قول داده بود این کارو انجام بده
ولی بخاطر سردرد انجامش نداد
خوب که فکر میکنم
میبینم این رویداد تکراریه
هروقت دوست نداره
کاری رو انجام بده
سردردش شروع میشه
کاش از اول بگه نمیتونم
من روش حساب نکنم
فکر میکنم
نه تنها خودش دوست نداره کارو انجام بده
بلکه دوست نداره اون کار اصلا انجام بشه
تا دیروز ساعت دوی بعدازظهر
جلسه برای ساعت پنج بود
رییس بی دست و پا
از صبح دونفرو کاشته بود پای تلفن
که مدعوین را دعوت کنند
همه برای ساعت پنج دعوت شدن
خیلی هم به من اصرار کرد که بیا
ساعت ده دقیقه به پنج رسیدم سرقرار دیدم نیست
تعجب کردم
موبایل هم جامانده بود خانه
چون مکان جلسه مردد بین دو جابود
رفتم جای دوم
اونجا هم نبود!!
به مکان سومی راهنمایی شدم
اونجا تشریف داشتن
با دوستانشون(افراد زیرمجموعه ی کاری) درحال خروج
ساعت جلسه را عوض کرده بود
از پنج به سه!!!! و به من نگفته بود
باخنده میگه ای وای اسیه یادم رفت
حالا چقدر منت منو کشیده بود که بیا براکارکنان حرف بزن
حالا پیامک داده
از حضور بامعرفت شمامتشکریم!!!
این ادم رییس ی مجموعه ی بزرگه
نمیدونم با این ندانم کاریهاش چه جوری به اینجا رسیده
همین که وضع مملکت این
هرکی کاربلد بوده
امیرکبیروار حذف شده
تولد گرفته برا خودش
گفتم بزار برا بعد محرم
چی گفت،
حدس بزنید دیگه
گفت:تولد روز تولد قشنگه!!!!
خدااااآاآاااا
حالا کی هستی مگه
حالا چی شدی مگه
ی سرکون برهنه ی دروغگوی دورو
ازش بیشتر از اینم انتظار نداشتم
اینا همه غیبت
ولی خوب دیگه
بایدی جایی افشا کنم این حرفهای فروخورده را
تا خفه نشم
برو بگیر
بزن و بکوب و برقص
عکساشم بزار اینستا
چقدر من بدبختم که نمیتونم تو رو قانع کنم راه چیه چاه چیه
بعد منم به جرم مسلمان ساده لوح بودن با تو میام جهنم
باهم تو اتیش میسوزیمو میرقصیم
جای اینکه
یکم خودشو اصلاح کنه و
توقعاتشو بیاره پایین
و باور کنه که پسر پادشاه تو دنیا زیاد نیست
که یکیش بیاد عاشق سینه چاک اون بشه
بفکر فریز کردن تخمک برای اینده هست
که یوقت پسرپادشاه بدون جانشین نمونه
بعدشم حتما نیازمند رحم اجاره ای میشه
چون زمین بدور خورشید میچرخه و
سن لیدی بالا و بالا و بالاترمیره
به کجا چنین شتابان؟
از درودیوار
پیام میاد
مدرسه نفرستید بچه تان را
انگار مثل چندین سال پیش
که سیستم کفر میخواست
به عنصرکفر یعنی شاه پهلوی
چراغ سبز نشون بده که ما پشتت هستیمو
رادیو لندن اعلام کرد دقیقا ساعت 12نیمه شب است
اینا هم دارن با این کاراشون چراغ سبز نشون میدن
بهمون سیستم کفر
که ببینید
ما سر قولمون هستیم
مدرسه ها مکانی بسیار عالی
برای انتشار همه گیری کرونا ویروس
و میخوان واکنشهای مردمو ارزیابی کنند
تا شناخت کامل تری از واکنش جمعی مردم بدست بیارن
برای اجرای هدفمندتره نقشه های خبیثانه ی بعدی
اللهم العن اول ظالم ظلم حق مردم ایران و
اخر تابع له علی ذلک. اللهم العنهم جمیعا
توی کوچه روضه برپاشد و
برخی حتی از پشت پنجره سرک نکشیدند که ببینند چه خبر است
و این برخی می روند تا به نسل اخرالزمان بپیوندند
فقط
بدنبال عیش
حلال یا حرام
خوش باشیم
هرچه بادا باد
یادش بخیر
پارسال چقدر زحمت کشیدم
تا خودمو تو اشپزخانه ی فاطمیه جاکردم
مثلا نوکری کنیم
افسوس
نوکر واقعی همه جا نوکراست
نوکری را بلد است
اشپزخانه نیاز ندارد
رفتیم تا رسیدیم
به نیم
شیطان برای دستهای بیکار و چشمهای بیمار و مغزهای خالی کار درست کرده است
حتما مسخره کردن همراه با بزن و برقص موثر است که شیطان برایش هزینه میکند
فکر میکردم رقصیدن فقط برای رفتن کرونا مفید است
