لبی بیچاره بوی نو شنیده
تا دو دقیقه روشن میمونه داغ میکنه
میشه با بادی که فنش میزنه
موهارو سشوآر کشید
انگار از جیب و دلو قلب من خبر نداره
آمدم اینجا دو خط بنویسم شاید خاطرم آسوده گردد
اما آنقدر هولناک است که
هیچ نمی توان نگاشت
اندر سرنوشت این دخترک
معتاد و خمار
درکوچه پس کوچه های بخت کبودش
سودای مرگ غوغا میکند
دم برآمده از کدام سینه
در زیر پوست شهر میدمد؟
رسیدم به اینجا که فکر میکنم
تنها راهی که دلم خنک بشه
این که برم یک فصل مرتب
کتکش بزنم
آنقدر بزنمش که اون مغز گنجشکیش
جابجا بشه
شاید بتونه بهتر فکر کنه
طرف تلقیح مصنوعی انجام میداده رو سنگ قبرش نوشتن دکتر
رو سنگ قبر برخی هم نوشتن دانشجوی رشته فلان و بهمدان
دکتر و مهندس هم زیاد دیدیم رو سنگ قبرا
واقعا که
دلواپسی هامو بگیر ازمن غمهاتو ای آینه حاشا کن
حالم خیلی خراب
فکرم خیلی مشغول
موندم چه کنم چه کار کنم
انگار با سرعت لاک پشتی رو به جلو میرم
جلویی که مطمئن نیستم فردا دوستش داشته باشم
کاشکی فریادرسی برسد
یا غیاث المستغیثین
از بس بهارنارنجو اسطوخودوس دم کردموخوردم
شدم سیب زمینی
زلزله هم بیاد
از جام تکون نمیخورم
زیادی بیخیال شدم
پیامک دادم:سلام خوبی چه خبر؟
آخه این آدم وقتی حالش خوب باشه خبری از من نمیگیره
چندوقتی بود که خبری ازش نبود
گفتم حالشو بپرسم
جواب داد:
سلام آدمی مثل من با این همه ناراحتی هیچوقت خوب نیست
فقط غصه اینکه تقدیرم چقدر سیاهی داشت. شانسم از مرد زندگی نداشتم.
واقعا روزگار سختی رو پشت سر گذاشته که روزبروز سخت ترو سخت تر میشه
مثلا هیچ کس پیدا نمیشه
زنگ بزنه به آسیه ازش بپرسه
شما که شاگرد ممتاز ورودی خودت بودی
الان در چه حالی؟
اگر به تخصص ما نیاز نداشتین
چرا هزینه کردینو افرادی رو برا این کار تعلیم دادین؟
مثل این میمونه که آدم فاویسم داشته باشه
بعد بره صدکیلو باقلی بخره محض تماشا
دانشگاه آزاد شهر ما اینجوری هست که اگر سر امتحان نری
جای اینکه ی صفر کله گنده بزارن تو کارنامه
خیلی تپل درسو حذف میکنند
انگار نه انگار
آب از آب تکون نمیخوره
فقط هزینه پرداختی اون واحد از جیب دانشجو رفته تو جیب دانشگاه
بدین ترتیب ایجاد انگیزه میشه برا دانشجو
که اصراری برای حضور در جلسه امتحان نداشته باشه
دوست داشت میره دوست نداشت هیچی
قصه پر غصه پیام نور هم سر جای خودش قبلا گفتم
دو تا از دندونام ارور میدن
دندانهایی با پرکردگی وسیع
لابدا الان نوبت عصب کشی و روکش
هرکدوم تقریبا پانصدهزارتومان
یکبار وقت گرفتم حوصله نداشتم نرفتم
حالا هم حوصله ندارم
از جایی که نمیفهمی دارن چیکارت میکنند
خوشم نمیاد
ی مته دست دکتر هستو دندون بی دفاع
که هی تراشیده میشه
ذره ذره آب میشه
از کجا باید فهمید کم تراشیده یا زیاد؟
بزارم کارد به استخون برسه بعد برم؟
دلمو بزارم پیش دل اونایی که پول ندارن برن دندانپزشکی چطوره؟
