و کاش فردوسی بیشتر اندر حکایت عاشقی قلم میزد

با ان همه توصیفات ریزبینانه اش

و ای فردوسی بزرگ

کاش در این زمان بودی

که جهان چون دل عاشقان گشته غوغا

نظر یا بینظر

خوبه من برا خودم وبلاگ دارم

وگرنه فکر میکردم

اونایی که وبلاگ دارن از ما بهتران هستند

والا بخدا

تا ی نظر میزاری تو ی وبلاگی

ترور شخصیتی میکنن ادمو

الانم باب شده همش میگن

چطور میتونی منو قضاوت کنی؟

یا بار معنایی منفی رو پیام ادم بار میکنن

من دیگه پشت دستمو داغ کردم

برا هیچ کی نظر نمینویسم

اصلا حس میکنم ظاهرم خطرناکه

چون هیچکی به من رمز نمیده

که هیچ

چیزای دیگه هم هست

که جاش اینجا نیست