یا به قول دوستی برای باز شدن دل
پس اندر فواید رقص گفته ها بسیار است و ما بی خبر
اما تمسخر کردن از نشانه های جاهلیت است
انها که تمسخر میکنند از جبهه ی نفاق هستند و
ذات دشمنیشان ایجاب می کند که با هر ابزاری ان را ابراز نمایند
اما
تعجبم از انها که گوش جانشان را به نیم میسپارند
نمیدانم
عمر چقدر می ارزد
وقت چه ارزشی دارد
تا کی چوب خطمان پر می شود
و چرا ما به فردایی که خواهد امد بی اعتناییم
مرگ تنها اینده ی قابل پیش بینی است
و ما انقدر بیکار و بی عاریم
که با نیم ان را سخت می کنیم
حسابی ازش ناراحتم
تو کاری دخالت کرد که ربطی بهش نداشت
هرچند از منافعش بهره مند شده بود
بدون زحمت و بصورت یکجانبه
نمیتونم فراموشش کنم
بار دومش بود
خدایا چیکارش کنم
میدونم بازم تکرار میکنه
خدایا
خودت بهتر بنده ات را میشناسی
کمکم کن
از شر رفتار ازار دهنده اش
رهایی یابم
کاسه ی صبرم هزاران ترک دارد
طاقت ندارم
شهر ما از وضعیت قرمز
به وضعیت زرد کرونایی
تبدیل وضعیت داد
یک روز نگذشته بود
که همه محدودیتهای کرونایی برداشته شد
حالا دوباره منتظر وضعیت قرمز باید باشیم؟؟؟
اینارو اینجا مینویسم برای ثبت در تاریخ
البته اگه بمب هسته ای منفجر نشه تو زمین
وقتی ادمهای دوران ما
انقدر کنجکاون
که محتویات معده ی یک مرد یخی مومیایی رو
ازمایش میکنند
تا ببینن توش
چی بوده
حتما ادمهای اینده هم
به تغییر وضعیتهای کرونایی علاقه خواهند داشت
اونوقت اگر امارهای سازمانهای رسمی موجود نباشد
این امارهای پراکنده بدردشان میخورد
چرت و پرت مینویسم اول صبحی
ولی اینها همه تاریخ شفاهی هستند
نه چرت و پرت
عید غدیر امسال هم گذشت
متفاوت با گذشته
که پر بود از دیدوبازدیدو مهمانی
کرونا فقط یک ویروس نیست
معضل اجتماعی است
خسته و ناراحت از سرقت اموالمان
رفتم بانک
روی صندلی پخش شدم
تا اخرین قطرات پس انداز چند ساله ام را
بکشم بیرون و هزینه ی تورم دولت حسن چاخان کنم
و نمی دانم ان دزد مادر مرده واقعا محتاج بود یا
مجرم به عادت بود
یا معتاد بود
یا در مرخصی از زندان بسر میبرد
خلاصه هرچه بود
جیب ما را تراشید و گورش را گم کرد
و زندگی بدون پس انداز بنظرم نا امن و استرس آور می شود
و ایمانی هم ندارم که به خداتوکل کنم
و.....
دررطوفان افکار خویش بودم که
چشمم بر صفحه تلویزیون منور گشت
انفجار لبنان
افزایش قیمت جهانی نفت و طلا و
کشته و زخمی و
گندمهای سوخته و....
خدا
من دیگه رد دادم
جهان چقدر ناامن شده
و باز همه چیز به همین بهانه گرانتر تر خواهد شد
و خدا به مردان قوت بدهد برای کار بیشتر
و به زنها صبر بدهد برای تحمل بی پولی شوهرشان
و بصیرت بدهد برای درست خرج کردن پول شوهرشان
و قناعت بدهددر مصرف
باز من به انها که پولی ثر بساط دارند اندیشیدم
پس باقی چه؟
انها که پولی در بساط ندارند چه کنن
در کتاب سه دقیقه در قیامت
به این حق اشاره شده
و چقدر وحشتناک که ما تاحالا هیچ اهمیتی به این حق نمی دادیم
اصلا از وجودش خبر نداشتیم
بدین ترتیب حساب و کتاب همین حق البدن
ما رو روانه ی جهنم می کنه
با این نوشابه خوردنا
اب یخ خوردنا
فست فود
سرخ کردنی
غذاهای چرب و چیلی
دلستر
ورزش نکردن
وای خدا
چقدر بیچاره ایم
دیروز دیدمش
بی اعتنا به کرونا
آمده بود سفر
خوشگل که هست
همسرتحصیلکرده ای هم دارد
که همه جوره نردبان می شود
تا خانومش پیشرفت کند
موضوع پایان نامه اش برایم خیلی جذاب بود
گفت شوهرم پیشنهاد داده است
با ازدواج پیشرفت کرده است
از همه ی جهات
رشدو بالندگی حاصل یک ازدواج موفق.