سالها پیش چفت دیوار همسایه
سه نهال سپیدار غرس شدند
سالیانی گذشت دورودراز
تا نهال ها بزرگو بزرگ شدند
قد برافراشته از سر دیوار
باعث صفا و سبزی دلها
فصل پاییز رسید از ره
زرد شد درختان همسایه
توی کوچه ریخت در پاییز
کمی از برگهای خزان زده
اما آدمهای ساکن کوچه
سخت بی مروتو خودبین
به شکایت و زاری
آمدند پیش همسایه
کوچه پر شده است از برگ
ما تمیزی میخواهیم
گر درختان بریده نشوند
آه و نفرین پشت سر دارید
شکوه و گلایه پی در پی
شد موتور اره ناغافل
آن درختان قدقامت
نقش بستند بروی زمین باهم
سبز داشت آن درختان را
زنده و استوار و پابرجا
هی امان از دل بیرحم
آدم دو پای ناآگاه
رسما و ملموسابه این نتیجه رسیدم که
اگر شکوه کنی وضعیت بدتر میشه
اگه ایراد بگیری فردا همون ایراد تو خودت پیدا میشه
اگر موعظه کنی فردا یکی همون موعظه رو برات تکرار میکنی
حتی اگه دلت بسوزه و بگب این بیچاره چه جوری این وضعو تحمل میکنه
دو روز دیگه به ی وضعی می افتی که بگی اون یکی پادشاهی میکردو من غافل بودم
خلاصه این زبان نیم وجبی
نقش مهمی تو کائنات بازی میکنه
حواستون باشه
ضمنا بشینید حساب کتاب کنید
ببینید چندساعت از عمرتون رو صرف برآوردن لذتهای چشایی میکنید
تشییع جنازه بود
رهگذران
اهالی محل
کسبه
جمعیت سیاه پوش
چند قدمی میت را بدرقه کردند
آنها بدرقه اش کردند
اعمالش به استقبالش خواهند رفت
پادشاه فصل ها پاییز
جایی که اهل بیت پیغمبر اسیرند
جادارد عشاق حسین یلدا نگیرند
ولی انگار بعضیها یلدا رو خیلی جدی گرفته بودند
میوه سفارشی سفارش داده بودندو
در ضمن بوی کباب هم از اول شب تا آخرش به مشام میرسید
خوشتون باشه اما فردا ادعای محب اهل بیت بودنتون نشه لطفا
سرم با شدت هرچه تمامتر
خورده به جایی
نصف سرم بی حس و متورم
انگارینفر همش داره موهامو میکشه
بدنم چند درجه سرد شده
چشم ها هم بشدت آسیب دیدن
همش فکر میکنم الان که از حدقه بیفتن بیرون
یاد کتاب فالاچی افتادم
متذکر شده سر خیلی مهم
باید اون کلاه لعنتی همیشه سرت باشه
اگر همه کلاه ایمنی بزارن سرشون
قطعا آمار مرگو میر کاهش خواهد یافت
اتوموبیلو آدمیزاد اختراع کرده درنتیجه
تمام اجزا و اتصالات و نحوه عملکرد کاملا شناخته شده هست
امــــــــــــــــــــــــــــــــــابعضی وقتها برای تعمیر ماشین نیاز به اتاق فکر و هم اندیشی چندتا مکانیک هست
حالا
آدمیزادو خدا خلق کرده
تمام اعضا و نحوه عملکردشون کاملا مشخص نیست
تازه دانشمندان علم پزشکی عضو بیکارو بی خاصیت تزیینی هم پیدا کردن
که اگه نباشن ظاهرا اتفاقی نمی افته
حالا فهمیدین
پیش دکتر رفتن چقدر خطرناک میتونه باشه
حاجی صفر هم رفت
هر روز لنگان لنگان و کمر خمیده راه می افتاد بطرف مسجد
سرراه برای ماشینها عبوری عصایش را تکان میداد
تا کسی پیدایش شود سوارش کند
حالا ما هم پاداریم هم کمر
راه مسجد را هم بلد هستیم
اما...