ولی متأسفانه درصد کمی از ازدواجها
اینگونه هستند
وای خدا
این دونفرباز افتادن به جون هم
و چطور روشون میشه زنگ میزنن به رییس کل
اشک میریزن و ناله و زاری پشت تلفن
ی کاری کردن دیروز
ماچهارنفر که مثلا نیروی کمکی هستیم
فی سبیل الله
دلزده شدیمو دنبال ی عذری هستیم که دیگه نریم
از خدا رومون نمیشه بزاریم بریم
وگرنه من خجالت میکشم این دوتا
گیسوگیس کشی راه میندازن در جمع مردان
بعدش غش می کنن
بعدش میرن رو اعصاب ما
برای یارکشی و جمع امتیازات
مشکل اصلی اینه که زیردست از رییس بیشتر بلده
بعد مجبوره مدام کارهای از هم گسیخته و بی پایه ی
رییسو راستوریست کنه ضمن انجام کارهای خودش
خانم رییس هم ریاستگریشو میکنه و پولشو میگیر
ما هم که نخودی هستیم و اورژانس اب قند
دیگه بعضیها عادت کردن
هرچیزی تو میهن اسلامی باشد را
به دیده ی تحقیر نگاه کنند
و اصلا اصلا به خودشون زحمت نمیدن
نگاه مثبت داشته باشند
حتی به ادمها
به دیده ی جهان سومی مینگرند
کاریشون نمیشه کرد دیگه
از دست رفته حساب میشن
تبلیغات ازمون استخدامی بخش خصوصی
از تی وی پخش میشد
ذهنم پرواز کرد به عقب و عقب و عقب تر
رسیدم به دانشگاه
به خوابگاه و روزهای سختش
و مدرک بی خاصیتی که گرفتم
و بچه هایی که در نداری درس میخوندن
نوشتن پایان نامه با سیستمهای دانشگاه
ی کابوووووس
بچه هایی که فقط برای شام ژتون میخریدنو
نصفشو برای ناهارفردا میزاشتن
مجبوربودن هرجورشده کتاب امانت بگیرن
تو اون سرمای سخت لباس مناسب نداشتن
حتما کاردانشجویی میگرفتن
و درس میخوندن
فقط عید و تابستان خونه میرفتن
چون کرایه نداشتن
و نمیدونم این درس خوندن کمکشون کرد یا نه؟
پول درآوردن روزبروز مهمتر از دیروز میشه
خدایا
چیزی برای گفتن ندارم
من در مقایسه با این بچه ها
در رفاه درس خوندم
و الان حس بدی نسبت به بی ارزشی مدرکم دارم
ای کاش اونایی که سختیها رو تحمل کردن
الان راضی باشن
چه زنی گیرش افتاد
قشنگ دروتخته بهم جورن
مدام داره پز میده مامانم اینوگرفت
مامانم اونو گرفت
درحالیکه درحقیقت جهیزیه اش ناچیز
نمیدونم چه جور روش میشه به این چهار تیکه انقدر پز میده
من خودم مخالف جهیزیه هستم
یعنی شخصیت و وجود خود زن انقدر گرامی و ارزشمند باید باشه برا شوهرش که فقط خود زنو بخواد
منم بعنوان فامیل شوهر هیچوقت نگفتم چی خریدی
چه مارکی خریدی
چرا اینو نخریدی
میبینه من بی تفاوتم
هی میاد پز چیز نبوده رو میده
منم فقط نگاش میکنم
ولی چرا نمیفهمه که نباید تکرار کنه
کمبود شخصیت داره حتما
دارم تهمت میزنما
ولی خسته شدم از این رفتارش
خدایا مرا در این وادیها وارد نکن
ولی میگه من جهازمو باز نکردم هنوز
همه اش تو کمد
حالا خونشون ی کمددیواری داره
با عرض پنجاه سانت
تو این کمد چقدر چیز جا میشه اخه
همون چهارتا مانتو لباس اویزان کنی پر میشه خوب
استغفرالله
دیروز مستند رویای اجری رو دیدم
البته چند دقیقه ای
حسن روحانی به صندوق بین المللی پول تعهد داده که پروژه مسکن مهر متوقف بشه!!!!
صندوق بین المللی پول چی هست؟
حسن روحانی باز دیگه کیه؟
این دستهای پنهان همه جا هستند
این دستهای امیرکبیر کش
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم بخور
طبق ادله ی فکری یکی از دوستان
هم اینک وقت ورود به دانشگاه و
لذت بردن از دانشگاه نرفتن و
امتحانهای مجازی اپن بوک است
البته اگر اساتید ذکاوت وزرنگی داشته باشند
سوالاتی طرح می کنند چالش برانگیز و مفهومی
ولی... لو سینتو...
بگذریم
امدم بنویسم
خدایا
برخی مثل سردار عزیزمان
سختی و دردورنج را تحمل می کنند
برای خدایی شدن
ما خفت می کشیم
برای هیچ
برای یخی که اب می شود و بخار
خدایا
خودت که میبینی
غرق در کبد هستیم
فقط خودت این سختیها را تغییر مسیر بده
ما که سنگ زیرین اسیاب هستیم
نوع اسیابش راخودت عوض کن
در محیطی محاط شدم
پر از گوشه و کنایه ی دنیوی
مدام باید فکر کنم چه جور در دهان این جماعت را گل اندود کنم
که بسته شود و بسته بماند
امااینها دست بردار نیستند
نوع شخصیتشان اجازه نمی دهد بوی ادمیزادی شان بلند شود
ولی فهمیدم بهتر است خودم را اصلاح کنم
و بزنم به در نشنیدن
تا توی این قرنطینه
اعصاب خط خطی ما را مچاله نکنند
شیطان روح داره جاپاشو محکم میکنه
دیروز عصری رفتیم جایی
برای کاری
با ضرورت سه ستاره
وگرنه ما بیرون نمیریم
قرنطینه هستیم
خلاصه
همان دیروز
درهمان محلی که ما کار داشتیم
چند نفر دیگر هم بودند
بر اثر تحریک یکی شان
چندتا حرف درشت
بارش کردم
از خودم بزرگتر
البته از ایشون کینه کدورت در دل داشتم
زیاد خیلی زیاد
بعد این همه سال
بار اولم بود که دهان باز کردم و...
خلاصه...
انچه که نباید روی داد
منکری پشت منکر دیگر
دلمم خنک نشد
حس سرشکستگی بهم دست داد
خدایا
ما که پیامبر مهربانی ها نیستیم
رو سرمون شکمبه خالی کنند
هیچی نگیم
ما ادمیم دیگه
کاسه صبرمون کوچیکه
لبریز میشه
ما هی طرف اونا نمیریم
که نبینمشون
که حرف بد نزنیم
خودشون جلو راهمون سبز شدن
خدایا خودت که دقیق می دونی
ی کاری کن
ما نبینیمشون
امروز یک بهانه ی درست و حسابی پیدا شد
تا ما پوزه بندمان را بزنیم و با خیالی اسوده
و دور از عذاب وجدان
با دلیل محکم و منطقی و محکمه پسند
که کارمان انچنان ضرورتی دارد که
حتما و باید از خانه خارج شویم
چون الیس در سرزمین عجایب که نه
چون تیری که از کمان ارش رها شد
از خانه در رفته و
کلی هم ذوق می کردیم
که ای خدا
قرنطینه شکنی هم مزه دارد که
همین اول بسم الله
یکی از دوستان را مشاهده نمودیم
که سوار بر تیگوچری از جلوی مان رد شدو
یک بوقکی هم برای ما زد
حال اسیه دگرگون شد
و گلهای حسادت برشاخه سار نفس شکوفا
نه یکی
نه دوتا
هزارهزارهزارتا
غرق در اقیانوس حسادت
به سختی پیش تاختم تا به مقصد رسیدیم
در مقصد
رفیق شفیقی را ملاقات نمودم
تا مرا دید
گفت
قیافه ات یک جوری هست
خیلی بدشدی
هی گفتم چه جوری؟؟؟
گفت ی جور بدی
یک لحظه به ذهنم خطور کرد
نکند این رفیق ما چشم برزخی داشته و
خرزهره های حسادت را دیده است!!!