بهتر است بگذاریم برای زمان پیری
با عصا و کمر خمیده
آهسته و آرام
حتما کسی پیدا میشود ما را هم سوار کند
یبوست مادر بیماریهاست
آدمهای زیادی رو دیدم که به این مشکل محل نمیزارند
برید دنبالش
درمانش کنید
اصولی و قطعی
بنظرم طب سنتی خیلی حیلی بهتر جواب میده
آسیه رفته است کلاس قلاب بافی
به خیالش رفت قلا ب ببافد
سرش را بندازد توی کلاف و یک دانه دو دانه کند
پشت میل و زنجیره ببافد
یادش برود از خیلی چیزها
امـــــــــــــــــــــــــــــا
آسیه دو نفر است
یک آسیه سرش را میکند توی قلاب بافی
آن یکی اسیه با خیال راحت
در سایه امن مینشیند و در فکر فرو میرود
آن آسیه میبافد
این یکی اسیه کالری میسوزاند و می اندیشد
آن آسیه نماز میخواند
این اسیه همچنان در فکر است
.
.
.
تلاش دسته جعی برنامه ریزی شده و زمانمند برای دستیابی به هدف خاص
دوست دارم ی کمپین برا مبارزه با اجناس چینی راه بندازم
مثل حامیان عدم تبعیض نژادی تو آمریکا که به نشانه اعتراض علیرغم نیازمندی در جمعه سیاه خرید نکردن
ما هم اجناس چینی رو نخریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
لباسها و کفشها و کیفها وصله دار پینه دوخته شده ایرانی خودمونو مصرف کنیم
خیلی خیلی بهتر از اجناس چینی هست
نماینده شون میره تو شورای امنیت میشینه بر علیه ایران رای میده
بعد ما اینجا براشون ثروت ملی هدیه میفرستیم
اگر یکی تو خیابون بهت تنه بزنه میری براش کادو بگیری؟
من هنوز نفهمیدم
اینکه چرا آدما با فتخاری وصف ناپذیر
از اینکه اقوامشون در خارج از کشور زیست میکنند
حرف میزنند
کاروان عزا
آهسته و آرام به پیش میرفت
بدون هیچ شتابی
مرده شورها میشستندو
گورکنها حفر میکردندو
مصیبت زده ها میگریستند
همه اش تکراری است میدانم
تکراری تر از هر تکراری
واقعیتر از هر واقعیتی
امــــــــــــــــــــــــــــــــا
خیلی شیک و آرام چشمهایمان را برویش میبندیم
عکسهای تشییع جنازه مرتضی پاشایی را دیدم
اما هیچ آدم واقعا محزونی را ندیدم
جمعیت بظاهر عزادار
آمده بودند بیشتر برای تماشا
وقایع مربوط به مرگ و خاکسپاری این خواننده و واکنشهای آدما به این وقایع
برام خیلی عجیب و ناملموس و یه جورایی ناجور
قبلا هر وقت مورچه ای تنها رو میدیدم
دلم به حالش میسوخت
فکر میکردم خونشو گم کرده
امــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
حالا فهمیدم
مورچه های تنها
مامورین اطلاعات عملیات هستن
که برای شناسایی اعزام شدن
و هرچه سریعتر باید نابود بشن
جدیدا و در راستای صرفه جویی در مصرف گاز و کاهش هزینه های خانوار
یک آبگرمکن دیواری کم فشار بوتان جایگزین آبگرمکن مخزنی بوتان کردیم
امــــــــــــــــــــــــــــــان از این آبگرمکن دیواری که حمام رفتن باهش تکنیک واصول داره
و رکن اساسیش فشار آب بالا و اسراف در بینهایت آب هست
اگر آب فشار زیاد نداشته باشه آب اصلا گرم نمیشه
تا فشار آب کم بشه آب سرد میشه
بنابراین بصورت لحظه ای آب سرد و گرم میشه
و همش باید مشغول تنظیم دمای آب باشی و هی لعنت بفرستی به شیطان برای اسراف آب
بعد هی با خودت بگی آب اگه تموم بشه دیگه نیست
خشکسالی هست
سد ها آب ندارن
اگه آب نباشه چیکار کنیمو....