استغفرالله
حالا حسادت شد دوتا
یکی تیگوچری
یکی چشم برزخی
آخ
چه حال بدی
خدایا
باور کن دست خود ادم نیست
ادم است دیگر
هوسش می کند
می خواهد
ما درب و داغان هستیم
اخلاق نداریم
ایمان زیرصفر
این صحنه ها را به ما نشان نده لطفا
اصلا پورشه بهشان بده
عشقت کشید فراری بده
ولی جلوی چشم ما نیاورشان
تا ما با همین پرایدوی خودمان راضیا قانعا بمانیم
و این چنین می شود
که سر هیچ و پوچ
کارنامه ی اعمالمان سیاه هست
سیاهتر میشود
چه کرده اند این زنها با مردان
که مردان بسیاری را میبینم
گریزان از ازدواج
اما
نشسته بانتظار روزی
که سیندرلای زندگیشان
با کفش تق تقی و لباس پرنسس
سر راهشان سبز شود
سیم سیم
و غار دزدان بروی علی بابا گشوده شود
هم پولدار شوند
هم صاحب سیندرلا
و شاید همه ی اینها تاثیرات زمانه باشد نه زنان
همین زمانه که به ادمها تلقین میکند همه جای بدنشان باید سفید باشد
وگرنه باید خجالت زده باشند و شرمگین
همین زمانه که برسرانگشتان کفرسیستماتیک می چرخد
کفری که ازسیاهی رنگ پوست سیاه پوستان گذر کرده است و
اینک به لایه های زیرین لباس من و تو رسیده است
به ما تلقین می کند باید سفید باشی
سفید نیستی؟غصه نخور
ما پول میگیریم سفیدت می کنیم
پول به جهنم
وقتت را هم میگیریم
عمرت را هدر می دهیم
پول نداری؟
پس بشین غصه بخور و شرمگین باش
یا دزدی کن و سفید بشو
لعنتی
هربازی که راه می اندازد دو سربرد است
کرونا من را شکست داده است
اینکه در خانه بمانیم
بخوریم
بخوابیم
جاهایی که دوست داریم نرویم
کتاب نخوانیم
چون کتابخانه نمی رویم
که یکوقت کرونا ویروس را نیاوریم به خانه
بخاطر مراعات حال کودکان و سالمندان
دیوانه کننده است
عاقبت بچه هایی داریم زنده
اما
از نظر روانی دارای مشکل
خنده دار است
پویش من ماسک میزنم چهارماه بعد از شیوع جدی کرونا!!!! را می گویم
چقدر دیر به اینجا رسیدین
خیلی دیر
بعد از چهارماه از شهرخودخارج شدم
برای مراجعه به پزشک
چندروز دیگرهم باید از لاک دفاعی خودخارج شوم
برای مراجعه به دندانپزشک
بروم کلک این استرس هرشب را بکنم
که هی کار امروز را به فردا و فردا و فرداهای دیگر وا میگذارد
خلاصه رادیو اخبار میگفت
به گوشم خوردکه کشتیهای مواد اساسی موردنیاز
منتظر تخلیه بارهستند
مثل گندم
شکر
ذرت
برنج
یک لحظه فکر کردم
داره راجع به یمن جنگ زده حرف میزنه
بعد دیدم اینا قراره تو ایران تخلیه بشه
بعدشم خبرخوش بدهی پرسپولیس
ای خدااااااااا
مچاله شدم
والا همه چیز تو ایران هست
مردم پول ندارن بخرن
نیاز نبود بری واردات کنی
پول بریزی تو جیب رفقای خا رجی و
اشناهای واردکننده ی داخلی
چون بازم مردم درآمد ندارن که بخرن
بعد از جیب بیت المال باید هزاران دلار بی زبان
برود به جیب سرمربی خارجی پرسپولیس!!!
حالا ببینیم مثلا برنج ارزان میشود؟
هرگز
امروز مهمون داریم
وسط کرونا
ومهمون بازی؟؟؟
حالا چه جوری فاصله اجتماعی رعایت کنیم؟
ماسک بزنیم؟
این مهمونمون قراره کوچ کنن به استان دیگراز همین کشور اسلامی
هرشب مراسم خداحافظی در خانه ی یکی از اقوام برپاست
یعنی این مهمان عزیز یک منبع بالقوه خطرناک کرونا است
ولی ما دعوت نکردیم
خودشون گفتن قصد دارن بیان خونه ما
ما هم گفتیم بفرمایید
چه کار کنیم پس
مهمان حبیب خداست و
هنگام خروج از منزل بلا و بیماری صاحبخانه هم با او خارج می شود
بین پروتکل های بهداشتی کرونا ستیزی و
پروتکلهای فرهنگی و
پروتکلهای مذهبی
ما گزینه دو و سه را انتخاب می کنیم
هزینه ی انتخابمان را هم میدهیم
هرچند با اجرای پروتکلهای بهداشتی کرونا ستیزی در سایر زمینه ها
دل گزینه ی یک را هم بدست می اوریم
و اینچنین مردم داری می کنیم و
به خواسته های دلمان هم می رسیم
این چند روز حسابی حالم بد بود
ی خورده گلهای حسادت درمن شکوفا شده بودند
مونده بودم این گلها در کدام قسمت شخصیتم ریشه دارند
و سردرگم شدم
بعدش گم شدم
هنوزم پیدا نشدم
به گمشده ام هم نرسیدم
سرراه خودمم گم کردم
الان گمشده در گمشده در پی گمشده هستم
رایفی پور گفتن
اگر هر وقت خواستین کار بد کنین
از خودتون بپرسین اگه امام زمانم بود این کارو میکرد؟
خوب ادمی که انقدر هوشیار که میتونه فکر کنه
که گناه نمیکنه
میدونه عالم محضر خداست
اگه خوب نگاه کنیم
یا اصلا
فقط نگاه کنیم
میبینیم
ماهم وقایع اینچنینی زیاد داشتیم
و هنوزم داریم
یازده سپتامبر ایرانی
مثل شهادت شهید بهشتی و یارانش
هواپیمای مسافربری که امریکازد
بمباران شیمیایی مردم عادی
شهدای ترور که چندهزارنفرن
و....
ولی هیچ کدوم باندازه یازده سپتامبر امریکا مشهور نیست
چرا؟؟؟؟
یامشهور هست من نمیدونم؟
اندر مردان بی خاصیت این روزگار
سخن گفتن هست بسی بسیار
اما خلاصه اش اینکه
با زن چه کرده است
این وجود سراسر احساس و عاطفه را
مبدل کرده است به کوه سنگی سرد و بی وجدان
که رو از طفل معصومش برمیگرداند
مامان گفتنهای نازک و ظریف اورا نمی شنود
واو را در راهروی دادگستری رها ساخته و
بدنبال سرنوشت می دود
خسته نباشید مرد نماهای گرامی
دیروز از صدا و سیما پخش شد
فیلم سینمایی تنگه ابوقریب!!!
بنظرم بیشتر رو نحوه ی کشته شدن در میدان نبرد مانور میداد
حال و هوای جبهه های مارو نداشت
ی جوری بود
ی بی نظمی مسخره بتصویرکشیده شده بود
اصلا بزرگی و سختی کاری که انجام شده رو نتونست نشون بده
چه چیزی رزمندگان را به مقاومت بیشتر و بیشتر
با لب تشنه تشویق می کرد؟
گریمهاشون خیلی خوب بود
ولی فیلم خوبی نبود
اصلا خوب نبود
اینو من براساس مطالعاتم و اردوی جنوبی که رفتم می گم
بعله
به کمک افزایش مسافرتهای تفریحی
و بی کفایتی مسیولان
استان ما دوباره به وضعیت قرمز
و افزایش مرگ و میرکرونایی برگشت
علی برکت الله
او از حیز انتفاع افتاده بود
بعنوان مرد خانواده توانایی کار کردن نداشت
سکته ی مغزی او را اسیر بستر کرده بود
حتی غذایش را به دهانش می دادند
این فقط چشمانش بودند که به اهل خانه می نگریستند
و نفسی که می امد و می رفت و دل خوشی همه بود
دیروز نفس رفت و دیگر نیامد
چشم ها بسته شدند و بسته ماندند
ناله ها به اسمان رفت و
اشک ها از چشمه ی جوشان چشم ها جوشیدند
و غم سنگینشان مهمان خانه ی دلمان شد
پدری که فقط جسم بود
رفتنش اینچنین دردناک و غم گداز بود
پس نبودن پدری که مرد خانه و نان آور است
محافظ و پاسدار است
ولی و امام است
چقدر می تواند سخت باشد؟
السلام علیک یا رقیه
درحال صحبت و بررسی موارد پیش آمده بودیم
در هرصورت ی جمله ی اگه مرد باشی باز مسیله فرق داره، داشتیم
در بیشتر موارد مرد بودن مزایای بیشتری داشت
الان اگه ده سال پیش بود
من دچار انفجار هسته ای میشدم
اما الان دیگه متفاوت شدم
تصمیم گرفتم زن خوبی باشم
بدون اینکه به مزایای مرد بودن فکر کنم
باز رفتم ی جاهایی
واکنش و فعل و انفعالات ادم ها رو دیدم
راجع به رومینا
به این قصد نرفته بودما
طرف مهندس کارخونه مواد شوینده است
میاد برا رومینا، کل مملکت، قانون و خود خدا
مرثیه سرایی می کنه
و زمین را به زمان میدوزد و
شعارهای تحقیرامیز برای ملت وو فرهنگ ایران سر می دهد
ولی به وزیر فرهنگ و ارشاد کاری ندارد
نمی پرسند اقای وزیر به جای اینکه دغدغه ی کنسل شدن کنسرت داشته باشی
به فرهنگ مملکت برس
این کنسرت جز قر کمر درمان هیچ درد دیگری نیست
ولی نه! کسی با وزیر اکنون و گذشته و اینده ی فرهنگ کاری ندارد
زوم کرده اند روی تعصبات مذهبی پدر رومینا
اگر پدر رومینا مذهبی بود و خدا شناس
این کار را نمیکرد
که اگرچه در خشم و عصبانیت لحظه ای مرتکب این عمل شنیع ضد انسانی شده است
مانند بسیاری از قتلهایی که بدون قصد قبلی اتفاق می افتد