نهایت یک آسیه مالیخولیا زده ی گربه شور داریم
که تصمیم داره دفعه بعد بره حمام عمومی
و همچنان در اندیشه آبگرمکن غوطه وریم
(لازم بذکر:اداره آب اذعان کرده که اینچ لوله اصلی خیابان ما کمتر از حد استاندارد و باتوجه به حجم انبوه آپارتمان سازی و بی بودجگی اداره آب برا تعویض لوله شیر آب ما اندازه شیر سماور آب داره اصلا فشار نداره که فشارش کم باشه یا زیاد)
داشتم آلبوم عکس عروس و دوماد میدیدم
یاد تئاتر بچه، خوک ، آتش افتادم
از هیچ کاری دریغ نکرده بودند
بچه که بودم
برای آبگرمکن احترام زیادی قائل بودم
فکر میکردم موجود زنده است
عقل و احساس دارد
وقتی آب به دمای جوش رسید
خودش میفهمد و خاموش میشود
عمریست بر ضریح شما گریه کرده ایم
جز گریه در عزای امامان چه کرده ایم؟
بس روضه ها شنیده و از حال رفته ایم
عمری ز چاه کوفه به گودال رفته ایم
تصویر ما ز حضرت خیرالنسا چه بود؟
جز پهلوی شکسته و بازوی کبود
درمانده ایم حیدر کرار ما کجاست؟
ما تشنه مانده ایم علمدار ما کجاست؟
یاد حسین، گم شده در یا حسین ما
مسلم غریب مانده نه در کوفه، بین ما
جان ها چرا تهی ز تظاهر نمی شود؟
از ما چرا دوباره یکی حر نمی شود؟
ما رهزن خودیم چه باک از حرامیان
زینب اسیر ماست نه دربند شامیان
این کودکان غمزده این نسل بی نشان
طفلان مسلم اند که سر میبریمشان
این ها رقیه اند به ویرانه ها مقیم
این ها سکینه اند گرفتار یاس و بیم
این نسل بی پناه به تردید مبتلا
تنهاترند یا که اسیران کربلا
درس ریا به مدرسه آموختیم شان
آتش به خیمه ها زده و سوختیم شان
بس جان ملول گشت و سینه مشمئز
از واعظان بی عمل غیر متعظ
از پینه برجبین و به جیب اسکناس ها
بگذشتن از فلک رقم اختلاس ها
ما زائر توایم ولی بار ماست کج
برماببخش این همه یا ثامن الحجج
هر طرفش را که بگیری آنطرفش باز می ماند روی زمین
ظاهرا هیچ پیش نمی آید شرایطی که
هم خدا راضی هم خلق خدا راضی
همیشه یکی ناراضی اوضاع را متلاطم میکند
و نمی شود گفت گور بابای ناراضی
حکومتداری عجب کار سختی است
آمدم بنویسم مرغ ارزان شد
تجارت است دیگر
بالا و پایین دارد
ناشکری ممنوع
فحاشی به دولت ممنوع
قابل توجه مرغداران محترم
که در شرایط عادی از فروش مرغ سود میبرند
با لنت سیاه دور تا دور توپ پلاستیکیشو چسب زده
جوری که روتوپ چهارخونه چهارخونه شده و
میگه توپ چهل تکه دارم
هرچه درسهایی که می آموزند دشوارتر باشد شانس زنده ماندنشان بیشتر است
( از متن مستند امریکای شمالی )
این همه مطالبات بلاوصول و پرونده های بی نتیجه مطروح در دادگستری های سراسر کشور
نتیجه مدارای بیـــــــــــــــــــــــــــش از حد قوه قضاییه با بدهکاران است