بدانید و اگاه باشید
هر متهمی حق دفاع از خود را دارد
پس مدام در محکمه ی یکطرفه ی خودتان همه را محکوم نکنید
بیخودی تاسف نخورید
با احساس با مسیله روبرو نشوید
ایستا بودم
همیت الان یهویی
بعضیها چکار می کنند باخودشون و خانوادشون
دم به دقیقه استوری
یعنی این گوشی همش دستشون
بچه ها رو هم دخیل میکنند
که بنوعی کنترل شده باشن و
مزاحم نباشن
لا ادرک توسط من
اندر احوالات این روزهای گذرا سخن بسیار است
انسان خود را بزرگتر از بزرگتر میپندارد
در و دیوار را به هم میدوزند
تا ژست ما چیز فهم هستیمشان قوی تر شود
از زمان و زمین ایراد می گیرند
تابه خودشان ثابت کنند در مملکت بدی زندگی می کنند
جرج حالت چطور است ان بالاها؟
وبلاگ است دیگر
یکی می اید
می بیند
فحش می دهد
صدتابرچسب می زند
بعد می رود
بد بد است
چه در واقع
چه در مجاز
و خوش به حال من می شود
ذخیره ی اخرت
بیایید
ای همه ی فحاش ها
ای همه ی انها که بندگی خداوند برایتان سخت است
دنبال کردن حقایق برایتان مقدور نیست
اری
بیایید فحش دهید
دست و دهانتان را آلوده کنید
اخرت من پربارتر می شود
از دست و دهان که براید
کز عهده ی شکرش بدر اید
اره
بعضیها بادمجان دور قاب چین حوادث هستن
دوست دارن ی اتفاقی بشه
اینا بشینن به زمین و زمان بدوبیراه بگن
انقدر خاک میکنن که چشم هیچ جا رو نبینه
حالا هزار صفحه بنویس
ماخاکبرسریم مامتعصبیم ما زهرماریم
چی میشه؟
از خودت شروع کن برای آبادانی
جنس ایرانی بخر تا بیکاری کم بشه
حجابتو درست کن تا امیال جنسی تحریک نشن
که بیفتن به جان نوجوانی که احساسات تندوزودگذر داره
به خودت سختی بده برای ازدواج جوانها کمک کن
برای نوجوانها ی کار مثبت کن
خیلی کارای دیگه هم کن
ولی حرف بیخودی نزن
الان دیگه همه پدرای ایرانی رو بردن زیر خط فقر تعصب
انگار هیچ دخترایرانی نیست که دوست پسرداشته باشه
الا ومگراینکه توسط پدرش کشته بشه
شماها تو ایران زندگی میکنین
این چیزارو ندیدین
روحیه هاتون حساس
مثلا آگه تو یمن
یا عراق
یاسوریه
یا افغانستان زندگی میکردین
که هرروز جسدهای بهخون غلطیده رو ببینین
یا زنانی که بهشون تجاوز شده
الان احساسی حرف نمیزدین
راستی
چرا برا اونا حرف نمیزنین
حداقل بگین:
اوه اره
چقدر بدن اونایی که اینارو میکشن
اونها هم مثل رومینا بی گناه کشته میشن
با اسلحه با بمب تکه تکه میشن
ولی معروف نمیشن
رومینا اشرفی
بدست پدرش کشته شد
بخاطر خلافی که کرده بود
کار پدرش هم بد است
حالا
برخی میگویند
اگر فیلم خانه ی پدری کیانوش عیاری
در سینما به نمایش درامده بود
الان رومیناهای بیشتری در امنیت بودند
حالا من میگویم
اگر نمایش یک فیلم اینچنین قدرتی دارد
همین شما اقای عیاری
فیلمی بسازید
تا رومینایی تولید نشود
هرچند چندفیلمی هم ساخته شده
ولی کو اثرش؟
من خودم سینما می روم برای تفریح
نه برای دیدن صحنه ی قتل فجیع
بعضیها نمیدانند
اگر را کاشتند
درنیامد
انهایی که به بهانه ی ازادی
عشق های خیابانی پرسوزوگداز را ترویج می دهند
نگاه های چپوچوله و....