که از نتایج آن از بین رفتن امنیت اقتصادی، بدبینی و بی اعتمادی مردم به حکومت جمهوری اسلامی است
یک قطعه عکس هم باید هنگام دادن دسته چک از افراد بگیریدعکس کارت ملی و شناسنامه وضوح نداره
صرفنظر از اینکه بنظرم باید استعلام اصالت مدارک هویت از اداره ثبت احوال و سایر مدارک از مراجع ذیصلاح هم اضافه بشه
درج نام دارنده دسته چک بصورت چاپی روی خود برگ چک توسط بانک باید الزامی باشه
اسامی آدمهای بدحساب و دارای چک برگشتی باید برای همه براحتی و رایگان قابل دسترس باشه
اگرچه عمده مشکلات چک ناشی از اینکه آدمها نمیدونن اعتبار سند تجاری مثل چک بستگی کامل داره به اعتبار صادرکننده
و نباید از هرکسی چک قبول کنند اما شما موظف هستید امنیت روابط تجاری رو تامین کنید
ل
بعد از سی سال زندگی مشترک و
عروس و داماد و نوه
شوهر مذهبیش
شیطان پرست شده
ط
بعد از سی سال زندگی مشترک و
عروس و داماد و نوه
شوهرحاجی بازاری مذهبیش
رفته یک زن سی ساله گرفته
د
درطول سی سال زندگی مشترک
هیچ وقت نفهمید درآمد بالای شوهرش کجا تموم میشه
که هیچوقت به خونه نمیرسه
خودش کار کردو چرخ زندگی لنگان لنگان چرخید
حالا هم شوهر مقروض بازنشسته اش خونه رو جهنم کرده برای فروش ارثیه پدری د
م
بعد از چهل سال زندگی مشترک
شوهرش ضربه مغزی شده و الان زندگی نباتی داره
تو خونه از شوهرش مراقبت میکنه
خیلی سخته
گ بخاطر خوردن قرص اعصاب چاق و چاق تر میشه
و
ط تحت فشار روانی به شدت لاغر شده
و
د مجبوره کار کنه و خرج بچه هاشو بده
کی از حال اون یکی خبر داره؟
خواب ربات دندانپزشک دیدم
سریع دندانو اسکن میکرد
پوسیدگی رو ترمیم میکرد
خیلی سریع
بدون درد
با اشعه
حالا اشعه چی بود؟نمیدونم
دلم میسوزد
از صبح که بیدار می شوم تا شب که بخواب میروم
همه اش در حال سوختن است
و نمی دانم چرا تمام نمیشود
هر روز از نو شارژ می شود برای سوختن
سوختن های بی حاصل بی فایده
برای پسرکی که کیسه سبزی را کول می کشد
برای پیرمردی که به سختی گاری دستی اش را هل می دهد
برای شیرخواری که لای پتو و غرق خواب تحویل مربی مهد کودک میشود
برای کارگری که با شلوار فاق کوتاه بیل می زند
برای زن همسایه که عاشق کنترلگری است
برای آن نابینای عصا بدستی که سال هاست با گدایی روزگار می گذراند
برای خودم که منتظرم برنده جایزه... شوم
همه آدمهای ریزو درشتی که سر راهم سبز میشوند
گزینه ای برای دل سوختن دارند
سوختنی که مثل آتش نادر بدون دود است
حتی بدون بو
این صدای اعتراض آسیه است
که به هیچ جا نمی رسد
این از مضرات دنیای مجازی است
که دستت به زیان زننده نمیرسد تا خفتش کنی
رمز گذاشتن وبلاگ پس از مدتی
یعنی برای عده ای کارت دعوت بفرستی
بعد درب خانه ات را ببندی و راهشان ندهی
با شما هستم ها
یا رمزت را بردار
یا هیچی
او هم رفت
سمیه ما پر داره
بچه و شوهر داره
نمیتونه پر بزنه از تو کما دربیاد
نه داد کنید نه بیداد
پرپرپر سمیه پرید
رفت و به اون دنیا رسید
میخواهم بدانم
فرق من که پودر شیمیایی روی مورچه ها میریزم
با اون خلبانهای آمریکایی که بمب شیمیایی روی ژاپنیها ریختن
چی هست؟
ور نبود خنگ مطلا لگام زد بتوان بر قدم خویش گام
ور نبود مشربه از زرناب با دو کف دست توان خورد آب
ور نبود بر سر خوان آن و این هم بتوان ساخت بنان جوین
ور نبود جامه ی اطلس ترا دلق کهن ساتر تن بس ترا
شانه ی عاج ار نبود بهر ریش شانه توان کرد بانگشت خویش
جمله که بینی همه دارد عوض وز عوضش گشته میسر غرض
آنچه ندارد عوض ای هوشیار عمر عزیز است، غنیمت شمار
بیت آخر را تکرار میکنم بارها و بارها
و نمی دانم چگونه باید غنیمت شمرد عمر عزیز را
هیچ یک از جنبه های زندگی ام در کفه ترازو وزنی ندارد
چه باید کرد
الان داشتم نامه اصفر فرهادی برا نجات ریحانه جباری رو میخوندم
حالا نمیشد اون کسی که این خبر مهمو داده که خانم قاتل قبلا بازیگر بوده
اسم فیلم هم لو میدادن تا آقای فرهادی مجبور نشه همه بازیگرا رو تک تک چک کنه
برا نجاتش به هرچیزی چنگ میزنند
حتی به عکس بچگیش با ناصر حجازی خدابیامرز
اسمش درمانگاه دولتی
با ۳۲ پله
بدون آسانسور
بیماستان دولتی
مریض با حالت اورژانس بدلیل خونریزی مراجعه کرده
بیمارستان اول سوند چندشو زجر آورو وصل کردن
بعد میگن دکتر نداریم
سوندو دراوردن
بیمارو به بیمارستان دوم ارجاع دادن
بیمارستان دوم دقیقا عین بیمارستان اول سوند وصل کردن
بعد درآوردن و مریضو بدلیل نداشتن دکتر به بیمارستان سوم ارجاع دادن
بیمارستان سوم تو اورژانس سوندو وصل کردن بعد میگن پذیرش نمیکنیم
برو همونجا که جراحی کردی!!!
یعنی چیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ؟
مریض از خونریزی بمیره
شما هم تماشا کنید
چون یک جای دیگه جراحی کرده؟
مریض بدبخت گفت یا نمیرم یا با سوند میرم
آخرش با ناله و زاری و التماس و صد البته آشنا
مریض بستری شد
به این وضعیت چی باید گفت؟
ملکه اردن زحمت کشیدن مقاله ای درباب غزه به رشته تحریر درآوردن
مقاله ای که آخرش آدم به این نتیجه می رسه که پاشه بره بانک برا آنروا پول واریز کنه
وسطای مقاله فکر میکنی یک مقاله تبلیغاتی برای تمجید از سازمان ملل
تو این مقاله نه ردپایی از اسراییل هست
نه مقاومت مقتدرانه مردم غزه
نه خانم ملکه ! مردم غزه در یاس و ترس بسر نمی برند
بلکه
امیدوارانه با تکیه بر نیروی ایمانشان برای رهایی از چنگال دوست خوب شما مبارزه می کنند