اینک بنشینند فیلم خانه ی پدری را ببینند
حس حضرت یونس را دارم
انگار در شکم ماهی محبوسم
مسجدها تعطیل
شب قدر تعطیل
نماز عید فطرتعطیل
حرم تعطیل
نماز جمعه تعطیل
روز قدس تعطیل
خدایا ما هنوز نفهمیدیم
که باید توبه کنیم
به خودمان نیامدیم
یونس وار برای بازگشت به دامان لطف و رحمتت ناله نزدیم
نشستیم مرده های کرونا را شمردیم
رقصیدیم تا دلمان شاد شود
ما در اعماق تاریکی خود فروتر رفتیم
بعضی وقتها باید فکر کنم
الان تو چه ماهی هستیم؟
بیشترتو همون حال و احوال بهمن موندم
منتظر اسفندم برای تمیزکاری
و عید برای مسافرت
ولی خوب دیگه
کرونا احترامش واجب تره
چون خطرناک
این همه زحمت درخانه ماندن به خودمون دادیم
نوروزو
رجب و
شعبان و
رمضان
تا وضعیت زرد شد
الان باز تهرانیها
از اون منطقه ی قرمزشون در رفتن
ریختن سرما
برای تفریح
استاندار گرامی کاش ورودیهای استانو می بستین
ولی نبستن
انشالا وقتی کشتار کرونا برگشت همون قله ی اول
بفهمن که با ما چه کردن
کرونا را دیدند
خفه شدنها را دیدند
جان دادنها را دیدند
هرروز
هرلحظه
بدون توقف
ولی
قر به کمرشان امد و
رقصیدند
من هنوز انها را درک نمیکنم
در میانه ی کارزار
رقصیدن ادم را به کجا می رساند
انهم با ماسک دو لایه و
جنازه های توی صف و
خانواده های داغدار
روزگار است دیگر
میچرخد
می رمد
می ایستد
حالی به حالی است
بالا می رود
پایین می پرد
می جهد
می گریاند
می خنداند
ما چه هستیم ؟
عروسک خیمه شب بازی روزگار؟؟؟!!!
این بار بایست
گریه نکن
بخند
شاید از رو برود
و برود
دنبال کار خودش
امروز بامید ثواب کردن
از سنگرخانه خارج شدم
رفتم تا رسیدم به مقصد
جایی برای کمک به دونفرکه
فکرمیکردم یک تیم خوب هستند
ولی
بین اعضای تیم شکرآب شده بودو
یکی لب به سخن گشودو
ازرفتارهم تیمی اش شکوه کرد
من هم گفتم دلش را بدست بیاور
حق الناس به دوشت نماند
ناراحت شد
فکر کرد دارم جانبداری میکنم
من از این شرایط خوشم نمی اید
پچ پچهای درگوشی و
قضاوت های یک طرفه
خلاصه که نفهمیدم ثواب شد یا حجاب
وبلاگ را رمز گذاری کردم
چون قرارهایی در سر داشتم و برنامه هایی در فکر
خواستم آن ها را اجرا کنم و رونمایی جدیداز وبلاگ
اما
نشد که نشد
شاید وقتی دیگر بشود
اگر خدا بخواهد
دلم برای نوشتن وبلاگ تنگ شده بود
خوشحالم که بازگشتم
دیروز خبر رسید که
الف بهمراه همسر
اسیرکرونا شدن
زنگ زدم برای احوالپرسی
و خداروشکر که حالشون بهتراز قبل بود
ولی از سختیهای مبارزه با کرونا گفت و
من تا صبح کابوس دیدم
ای بابا
مردم هنوز نفهمیدن باید خدارو صدا بزنن
باز پرچماشونو بردن بالا
که از بس گفتیم مرگ بر امریکا
هی داریم میمیریم!!!
عجب
ما تو زیارت عاشورا لعن میفرستیم
بعدشم اگه میگیم مرگ بر امریکا
برا این هست که تکلیف خودمون روشن باشه
طرف حقیم یا باطل؟
الان کرونا رو ببینین
اگه همه کشورها برای نابودی کرونا به چین کمک کرده بودن
الان جهان گرفتار نمیشد
اما همه فکر کردن مشکل چین به ما چه
صداشونم درومد که چرا ایران ماسک فرستاده برا چین پس خودمون چی؟حالا معلوم نیست فرستادیم یا شایعه بوده
اگه همه دست بدست هم داده بودن مقابل ظلم امریکا
الان جهان امن تری داشتیم